(شعر توگراف، خواندیدنی، شعر دیجیتالی، عکاشی و دموکراسی صدا در شعر)

مزدک پنجه ای

 

1. شعر دیداری

شعر دیداری گونه ای از شعر است که سبقه ی آن را می توان در آثار کلاسیک شاعران ایران و جهان جست و جو نمود. این که شعر دیداری دقیقا شامل چه گونه شعرهایی می شود، خود فرصتی دیگر برای بررسی بیشتر می طلبد. اما به هر ترتیب برای شناخت هر پدیده باید ابتدا اقدام به تعریف آن پدیده کرد.

شعر دیداری در واقع به هر نوع شعری اطلاق می شود که صرفا از حالت سماعی خارج شده و مخاطب جهت درک بهتر (لذت) نیازمند مشاهده ی متن باشد. هدفِ شعرهای دیداری در کلیت خود نزدیکی و  همنشینی کلمه و تصویر و گاه صدا در کنار یکدیگر است.

البته باید افزود مطمئنا تعریف فوق تنها تعریفی است از هزاران تعریفی که می توان در این مورد ارایه داد و به تعداد مخاطبان عرصه ی ادبیات می توان برای نه تنها این گونه ی شعر بلکه خود شعر نیز هزاران تعریف ارایه داد.

 

2. شعر دیداری یا عینی و شعر تصویری

دیده شده برخی شعر دیداری را با شعر تصویری متفاوت دانسته اند، چنانچه که در تعریف شعر دیداری گفته اند:

شعر دیداری‌ یا عینی‌  (Concrete verse)  صورت‌ تازه‌ تر و تکامل‌ یافته‌ تری‌ از شعر تصویری‌ است.‌ شاعر شعر دیداری‌، درونمایه‌ شعر خود را با استفاده‌ از هنر گرافیک‌ و از طریق‌ بازی‌ با کلمات‌ و حروف‌ به گونه ای‌ می‌ نویسد که‌ طرحی‌ را جلوی‌ چشم‌ بیننده‌ می‌ گذارد. فهم‌ پیام‌ شاعر لزوما با نگاه‌ کردن‌ به‌ ظاهر گرافیکی‌ شعر او امکان‌ پذیر می‌ شود  (1).

و در تعریفی دیگر:

شعر تصویری‌ (Pattern poetry) که‌ به‌ آن شعر‌ مصور یا نگاشتنی‌ هم‌ گفته‌ اند، شعری‌ است‌ که‌ از جهت‌ نگارشی‌ به گونه ای نوشته‌ شود که‌ ساختمان‌ ظاهری‌ آن‌ به‌ شکل‌ چیزی باشد؛ شکلی‌ که‌ با مضمونی‌ از شعر مناسبت‌ دارد و معنی‌ یا احساسی‌ را به‌ خواننده‌ منتقل‌ می‌ کند. در این‌ گونه‌ شعر، نحوه ی‌ چینش‌ اجزای‌ آوایی‌ و واژگانی‌ شعر و چه گونگی‌ قرار گرفتن‌ مصراع‌ ها، تصویری‌ را به‌ نمایش‌ می‌ گذارد که‌ با محتوای‌ شعر یا‌ صور خیال‌ آن در ارتباط‌ است‌. مانند شعر زیر از فیروزه‌ میزانی‌ که‌ به‌ شکل‌‌ صلیبی‌ نوشته‌ شده‌ است. شاعر در خواست‌ می‌ کند تا جسد مرده ی‌ او را که‌ صبورانه و بی‌ گواه‌ به‌ دار کشیده‌ شده‌ است،‌ به‌ پایین‌ آورند :

مــــرا

فــرود

آریــد

از چـلـیـپــای‌ چـــرک‌

مرده ‌ام‌

شکیبا و

بی‌ گواه‌

با کاکلی‌

سـپـید

آسیـمه‌

هراس‌ (2)

 

و البته در تفاوت شعر دیداری و تصویری آورده اند:

