ما هوا می‌پیماییم

           سپیده جدیری

در اتوبوس‌های مسافربری.

 

و حرف تمام می‌شود     در اتوبوس‌های مسافربری

و رنگ تمام می‌شود     در اتوبوس‌های مسافربری

و تَن تمام می‌شود        در اتوبوس‌های مسافربری

و من

از زنانِ گیج و شاید هم ترسناکِ اتوبوس‌های مسافربری

گیج می‌شوم وَ شاید هم ترسناک:

زنان،

شکمْ شکم

با بچه‌های چرخنده

با بچه‌های هر سال

با بچه‌های حامله‌تر

هاه! زنان،

می‌چکند می‌چکند مرا تَنگ     در بغل‌های مسافربری

زنان،

می‌زنند، می‌ریزند، می‌خَمَند

در من

و در اتوبوس‌های مسافربری

و در اتوبوس‌های مسافربری

و در اتوبوس‌های مسافربری

ما هوا می‌پیماییم.

                                           شعر: سپیده جدیری

 

میشل فوکو در یکی از مقالاتش تحت عنوان سرمایه گذاری سیاسی بدن می نویسد: در روزگار گذشته، تن همواره برای اهداف سیاسی مورد استفاده قرار می گرفت، تن اشاعه ی قدرت بود به همین دلیل برای گسترش قدرت اولین نشانه ها متوجه بدن انسان شد. بدن تبدیل به ابزار سیاسی قدرتها شد، به همین دلیل برای استفاده ی قدرتها از بدن، این بدن  مورد  استفاده قرار گرفت،  اداره شد تا بتواند اطاعت کند، جواب دهد و مهارت و نیروهای خود را افزایش دهد. 

 
نظریه فوکو از تن را می توان  در زیرساختهای جامعه ی سنتی ایران و استفاده ی ابزاری قدرت از تن دید، به همین دلیل در جامعه ای که تن مظهر و نماد اشاعه ی قدرت می شود، ادبیات ساختار شکن  مظهر مبارزه با تنی می شود که قدرت مدام در تلاش است تا آن را سانسور کرده و یا سرکوب کند. این استراتژی به ویژه در ادبیات زنان اهمیت بسزایی دارد به خصوص که این ساختار شکنی و قدرت ادبی می تواند ساختار های نهادینه شده ی مردسالاری را تحت تاثیر قرار دهد. ادبیات قادر است تا با نشانه گرفتن تن و رد استفاده ی ابزاری قدرت از آن به مبارزه برخیزد و از تن تعریف جدیدی به دست دهد، در چنین بافتی زبان همان ابزار تن می شود. 
 
تنی که مطابق نظریه ی دالگالس تصویری از اجتماع است در میان بافت ادبی رویکرد اجتماعی خود را از دست می دهد و در ساختار سازی جدیدی از تن موفق عمل می کند. در خوانش شعری از سپیده ی جدیری ، می توان این تعریف تن را دید،  تنی که با سو.ژه های مردسالاری در ساخت زبان هیچ سنخیتی ندارد.
 
شعر از آشنا زدایی و ادغام واژگان آشنا و پریشان ساختن زبان شروع می شود، در عین حال شاعر با گسستن معنای عادی کلمه ساختار جدیدی را از زبان ارائه می دهد و مخاطب را با فرم جدیدی از مصداق تن رهنمون می سازد. بسیاری از سطرها آشنا زدایی شاعر از کلمات به نفع جنسیت خود است. 
 
 
با این حال هر کلمه ای که در این شعر استفاده شده است، به خصوص آنهایی که شاعر آشنازدایی کرده است، ارجاع خاصی به محیط بیرون دارند و در واقع بیانگر یک تجربه از خاطره ی جمعی هستند، خاطراتی که میان تجارب بسیاری  از زنان مشترک است. مثلن اتوبوس و هواپیما که هر کدام نماینده ی خاصی از تجربیات شاعر در این فضا هستند. یعنی شاعر در عین حال که قادر است ارتباط معنایی میان هواپیما و اتوبوس برقرار  کند و در عین حال یک تجربه ی اجتماعی را از تن زنانه نشان می دهد، این ارتباط ر ادر  سطرهای بعدی شعر می توان دید 
 
و حرف تمام می شود         در اتوبوس های مسافربری
و رنگ تمام می شود              در اتوبوس های مسافربری 
و تن تمام می شود               در اتوبس های مسافربری 
 

آزاده دواچی

تکرار اتوبوس و مسافر در سطرهای شعری به نوعی ارجاع به تن شاعر در محیط بیرونی و محیط حقیقی  است، تن زنانه که مطابق نظریه ی داگلاس یک تن نمادین است، اما در این سطر شاعر قادر است تا مرزهای تنانه را بشکد و با فضای رئال جامعه گره خورد، این تن تسلیم حقایق جامعه ی خود نمی شود بلکه قادراست تا مخاطب را به یک تجربه ی شاعر از محیط فرازبانی ارجاع می دهد. اما دوباره شاعر با تن خوددر روابط استراتژیکی و بینابینی کلمات را بر هم می زند مثلا در سطر بعد می گوید:
 
و من 
از زنان گیج و شاید ترسناک اتوبوس های مسافربری
 
 
اربتاط تن زن و تن به اتوبوس، برقراری رابطه ی میان اتوبوس و تن نیز اشاره ی شاعر به یک تجربه ی خاصی از اجتماع است که به صورت زبانی در سطر بعدی هم تکرار می شود و در نوسان میان تن زن و محیط بیرونی، تجربه ی شاعر را از این ماهیت آشکار سازد. در سطر بعد نیز تن نماد بارزتری از تجربه ی زنانه ی شاعر می شود و شاعر از کلمات به نفع جنسیت زنانه آشنا زدایی می کند .
 
زنان 
شکم شکم
با بچه های چرخنده 
با بچه های هر سال
با بچه های حامله تر
هاه ! زنان
می چکند می چکند مرا تنگ         در بغل های مسافری 
 

شاعر جنسیت خود را سرکوب نمی کند، بلکه برای نقد رویکرد اجتماعی از آن بهره می جوید، این بار تنی که مطابق نظریه ی فوکو هدف  قدرت بوده در این سطرها با نوسان در سطور شعری ی تواند خود را رها کند. می توان گفت که شاعر در این شعر به خوبی می تواند از کلیشه شدن تن فاصله بگیرد، تن را برای مبارزه با یک رویداد در تجربه ی اجتماعی به کار گیرد و خود را در گیر متن اجتماع و ارجاع کلیشه ای به تنش نکند.  این رها سازی از قدرت در شعر می تواند یکی از نمونه های خوب تلاش زنان در ادبیات برای هدف قرار دادن مردسالاری نهادینه شده باشد. شاعر تن را از سمبل های مردسالاری رهایی می بخشد و مظهر و نشان متفاوتی از هویتش را نمایان می سازد، در عین حال،  شاعر مخاطب را میان سطرهای روایی رها می کند و نظم عادی شعر را بر هم می زند، شاعر به خوبی میان رفتارهای خود در شعر و ارجاعات حقیقی جامعه ارتباط برقرار می کند، در این جا تن شاعر دیگر ابزار قدرت نیست بلکه از طریق شعر با این ابزار مبارزه می کند و شاعر به خوبی در این شعر توانسته است رویکرد حقیقی از تن زنان را نشان دهد. . 

 

منابع :

 

Fraser, Mariam . The body - A reader. Rutledge, New York :  2005.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: