شعرهایم

پشت سنگ

 

لیلا صادقی، عکاس: خالق گرجی

درخت هم که شاخه هایش تیر بکشد

می افتد توی دریاچه‌ای که خیال می‌کند تشنه است

ولی هنوز روی فکری که یخ زده‌ام

سر می‌خورم و هربار که می‌افتم

دوباره بلند می‌شوم

سنگ بنای اولین دیواری که می‌شکند

زیر سومین مهره‌ی گردنم تیر می‌کشد

تنت سنگ و سرت سنگ و لبت سنگ

منم مورچه‌ای که همه‌ی عمر سنگی کشیده باشد به پشت و

شده باشد پشت سنگ

پشت می‌کنم به سنگی که می‌شکند سرم را

ولی به سنگ که برنمی‌خورد این پشت من

پشتی که تیر می‌کشد و می‌افتد توی آبی که خیال می‌کند تشنه است

سنگی که پشت می‌کند به خودش زیر آب

---

لیلا صادقی

دیدگاه‌ها  

0 #2 لیلا 1398-06-30 08:54
مشکلی نیست آقای اوغلو و ممنون از توجهتانبه نقل از کامیل قهرمان اوغلو:
سلام خانم صادقی بزرگ و عزیز . اومید است خوب باشید و حال شعرتان بهتر ازین روزها باشد. میخاستم شعرتان را به زبان شیرین و مدرن تورکی ترجمه کرده و شمارو ب ادبیات اکنون آزربایجان معرفی کنم. و با اجازه جند تا از شعرتان را ترجمه کرده ام فقط میخاستم احازه بگیرم بعد، شعرها ب صورت گزینشی ترجمه گردد. لوطفن برام پیام بزارید و یا با این شماره در تماس باشید . 0936 623 7133 . یا حق
نقل قول کردن
0 #1 کامیل قهرمان اوغلو 1398-01-25 08:42
سلام خانم صادقی بزرگ و عزیز . اومید است خوب باشید و حال شعرتان بهتر ازین روزها باشد. میخاستم شعرتان را به زبان شیرین و مدرن تورکی ترجمه کرده و شمارو ب ادبیات اکنون آزربایجان معرفی کنم. و با اجازه جند تا از شعرتان را ترجمه کرده ام فقط میخاستم احازه بگیرم بعد، شعرها ب صورت گزینشی ترجمه گردد. لوطفن برام پیام بزارید و یا با این شماره در تماس باشید . 0936 623 7133 . یا حق
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است