مهم ترین‌ تفاوت‌ شعر تصویری‌ با شعر دیداری‌ آن‌ است‌ که‌ شعر تصویری‌، "شنیداری‌ ـ دیداری‌" است‌ در حالی‌ که‌ شعر دیداری‌، "نوشتاری‌ ـ دیداری‌" است. یعنی‌ شعر تصویری‌ با گوش‌ نیز سر و کار دارد. به‌ تعبیری‌ دیگر "ممکن‌ است‌ شعر تصویری‌ بلند خوانده‌ شود و همچنان‌ معنی‌ و شعر بودن خود را حفظ‌ کند، ولی در شعر دیداری‌ این‌ زمینه ی‌ دیداری‌، افراطی‌ است‌ و کلیت‌ و اساس‌ آن‌ بر صفحه ی‌ کاغذ قرار دارد، نه‌ در واژه‌ ها یا واحدهای‌ چاپ‌ رایانه‌ ای‌ که‌ آن‌ را می‌ سازند. از این‌ روست‌ که‌ شعر دیداری‌ را نمی‌ توان‌ برای‌ تأثیرگذاری‌ بر مخاطب‌ با صدای‌ بلند خواند، بلکه‌ برای‌ لذّت‌ بردن‌ فقط‌ باید آن را دید، چرا که‌ واژه‌ ها روی‌ کاغذ مرتّب‌ شده‌ اند. "و به همین سبب است که می توان از شعر دیداری در طراحی پوسترها که معمولا به صورت دیدنی عرضه می شوند، استفاده کرد . (3)

 

3. دموکراسی صدا در شعر

بسیاری از مخاطبان عرصه ی ادبیات که با شکل نوشتاری شعر انس گرفته اند، وقتی با اشعار دیداری در قالب کانکریت، شعرتوگراف، عکاشی، شعر دیجیتالی، خواندیدنی، دموکراسی صدا در شعر و ... مواجه می شوند به نخستین چیزی که اشاره می کنند همین پرسش است. چرا که تا کنون به لحاظ سماعی از شعر لذت برده اند، اما وقتی شاعر دنیای معاصر در مواجه با مظاهر گونه گون تکنولوژی و تغییر رفتارهای تبلیغاتی و بصری اجتماع قرار می گیرد، تصمیم می گیرد از مظاهر موصوف در شعر خود به بهترین شکل ممکن بهره ببرد. در واقع این استفاده به شکل تصنعی صورت نمی گیرد، بلکه به واسطه ی نقش بستن آن در زندگی روزمره ی شاعر، جزئی از ذات شعر او می شود. چرا که در برخی مواقع با گفتن ،نمی توان چیزی را تصویر کرد، در واقع لذتی که در دیدن است، در شنیدن شاید کمتر اتفاق بیفتد. شاید به این خاطر است که سینما و تلوزیون به واسطه ی این که هم دیده  و هم شنیده می شوند، از جذابیت بیشتری نسبت به دیگر رسانه ها برخوردار باشند.

در کتاب "چوپان کلمات"، نوشته مزدک پنجه ای، شعری تحت عنوان "مادر" هست که در واقع آغاز یک حرکت شنیداری - نوشتاری است که می توان آن را "دموکراسی صدا در شعر" نامید. در این شعر (مادر) هر یک از شخصیت های یک خانواده دارای فونت خاص خود هستند و سعی شده هر یک از شخصیت ها به تناسب جنسیت و نوع کاراکتری که در خانه و یا شاید اجتماع دارند، فونت و لحنی متمایز انتخاب شود که قابل تشخیص و شناسایی باشند. 

 

قابل ذکر است که همانطور که نصرت رحمانی هدف خود را از ارایه ­ی شعر­های دیداری نشأت گرفته از بحث ِ تکنیک و فرم می ­دانست، دیگر شاعرانی که در این زمینه کار می کنند، بر این عقیده اند که «کلمه باید« تنالیته» داشته باشد و نگارنده ی این مطلب بر این باور است که باید روی «تنالیته ­ی» کلمات تاکید کرد، چرا که کلمه شکل دارد. پس علاوه بر گوش، چشم هم در این اشعار دخیل هستند (4).

