نقد آثار دیگران

انگار گفته بودي ليلي (سپيده شاملو) - لیلا صادقی

 

روزنامه حيات نو، 1380، جمعه، 30 آذر، ص: 8

انگار گفته بودي هرچيزي به جز ليلي

 

رمان امروزي چگونه رماني است؟ امروزي، به معني مدرن: جاري، مرسوم، متداول يا چيزي كه داراي خاستگاه و منشأ اخير و معاصر باشد. ومعناي فني آن: كيفيت يا حالتي دال بر «واجد خاستگاه معاصر بودن» و«به تازگي خلق شدن» (زيگمون بامن). آگاهي متحول از جهان و خود كه برخاسته از زيستن درحال يا اكنون است تا درگذشته، در واقع ابداع و ابتكار بعدهاست. شخصيتي كه تاريخ را در برابر خود و خود را در برابر تاريخ قرار مي دهد، و در اين باره به تأمل مي نشيند كه آيا اين دو در هماهنگي و همسويي با يكديگر هستند يا نه. (هگل)
آيا اين رمان ابداع و ابتكار بعدهاست؟ آيا كيفيت امروزي و تازگي در آن نمود دارد؟
هر اثر درصورتي مي تواند مبتكر بعدها باشد، كه گذشته را پشت سرگذاشته باشد؟ آيا اين رمان گذشته را از سرگذرانده؟ و يا همچنان در گذشته ها در نوسان است؟ داستان حكايت زنان است. راويان زن با ديدگاه هاي زنانه، تمام داستان را به سيطره گرفته اند؟ اما فضاي داستان تحت سيطره مردان غايب آن است؟ زنان در سطح داستان و مردان در لايه هاي زيرين آن زندگي مي كنند؟ (در جهاني كه طالب حركت و پويايي و برابري است، داستاني مي آيد مفاهيم سنتي را با لايه اي از روشنفكري به نگارش در مي آورد.) داستان حكايت كوبيده شدن هاي مستانه، انتظار كشيدن هاي شراره و موقعيت هاي فرضي زنان در جامعه امروزي است.


1) بخش مفاهيم: مفاهيم خلل برانگيز در رمان:


الف جريان غير منطقي برخي داستان واره ها در داستان:

داستان از نظر مفهومي دچار اختلال و ضعف پردازش است. بسياري از نقيضه ها بدون هيچ تأملي در داستان وارد مي شوند و فضاي داستان را براي خواننده تنگ مي سازند، از جمله:
توصيف اوائل ازدواج مستانه و محمود در صفحه 103 كه در نقل قول از محمود اشاره به مسئله ارتباط او با رويا مي شود. در صورتي كه مستانه در اوائل نسبت به رويا ديد خوبي داشته و در اواخر، به او مظنون شده بود. (حتا شراره بارها به او تذكر مي دهد كه با هركسي رفت و آمد نكند، ولي مستانه مي گويد: رويا هركسي نيست.)
مستانه در ص 116 خطاب به شراره حرف مي زند. زماني كه از خانه شوهرش فرار كرده و در كنار شراره است، در صورتي كه اواخر صحبتش به مقطع زماني بعد از آنجا، كه به خانه محمود برمي گردد، اشاره مي كند.
محمود عاشق زنش بوده و به خاطر او در تركيه سرگرداني كشيده، و از فرط محبت و غيرتي كه به زنش دارد، او را به باد كتك و شلاق مي گيرد. چطور براي ماه عسل پيش مادرش مي خوابد و نه پيش زنش؟!


ب شخصيت پردازي ناموفق:
به عنوان مثال، شخصيت مستانه به شكل متناقضي توصيف مي شود. يك جا زني است مستقل، خلاق، مصمم و آرماني و جاي ديگر زني است رويايي، احمق، تو سري خور و بي اراده كه درِ خانه را به رويش قفل ميكنند. با شلاق كتك مي خورد. گوئي ذهن نويسنده هنگام توصيف شخصيت هاي داستان، چند شخصيت متفاوت را با هم مي آميزد و در نهايت، قادر به ارائه شخصيت جداگانه اي نيست. ص 100و 101.


