ترجمه شعر و داستان

لکه ی ننگ - کاوان نهایی

 

کاوان نهایی

همه چیز از یک قطره کوچک شروع می شود

فرقی نمیکند

شربت پرتقال باشد

یا آب انار

افتاد، افتاده است

به همین سادگی

گاهی لکه ای می شود

روی پیراهنت

گاهی هم روی دامنت

لکه دارت می کند

این شعر به خون آلوده است

دامن لکه دارت دیگر گل نخواهد داد

این شعر به خون آلوده است

این صدا همچنان در این شعر تکرار می شود

این شعر به خون آلوده است

تو همچنان مشغول پاک کردن لکه ات هستی

چاقو کار خودش را می کند

لکه همچنان وسیع می شود

مرزهای دامنت

پخش می شود در نقشه جغرافیا

خاورمیانه را وسیع می کند

تو همچنان با تایید لعنتی مشغول پاک کردن لکه ات هستی

این شعر پریود شده است از اضطراب

یارو اسطرلاب می اندازد وسط معرکه

چاقو همچنان می برد

این شعر همچنان به خون آلوده است

این صدا همچنان تکرار می شود در این شعر

لکه همچنان پخش می شود

لکه است دیگر

می تواند بیفتد روی هر چیزی

تصویر زوم می شود روی اردک مغموم

و نفت

لکه ای وسیع بر گستره دریا

خون با خون پاک می شود

نفت با نفتکش

و این اردک

با آن منقار بی شکلش

نفتچکان از لیدی گاگا هم سکسی تر به نظر خواهد رسید.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است