 

4. شعر کانکریت

توشیح یا شعر کانکریت به شیوه ای از نگارش شعر اطلاق می شود که کلمات در قالب یک شکل قابل تشخیص یا انتزاعی به خواننده عرضه شوند. به زبان دیگر با بهره مندی از امکانات صوری حروف و کلمات، شاعر اثری تولید می کند که حاصل کار هم شعر باشد و هم گرافیک. قابلیت های متافیزیک تصاویر و اشکال گرافیک نیز دست شاعر را برای کاربرد آن ها در جهت خلق استعاره یا تشدید نیروی متافیزیک اشعار باز می گذارد. شعر کانکریت  که در فارسی عنوان"شعر نگاره" را می توان برای آن به کار برد، در ادبیات کهن  و کلاسیک شرق و غرب از دیرباز رواج داشته است.

در مقایسه با تنوع گرافیکی، اشعار کانکریت اما صُوری که در شکل بخشیدن به توشیح مورد استفاده قرار می گرفته، بسیار معدود بوده است. (5)

اصطلاح "شعر کانکریت یا شعر تجسمی" در اوایل دهه پنجاه میلادی همزمان توسط اوجین گومرینگر(Eugen Gomringer) در سوئیس واویویند فاهلستروم (Öyvind Fahlström) در سوئد به وجود آمد. شعر کانکریت یا تجسمی مجموعه ای از کلمات، حروف یا سمبل هایی است که معنی آن هم به وسیله آن چه می گوید و هم به وسیله شکل ظاهری شان استخراج می شود. در اوایل قرن ۱۷ میلادی نیز شاعرانی مانند جرج هربرت (George Herbert) شعر کانکریت یا تجسمی را تجربه کرده اند. بعضی از شعرهای کانکریت یا تجسمی از کلمات استفاده نمی کنند؛ و به جای آن سمبل های تصویری برای خوانده شدن کنار هم چیده می شوند.(6)

حال با این تعریف و توضیح باید عنوان کرد که در شعر "اتوبوس"، اثر مزدک پنجه ای که در قالب شعر کانکریت سروده شده است، مخاطب با مسافرانی مواجه است که هیچ شناختی از آن ها ندارد، وجه مشترک راوی با مسافرها، سفر و اشتراک مقصد است. در اتوبوس گفت و گویی صورت نمی گیرد. هر کس به منظره ی بیرون نگاه می کند یا می خوابد یا فیلم نگاه می کند برخی هم درس می خوانند در واقع هیچ دیالوگی برقرار نمی شود:

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

آینه

کمک راننده                  راننده

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر           مسافر مسافر

مسافر مسافر مسافر مسافر مسافر

 

دنبالم نیا خودم اسیرم

 

 

5.عکاشی

عکاشی در واقع واژه ای است که از تلفیق شعر و عکس به وجود آمده است. شاعر با نشاندن تصویر در کنار کلمه، از تمهیدی استفاده می کند که موجب برقراری ارتباطی سریع تر و بی واسطه تر با خواننده می گردد. زمان، زمان سرعت است و مفاهیم باید در کوتاه ترین زمان ممکن انتقال یابند. شعر دیداری (عکاشی) محملی است برای انتقال مفاهیم در کوتاه ترین زمان ممکن.

افشین شاهرودی از جمله چهره هایی است که در کنار کلمه از عکس به عنوان یک ضرورت تکنیکی و معنایی جهت ایجاد التذاذ بیشتر بهره می برد. شاهردودی پیرامون این نوع شعر در گفت و گویی عنوان کرده است:"گفته می‌ شود که شعر یک اتفاق زبانی است. ولی دیگر باید در این گفته تردید کرد. امروزه تکنولوژی، بسیاری از مفاهیم را دگرگون کرده و شناخت سنتی ما را از هنر زیر سئوال برده است. در دنیای تکنولوژیکی امروز بسیاری از مرزبندی‌ ها و فاصله‌گذاری‌ ها میان شکل‌ های پذیرفته شده هنر از میان رفته و ابعاد جدیدی در آن مطرح شده است  دیگر شعر را هم نمی‌ توان و نباید در قفس کلمه زندانی کرد. دیگر گرافیک محدود به آن نوع از تولیدات بصری که به منظور تکثیر چاپی ساخته می‌ شد، نیست. دیگر عکس، تصویری نیست که در اتاقک تاریکی به نام دوربین روی فیلم و کاغذ ثبت می‌شد. تداخل هنرهای مختلف با هم ظرفیت‌ های بیانی تازه و قابلیت‌ های جدیدی برای بیان هنری بوجود آورده است . (6)