ج پايان بندي:
فصل 8 كه پايان بندي داستان است، به گونه اي تيشه به ريشه داستان مي زند و داستان را از روند همزماني خود نجات نمي دهد. داستان كه به سمت باز شدن روزنه هاي اميدي به سوي آينده و مدرنيته حركت مي كند، ناگهان در اين بخش، به تراژدي غمناك مادر منتظر براي پسر گريزان تبديل مي شود. در واقع، نويسنده متن سعي در گره گشايي نهايي داشته، ليكن با اين بخش چند گره روي هم زده مي شود. اين پايان بندي مي توانست زبان متزلزل و توصيفات پراكنده را به جمع بندي برساند و براي آنها توجيه معنايي بتراشد، كه حتا اين كار هم نشده است.

د. نام اثر:
ليلي كيست؟ ارتباط متن با كلمه كليدي ليلي كه براي نام كتاب هم انتخاب شده چيست؟ آيا نام صرفاً براي جذابيت دهي به اثر انتخاب شده و بعداً روابطي فرضي بين نام و اثر ايجاد شده؟ در كل داستان با استفاده از مبحث ليلي هيچ نكته اي به اثر اضافه نمي شود. در ابتدا گمان خواننده بر اين است كه ليلي زني است معشوقه علي، شوهر شراره، و در انتها مشخص مي شود اسم مستعار شراره براي علي ليلي بوده. حالا اين ليلي چه نقشي در تكامل اثر دارد، و اين ايجاد اين نقش سهل انگارانه كه شراره گمان مي كرده دختر چشم سياهي به نام ليلي معشوقه شوهرش است، چه بار معنايي و هنري براي خواننده دارد؟


2) بخش ساختاري و زباني:
1. رمان به سه بخش تقسيم مي شود:

بخش اول: حرف هاي شراره خطاب به علي.
بخش دوم: حرف هاي مستانه خطاب به شراره.
بخش سوم: حرف هاي شراره خطاب به مستانه.
حال پرسش اين است كه اثر بر چه معيار و منطقي به هشت بخش تقسيم شده و گاهي سه بخش براي حرف هاي شراره به علي است و گاهي با يك بخش يك و نيم صفحه اي، پايان بندي داستان.


2. ساختارهاي اضافي:

كل داستان دو راوي دارد. يك راوي، شراره و ديگري هم مستانه است. اين دو راوي داشتن، مسئله انتخاب را در ذهن مي آورد. چرا فقط اين دو راوي. حالا كه قرار است داستان از دو ديدگاه نقل شود، چرا هر دو ديدگاه زنانه انتخاب مي شود. چه تكنيكي پشت اين كاربرد هست؟ شايد هم به دليل عدم توانايي در ارائه ديدگاه هاي ديگر است. ديگر اينكه، چرا نثر زباني ونوع توصيف در هر دو راوي يكسان است. براي اين يكساني هم هيچ تكنيك خاصي درنظر گرفته نشده كه بخواهيم بگوئيم، وحدت دو راوي در پي كثرت آن ها بوده است.


3. فضاسازي:

گاهي تصاوير به خوبي ارائه مي شود و نثر با فضاي تصوير شده، يكي مي شود، مانند ص 176: از بازي آتاري تصويري ارائه مي شود و بعد شخصيت داستاني آرزو مي كند كه كاش هواپيماي قابل كنترل ما در آتاري واقعي بود. اغلب فضاسازي ها، بسيار احساساتي و سطحي پردازي است و به توصيف جزئياتي كه هيچ نقشي در ساختار داستان ندارند، مي پردازد. مانند: «صبوري مي خواست از من. صبوري مي كردم…» ص17. «او گناه من را بخشيد. گناه نفهميدن او را، اطمينان نكردن به او را بخشيد.» ص 101. «هر چه ابر بود روي ماه شب چهارده مي خواست.» ص 102.


4. شرح قضاياي بي اهميت:

«پاهام بي حس شده بود. سياوش پريد. انگشتش را زد به توپ. پريد. پريد. آب خورد. مامان دويد توي آب. سياوش توپ را گرفته بود…»  ص 170 .


5. استفاده فراوان از كليشه:

«او از ته سياهي نيامد كه نيامد.» و « خودم را مي كوبيدم به سياهي.» … ص120.


