یادداشت

به ياد فرزاد شريفيان - ليلا صادقي

 شریفیان از زیرساخت‌های فرهنگی زبان فارسی الهام می‌گرفت

 

خبرگزاري كتاب

هيچ وقت فكرش را نمي‌كردم كه روزي درباره‌ي فرزاد شريفيان با فعل‌هاي مربوط به زمان گذشته حرف بزنم. پژوهشگر برجسته‌اي كه يكي از بنيانگذاران رشته‌ي زبانشناسي فرهنگي بود و كتاب‌ها و مقالات بي‌شماري در اين حوزه تحت نظر او و يا به قلم منتشر شده است از جمله «فرهنگ، بدن و زبان: مفهوم‌سازي اندام درون ذهن از خلال فرهنگ و زبان» (2008) و همچنين «مفهوم سازي فرهنگي و زبان: چهارچوب نظري و كاربردها» (2011) و بسياري ديگر از آثار پراهميت او كه شريفيان را به عنوان نخبه‌اي در جامعه‌ي مطالعات زباني و فرهنگي مطرح مي‌كند. او كه كرسي زبانشناسي فرهنگي در دانشگاه موناش استراليا را برعهده داشت، همواره در اين حوزه با ايده هاي نو در همايش‌ها و مجلات قلم مي‌زد و دانشجويان بسياري را پرورش داد و اخيرا نيز در ايران آثار او مطرح شده است. خوشبختانه دو كتاب او در زمان حياتش به فارسي منتشر شد كه يكي به ترجمه ليلي اردبيلي است با نام «مقدمه‌اي بر زبان‌شناسي فرهنگي» كه سال 1393 منتشر شد و ديگري كه اخيرا در دانشگاه ولي‌عصر رفسنجان رونمايي شد با نام «زبانشناسي فرهنگي: مفهوم‌سازي‌هاي فرهنگي و زبان» به ترجمه‌ي طاهره احمدي‌پور، پريا رزم‌ديده و حامد مولايي. به‌واسطه‌ي ترجمه‌ي اين كتاب شريفيان و استقبال جامعه‌ي زبانشناسي ايران از نظريات او در حوزه‌ي شناختي، رشته‌ي جديد زبانشناسي فرهنگي در ايران به تازگي تأسيس شده و سرفصل‌هايي با نظر خود شريفيان براي تدريس آن تعريف شده كه كتاب شريفيان يكي از منابع مورد تدريس در اين رشته در نظر گرفته شده و بي‌شك اگر روزگار فرصت بيشتري به شريفيان و همچنين پژوهشگران حوزه‌ي فرهنگ مي‌داد، بي‌شك اين اتفاق فرخنده شاهد گسترش و بالندگي بيشتري مي‌شد و صد افسوس!

زبان شناسي فرهنگي كه شريفيان و پالمر آن را مطرح مي‌كنند، تلفيقي است از روان‌شناسي زبان، روان‌شناسي شناختي، زبان‌شناسي شناختي، انسان‌شناسي شناختي، زبان‌شناسي اجتماع و زبان‌شناسي كاربردي. در اين رشته تلاش بر اين است كه ارتباط شناخت بشر با فرهنگ مورد مطالعه قرار بگيرد. درواقع براساس نظريات شريفيان چنين باوري وجود دارد كه مقوله‌اي به نام شناخت فرهنگي در هر جامعه‌اي وجود دارد كه حافظه‌ي جمعي يك قوم است و در خلال تاريخ يك جامعه بسط پيدا مي‌كند و اين حافظه‌ي جمعي در گفتار روزمره‌ي گويشوران نمود پيدا مي كند. درواقع زبان جايگاهي براي حفظ و نگهداري شناختي فرهنگي است و زبان در قالب مفهوم‌سازي‌هاي فرهنگي-زباني، نقش خود را هم به عنوان مخزن حافظه و هم به عنوان ابزاري منعطف براي انتقال شناختي فرهنگي ايفا مي‌كند. درواقع ايده‌ي شريفيان درباب زبانشناسي فرهنگي اين بود كه براي مطالعه‌ي زبان مي‌بايست در بافت شناخت فرهنگي وارد شد و اين شناخت فرهنگي همان حلقه‌ي مفقوده‌اي است كه مي‌تواند بين علوم متفاوتي ارتباط ايجاد كند. زبانشناسي فرهنگي به عقيده شريفيان، رابطه‌ي ميان زبان و مفهوم‌سازي فرهنگي است و او به واسطه‌ي اين نظريه‌ي خود نامي ماندگار و مايه‌ي افتخار ايران است.