در کتاب چوپان کلمات، شعری تحت عنوان "راهپیمایی" هست که در کنار کلمه از عکس بهره گرفته شده و بار ارتباطی شعر با کمک عکس منتقل می شود. این مرد (مرد صلح) بر خلاف جهت حرکت ماشین ها در گرمای طاقت فرسای تابستان به سمت شهر  در حرکت است:

 

"راهپیمایی"

            به مرد صلح: محمد سامقانی

 

 

راه می بیند

راه می آید

جاده  می رود

 

  • می آیند
  • می بوسند

ابرها مدام در حال تغییرند

کجا بودم که اینجا هستم؟

گوشه ای از این کیک را به من می دهید؟

دارم می آیم

قدم هایم تمام می شوند

خاطره هایم

                بیشابیش تر

 

به خدا متوصل شوید

بعد آهسته قدم بردارید

هیچ چیز به هم نمی خورد

 

تو راه می روی

در خلوت به تو فکر می کنم.

در این شعر، مرد صلح از حس خود نسبت به یک حرکت نمادین و طاقت فرسا به مخاطب اطلاعات می دهد. جلوتر تصویرها کنار هم قرار می گیرند تا در ادامه حس بند قبل به مخاطب تلنگری بزنند. مانند بسیاری از شعرهای این دفتر، چند سطری هست که گویی مخاطب از جایی دیگر از و جنسی دیگر به شعر وارد می شود. یک صدای تازه، حرف تازه یی می زند که باید با خیال خود آن را به پیکره شعر وصل کرد و سرانجام در سطر اینگونه می آید:

"تو راه می روی/ در خلوت به تو فکر می کنم"(7)

"در واقع تلفيق صنعت عكاسي به عنوان يك (دال) و نثر شاعرانه به عنوان يك ( مدلول ) ي براي خلق يك اثرِ مؤلف و إشاعه فرهنگ ضد روايت در بستري كه به فصل ِ مرگِ ايدئولوژي مي­انجامد خود مي­تواند فرمي ديگر گون بيافريند . فرمي كه در ذات خودش مي­تواند شاعرانه باشد و به يك حركت نظام­مند در بطن خود و كالبد خود اشاره كند(8)"

 

6. شعر توگراف

نگاره ها تصاویری توصیفی از افراد یا اشیایی هستند که می بینیم یا تجسم می کنیم، آن ها مجموعه ای مصور هستند که محتوای شان مفهومی ویژه و موقعیت شان هویتی جدید را جست و جو می کند.

به عقیده ی علی رضا پنجه ای که در زمینه ی شعر توگراف قلم می زند، "نگاره ها هم چون اشباح و ارواح خود را از عصر غارها به دنیای امروز رسانده اند چرا که بیش از هر دوره ی تاریخی کالبد مناسب خود را در قواره ی مظاهر زندگی امروز باز جسته اند. از همین روست که شاعر امروز باید تارهای مزاحم برای پرتاب به این دوره ی تاریخی را از غارهای تُنک و تنگ و تاریک اذهان انسان های امروز پاره کند و راه حلول آن ها به این قالب ها را هموار سازد (9).

