یادداشت

جهار شعر از فروزان حسين پناهي

 

1.

فروزان حسین پناهی

دوئل

یک،

دو،

سه،

بنگ ...بنگ

آخرین نگاه مان، در انتهای کوچه،

برخوردِ دواتم بود

بیگ بنگ...

دوئل..

یک

دو

سه

بنگ بنگ

2.

عادلانه نیست

با هر بار رفتنت

زمین قطبی از مدارش را گم می کند

جهان به انزوای تاریخ می رسد

و

بیگ بنگ

قاطعانه، تنها اتفاق هستی می شود.

3.

جنگ است

در قطاری با سرنشینان بی سر

انبوهی برف در دست

با واژهای واژگون ِبی نقطه

کمک

درد

کمک

جنگ است

ایستگاه ها، از ازدحام زنان ریشه دار پر

آسمان باروت ناکتر از

چشم هایمان

پر از پرنده های بی پر

جنگ است

هوا رو به بحرانِ انقراضِ آفرینش

چمدانش را بسته است.

دلم خواب می خواهد..

به مرگ محتاجم

به مرگ...

4.

دستمان لای سنگ ماند.

سرمان کاسه شد.

بچه های لب شکری به افتخارمان سوت کشیدند

انقلاب شده بود

انقلاب ... و

جاده ها

خردمندانی بودند

که دیوانگان

با لیموزین

از آن می گذشتند

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است