6. تكرار مقوله ها:

كتلت، ديدي تنها موندي، كوبيده شدن، پيچ بافتن (فقط در صفحه 31 سه بار تكرار شده. «بار اول كه محمود را ديد، تقريباً سه ماه از آخرين عاشقي اش گذشته بود.» (ص 33) و بسياري عناصر ديگر. نويسنده قصد داشته تكرار را خصيصه سبكي كند، گاهي تكرارها، انعكاس خوبي در متن ايجاد كرده از جمله: پيچ بافن و كوبيده شدن. اما اغلب آن ها كاربردي نشده و ملال آور و زائد به نظر مي رسد. مانند تكرار«لب هاش را مي كشيد يعني خنده.»ص54. و در ضمن، اين تكرار، هم در زاويه ديد شراره در تلاش براي رسيدن به خصيصه سبكي است و هم در زاويه ديد مستانه به عنوان راوي.


7. تناقض دو فضا:

جمله به خلوت و دنج بودن اشاره دارد. «ضريح ايستاده بود آن وسط. مردم همه ضريح را نگاه مي كردند. من هم. انگار هيچ كس هيچ آرزويي نداشت. اين را از نگاه مسخ شده و صامت مردم مي گويم.» ص 10. و بعد فضاي ديگري ارائه مي شود كه زير پا ماندن و ليز خوردن چادر از سر به دليل ازدحام جمعيت و بستن چادر به كمر و هول دادن حكايت دارد.


8. قضاوت راوي در تصاوير:

«خنده دار نيست؟ »ص 18


9. لحن نامناسب:

لحني كه براي راوي اول، به خصوص در اوائل داستان انتخاب مي شود، لحني بچگانه است. با اينكه داستان از زبان راوي بزرگسال نقل مي شود و در يك دوره به خاطر آوردن اتفاق مي افتد، نه چند دوره. لحني كه اوائل داستان را تعريف مي كند، لحن بچه اي دوساله ايت نه زني كه ازدواج كرده و شوهرش هم مرده. (داستان زمان بندي ندارد و همه زمان ها در يك زمان ارائه مي شود. روند خاطره گويي دارد.) ص 19«شنيدن صدات براي من بس بود. به خصوص اگر مي نشستي برام قصه مي گفتي.»


10. ضعف زبان:

«نگاهت ولو شد توي چشمهام.» ص168«صداي مربي پرورشي را مي كشيدند.»ص 29


11. قصور توصيفي زبان:

«و دوباره آن اتفاق مي افتد.» (براي توصيف مسائل جنسي).ص 102


وجوه موفق داستان:
12. استفاده از جمله هاي كليدي كه در مفهوم، مرتبطند با فلسفه داستان:

«روي دستهاش كه مي خواست تكليف همه نخها را روشن كند.» ص130«مستانه تو با واقعيت ها غريبه زندگي كردي و من با روياها غريبه بودم.» (رويا نام دوست مستانه هم بود.)ص 57


13. تداعي معاني از طريق قرار دادن يك كلمه در فضاي متكثر معنايي و سپس وحدت معنايي:

« «اين كفترا شدن درد بي درمون!» پدر داد زد سر دكتر و گفت «يعني درد بي درمون؟» «درموني نداره آقا، فقط مدارا.» »ص 90
 

14. نيم دايره شخصيت هاي داستان:

داستان به نوعي فلسفه دور تسلسلي را نشان مي دهد. رفتارهاي مادر با بچه، بعدها به صورت رفتارهاي بچه با مادر تصوير مي شود. سياوش عمل پدر خود را تكرار مي كند. پدر با مرگش شراره را ترك مي كند و سياوش با تركش.
 

15. تركيب دو فضا با فاصله زماني، بدون فاصله مكاني-نحوي.

با جهاني كه با حركت و پويايي و سرعت و برابري ارزش ها و ديگر مقوله هاي انساني، رو به رشد و در حركت است، آيا نقص ها و اشتباهات گذشتگان را تكرار كردن مجاز است. آيا نثرهاي تقليدي، كليشه اي با استناد به همه فهم بودن و زباني ساده داشتن، به عنوان بهترين اثر يك سرزمين مي توانند انتخاب شوند؟ و شايد اشتباه گذشتگان كمتر از آيندگان باشد، چرا كه در زماني كه بسياري از امكانات پيشرفته امروزي نبود، ادبيات و هنر ايراني، معاصر عصر خود بوده است، ولي امروزه، جامعه پرمدعاي هنري، سرشير را به عنوان ماهيت شير استفاده مي كند و بعد از مدتي، بافت چربي خود را اضافه مي كند.

 

--

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است