ساختار "شعرتوگراف" که نماینده ی نوعی شعر نگاره ای است از مجموع واژه و نگاره تشکیل می شود. کلمه هنگامی که به عنوان گفتار ثبت شد به میزان زیادی تاثیر خود را از دست می دهد. یا به قول خالق پیامبر کوچک: "واژه به عنوان یک کاراکتر دارای تشخص رسانگی، مفرداتِ درنگ و ژرف اندیشی مخاطب را درباره ی  خود به مثابه ی مفردات گزاره ای و تجریدی در مفهوم عبارت یا جمله به رسم همنشینی و ورود به اجتماع مفاهیم گونه گون که ناشی از بار هر واژه است و در خدمت عبارت یا جمله تسری می دهد. که این تسری بعضاً می تواند به نوعی گذشت از مفهوم تجریدی کاراکتر واژه باشد. یعنی جز حیات تجریدی خود را فدای حیات جمعی می کند.(10)

"شعرتوگراف"در واقع تعرفه ی ایجاد بهره وری از قابلیت شعری نهفته در ماهیت گراف است، به زبانی دیگر می توان گراف را نزدیک ترین هم نشین شعر دانست و نه مانند سینماتوگراف دستگاه نمایش مناظر و حرکات هنرپیشگان در روی پرده به وسیله ی دستگاه خاص، شعر توگراف شعری است که از ظرفیت های دیداری کلمات بهره می جوید یا به تعبیری دیگر شکل گرافیکی کلمات را به نمایش می گذارد. در شعر توگراف واژگان، ساختارِ شعر و ...، اثر ِ تعیین کننده ای در خوانده شدن و  چگونه دیده شدن می گذارند.

به عنوان مثال، در جمله ی "من ایران را دوست دارم"، این جمله در بطن خود دارای ظرفیتی است که می توان از دو کلمه ی "ایران" و "دوست دارم" بهترین استفاده ی گرافیکی را داشت. می توان به جای کلمه ی ایران، از شکل گرافیکی نقشه ی ایران و یا به جای دوست دارم از شکل گرافیکی قلب بهره برد. در این فرآیند از دو نشانه بهره برده می شود که برای بسیاری از مخاطبان آشناست و البته باید پذیرفت وقتی مخاطب با چنین جمله ای مواجه می شود، ابتدا ذهن او این کلمات را مجسم می کند و بعد از طریق این تجسم است که به فهم دوست داشتن ایران می رسد.

از این رو بی گمان درک پیام مستلزم برداشتی توافقی از معنا و قرارداد ( نشانه) است. به این خاطر است که معتقدیم گراف ِ قلب در یک کتاب علمی دیگر مفهوم دوست داشتن را نمی دهد.

پس کارکرد هر تصویر بر اساس ضرورت موقعیت خود متن پدید می آید به عنوان مثال در مجموعه شعر "پیامبر کوچک"، شاعر در شعر "سفر" تابلوی ورودی "به شهر باران خوش آمدید" را به شکل غیر منتظره ای روبه روی دیدگان مخاطب قرار می دهد . در واقع شاعر در این رفتار تشخصی ویژه به تابلویی می دهد که شاید میلیون ها مسافر در طول سال این کلمات را از نظر بگذرانند اما به شکل دیداری و حس ویژه ی شکل خود تابلو و حضور آن در پایانه ی سفر توجهی نداشته باشند ، شاعر شعر توگراف با اهمیت دادن به چنین رویدادهای زنده ای، مستندی کلامی - تصویری را پیش روی مخاطبان قرار می دهد.

پنجه ای حتی در این شعر تصویر زنده و ملموسی از حرکت لب های مسافران هنگام خواندن این جمله ارایه می دهد که جزء ظرفیت های تصویری دیگر این مجموعه به شمار خواهد آمد.

ما مسافران بی هیچ مانع/ راه مقصد پیش می گیریم/ و لب ها نرسیده به پایانه ی سفر/ بی اختیار باز و بسته می شود:


ص 19- پیامبر کوچک (11)

7. خواندیدنی

نام خواندیدنی تلفیق دو کلمه ی خواندن و دیدن است. این عنوان برای نخستین بار توسط مهرداد فلاح در عرصه ی رسانه مطرح شد. در این نوع شعر که به تعبیر منتقدان، شباهت بسیاری به شعرهای کانکریت دارد، در واقع گونه ای از شعر است که شاعر سعی دارد به وسیله ی چینش کلمات گاه به یک تصویر عینی مثل خیابان ولیعصر و گاه به تصاویر ذهنی که برگرفته از تخیل شاعر است دست یابد.