دوستي من با شريفيان به سال 1387 برمي‌گردد كه در پي ايميلي براي درخواست ادامه‌ي تحصيل در مقطع دكتري آغاز شد. سوغات اين دوستي براي من آشنايي با شعرشناسي شناختي بود و انگيزه‌اي كه براي معرفي و گسترش اين رشته در ايران برايم ايجاد شد، رشته‌اي كه اولين مقالات و كتاب‌هايش را توانستم به جامعه‌ي ادبي معرفي كنم و اين افتخار را داشته‌ام كه همواره از مشاوره و همفكري شريفيان در اين حوزه بهره ببرم. يكي از خاطرات خوبي كه از شريفيان داشتم، روزهايي بود كه همزمان به صورت آنلاين به ترجمه‌ي شعرها و داستان‌هايم مي پرداختيم. از آنجايي كه ترجمه‌ي آثارم به دليل زبان‌محور بودنش، كار سخت و خطيري بود، نتوانسته بود توجه مترجمي را براي ترجمه‌ي كامل آثارم به خود جلب كند و همچنين آن دسته‌اي را كه به سراغش رفته بودند،‌ چنان ناكام مي‌گذاشت كه به تك ترجمه‌هايي انتخابي بسنده مي‌كردند،‌ اما شريفيان به دليل تبحري كه در حوزه‌ي آموزش زبان انگليسي و همچنين تخصصي كه در زبانشناسي داشت،‌ بيش از هركسي مي‌توانست داستان‌ها و شعرهايم را درك كند و رفتارهاي زباني آثارم را در انگليسي بازآفريني كند. اين ترجمه‌ي همزمان و توضيحاتي كه در حين ترجمه براي او مي‌دادم، مدت‌هاي مديدي طول كشيد و به خاطر دارم كه يكبار درخلال اين ترجمه‌ها كه گپ و گفت‌هايي در پي داشت، گفته بود كه بعد از مهاجرت از ايران، به دليل مشكلات و شرايط سختي كه تجربه كرده بود، تصميم گرفته بود هر آن چيزي را كه به زادگاهش مربوط است، براي مدتي كنار بگذارد اما هرگز نتوانسته بود و او همواره در مقالاتش از زيرساخت‌هاي فرهنگي زبان فارسي الهام گرفته بود و در جامعه‌ي بين المللي، پژوهشگر و نظريه‌پرداز مطرحي بود كه خوشبختانه در اين سال‌هاي اخير دوباره به واسطه‌ي آثارش به ايران بازگشت و در همايش‌هايي مجازي با مخاطبان فارسي زبانش تبادل نظر كرده بود. باور كردنش برايم سخت است كه اين بازگشت چنين كوتاه باشد و اين خبر شوكه كننده كه او چند روزي به دليل مشكل كبدي در كما بوده و سرانجام چشم‌هايش را براي هميشه بسته، بسياري از همكاران و دانشجويان او را در بهت فرو برده است. از آنجايي كه مرگ، در مفهوم سازي‌هاي فرهنگي ايران از طرحواره‌ي مرگ آسودگي است، سرچشمه مي‌گيرد، شريفيان كه براي فرهنگ ايران هميشه زنده خواهد بود، در زبان فارسي به آرامش رسيد، گرچه بي موقع و ناگهاني و براي بازماندگانش بسيار دردناك.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است