اما تفاوت این نوع شعر با شعرهای کانکریت در این است که در شعر کانکریت از تکرار یک کلمه مثلا قفل شکل تصویری قفل ساخته می شود. اما در خواندیدنی لزوما این امر محقق نمی شود، مضاف بر آن که در این گونه شعر شاعر از ظرفیت نرم افزار های رایانه ای در جهت نمایش بهتر اثر چه به لحاظ بهره مندی از رنگ و ... استفاده می برد. هر چند که گاه به نظر می رسد شاعر درک و شناخت مناسبی از همنشینی رنگ ها ندارد و یا به روان شناسی رنگ ها توجهی نمی کند و البته گاهی نیز به نظر می رسد به عمد ساختارهای رنگ شناسی را به هم می زند.

گاه ساختار خواندیدنی که مهرداد فلاح ارایه می دهد به شدت مغشوش است و خواندن را برای مخاطب سخت می کند. در واقع او یک امکان را از مخاطب می گیرد و تنها او را محکوم به دیدن می کند. دیدنی که بر پایه ی کلمه بنا شده، اما این همزیستی کلمه با دیدن منجر به التذاذ ادبی نمی شود.

به نظر می رسد شاعر در پی ایجاد چنین ساختار و فرمی در صدد رسیدن به چند خوانشی است، یعنی بتوان از یک کلمه یا یک جمله چند نوع معنا استخراج کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

               

از آسیب شناسی شعرهای خواندیدنی آن است که این نوع شعرها به شدت وابسته به عرصه ی مجازی سایت ها و اینترنت است و امکان انتشار این نوع اشعار به واسطه ی هزینه های هنگفت انتشار، کمتر امکان پذیر است.

 

8. شعر دیجیتالی

شعر دیجیتالی گونه ای از شعر است که شاعر در کنار کلمه از تصویر از امکانات پویا نمایی و صوتی و تصویری بهره می برد مثلا هنگامی که از فلان فیلم در شعر نام برده می شود شاعر می تواند به کمک نرم افزار های رایانه ای و الکترونیکی آن قطعه ی مورد نظر را به نمایش بگذارد.

" شعر دیجیتال چند سالی است که در سطح جهان گسترش یافته است و حتی در برخی کشورها  فستیوال هایی در این مورد برگزار می شود و شاعران دیجیتال تجربه های خود را در این زمینه به نمایش می گذارند  e_poetry  و شعر های اینترنتی در ادامه ی گسترش هنر دیجیتال از یک سو و نظریه های  فیلسوفان عصر دهکده ی جهانی  که از پایان نوشتن  کتاب های دو بعدی و ارائه دیدگاه های تازه در باره ی تقابل نوشتار و گفتار در آراء ژاک دریدا و محدودیت های رو به رشد کتاب در محدود نمودن نویسنده شکل گرفت و تئوریسین های معروفی نظیر تد نلسون، مایکل جویس   یلولیس داگلاس و دیوید باتلر با ارائه نظریاتی در باب هایپرتکست نوشتن در فضای مجازی و ایجاد حلقه های تو در توی مجازی هر کدام به گسترش این دیدگاه کمک نمودند .در e poetry هیچ گاه خروجی مشخصی شکل نگرفته است که البته این طبیعی است چرا که در وضعیت پسامدرن هیچگاه شاهد پایان قطعی نیستیم و به فرض هیچ شعری نمی تواند دیگری را انکار نماید بلکه در یک فضای متکثر هر کس کار خود را ارائه می دهد که البته این امر در صورتی امکان پذیر است که شاعر و مخاطب بر دیدگاه پسامدرن تسلط داشته و قاعده  بازی در وضعیت پسامدرن را پذیرفته باشند و دیگر به دنبال هدف مدرنیستی نباشند و به دنبال معنای مشخص از یک شعر نباشند. کلا در  وضعیت دیجیتال و پسامدرن دیگر نمی شود برای مولفه های یک شعر مقاله و یا مانیفست نوشت به همین دلیل حتی اندیشمندانی  مانند ژاک دریدا بیشتر مواضع شان را در دیالوگ مطرح می نمودند چرا که نوشتن یک بیانیه یعنی اعتقاد به یک معنای خاص داشتن و این یک حرکت مدرنیستی است ولی در وضعیت دهکده ی جهانی که هر انسان خود نقش یک کلمه را  در متن زندگی بازی می کند نیاز به دیالوگ برای ارائه ی  اندیشه های متفاوت ضروری است ....به عنوان مثال در این شعر دیجیتال شاعر با تغییر مداوم روایت ها می کوشد همراه با نشانه های گرافیکی متحرک ذهن مخاطب را به بازی بگیرد ابتدا با یک شروع عادی از ایستگاه نیویورک مخاطب را داخل فضای انیمیشن و مورچه هایی که بدون داشتن رد پا در یک مسیر نامشخص حرکت می نمایند که می تواند ارجاعی به شلوغی و حرکت بی هدف انسان پست مدرن در شهر نیویورک باشد سپس شاعر با تغییر مداوم روایت و با استفاده از راوی های مجازی دغدغه های گوناگون انسان پست مدرن را به نمایش می گذارد تلفیق انواع نشانه های آوایی و گرافیکی با نوشتاری و ارجاع حرکت مورچه وار انسان به بازی های کودکانه ی دوران مدرسه و حرکت انسان مسافر در مسیر زندگی و رسیدن مجدد به ایستگاه ...مخاطب را یاد اندیشه های برایان مک هیل پیرامون مرگ و عشق پسامدرنی می اندازد و این گفته ی لیوتار را در ذهن مخاطب جاری می سازد که در وضعیت پسامدرن با پرسش های بنیادین و بی پاسخ مواجه هستیم و یا در این شعر دیجیتال با هر بار کلیک روی کلمات طرز چینش جملات و نحو کلمات شکسته شده و به معنا های تازه دست می یابیم که بنده در یکی از شعر هایم  تلاش نموده ام به گونه ای در زبان فارسی این تجربه را تکرار نمایم به هر حال تجربه ها بسیار متنوع می باشد که  البته از پشتوانه های فلسفی و هنری ناب بر خوردار می باشند "(12)

 

منابع:

1-  انوشه‌، حسن‌، فرهنگ نامه‌ ادبی‌ فارسی‌، برگ ‌ 897 .

2- انوشه‌، حسن‌، فرهنگ نامه ی‌ ادبی‌ فارسی (دانش نامه ی ادب فارسی ج 2) ‌، سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، تهران‌، 1376، برگ‌ 896، به‌ نقل‌ از «چندین‌ زبور برای‌ زمزمه‌ از مهر».

3- همان

4- دکتر حسن لی ، کاووس گونه های نو آوری در شعر معاصر ایران-نشر ثالث چ اول 1383

5-صفاری،عباس،فصل نامه ی تخصصی شعر گوهران،شماره ی یازدهم و دوازدهم بهار و تابستان 1385،ص 408

6- http://www.persian-language.blogfa.com/post-14.aspx

7- http://khabaronline.ir/news-31092.aspx

8- نیکنام،لادن،روزنامه اعتماد، مورخ 12 آبان 88

9-وبلاگ شخصی « کورش کرم پور » ، « ولد زن » – جنگ شینما یا صارده از آبادان محمدی ، روح الله

10-  این نقل قول در نشست های کارگاهی حلقه ی شاعران 5 شنبه ها همیشه ی خانه ی فرهنگ گیلان انجام شده است.

11-     http://www.pj-m.blogfa.com/post-483.aspx

12- http://www.hashtaad.com/naghd/116-ali-abdali.html/

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #24 مزدک پنجه ای 1395-04-09 13:50
به نقل از محدثه:
سلام وقت بخیر ببخشید نوع شعری که همراه با تصویر نگاریست چه نام دارد؟ یعنی شاعر به جای کلمه درخت خود تصویر درخت را میگذارد. (؟)گراف
سپاسگزارم

سلام نامش شعرتوگراف است
نقل قول کردن
 
 
0 #23 مهتاب 1394-02-06 08:35
مطالبتون بسیار عالیست
نقل قول کردن
 
 
0 #22 محدثه 1394-02-06 08:31
سلام وقت بخیر ببخشید نوع شعری که همراه با تصویر نگاریست چه نام دارد؟ یعنی شاعر به جای کلمه درخت خود تصویر درخت را میگذارد. (؟)گراف
سپاسگزارم
نقل قول کردن
 
 
+5 #21 پنجه ای 1391-09-27 14:09
دوست محترم تعبیر عکاشی در وجوه مختلف استفاده شده است.من تا آنجایی که حضور ذهن دارم این نوع شعر را من در کتاب های کورش کرم پور وافشن شاهرودی دیده بودم. مهم این است که از این تکنیک در شعر به این گونه استفاده می شود و افرادی که در شعر از عکس استفاده می کنند برای شان این عنوان را لحاظ نموده اند.مثل این می ماند که واژه ی پست مدرن را برای برخی از اشعار به کار می برند در حالی که این واژه در معماری مطرح شده بود. حال از یک اصطلاح ممکن است در تلفیق نقاشی و عکاسی هم استفاده ببرند. ولی تا آنجایی که در خاطر دارم این لقب را یکی از منتقدان در مطبوعات به نوع کار افشین شاهرودی داده بود.ضمن این که این اسامی در واقع اسامی قراردادی هستند. و منبع و منشاء آن می تواند عرف جامعه ی ادبی باشد.حتی ممکن است از جایی وام گرفته شده باشد.مهم نام نیست مهم تکنیک ارایه شده است.
نقل قول کردن
 
 
-1 #20 مهران سيدي 1391-09-27 00:37
http://opac.nlai.ir/opac-prod/search/briefListSearch.do?command=FULL_VIEW&id=621619&pageStatus=0&sortKeyValue1=sortkey_title&sortKeyValue2=sortkey_author

در توضیح کتاب هم آمده:
"کتابی که در دست دارید مجموعه‌ای است از نقاشی روی عکس‌های سیاه و سفید که در اردیبهشت 74 در گالری گلستان به نمایش گذاشته شد. تمام عکس‌ها از آرشیو چهره نقاشان معاصر از عکس‌های مریم زندی انتخاب شده‌اند و با تکنیک‌های آبرنگ، گواش، مدادرنگی، کولاژ و ...بنابر هرچه نزدیک‌تر شدن به شیوه کار نقاش صاحب عکس، روی عکس‌ها نقاشی شده است."
تصور میکنم برای این طبقه بندی عنوان دیگری باید در نظر بگیرند تا لااقل برای مطلعین از آن کتاب و هنرمندان چند رشته‌ای مساله مبهمی ایجاد نشود
سپاس
نقل قول کردن
 
 
-1 #19 مهران سيدي 1391-09-27 00:35
‏سرشناسه : زن‍دی‌، م‍ری‍م‌، ۱۳۲۵ - ، ع‍ک‍اس
‏عنوان و نام پدیدآور : ع‍ک‍اش‍ی‌/ ع‍ک‍س - ن‍ق‍اش‍ی‌ه‍ای م‍ری‍م زن‍دی‌، اب‍راه‍ی‍م ح‍ق‍ی‍ق‍ی
‏مشخصات نشر : ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ۷ رن‍گ‌، ۱۳۸۰.
‏مشخصات ظاهری : ۱ ج‌. (ب‍دون ش‍م‍اره‌گ‍ذاری‌ )ع‍ک‍س (رن‍گ‍ی‌)
‏فروست : (ع‍ک‍س‌/ ن‍ق‍اش‍ی‌۱)
‏شابک : 964-92547-3-0‬ ۲۶۰۰۰ری‍ال ؛ 964-92547-3-0‬۲۶۰۰۰ری‍ال
‏وضعیت فهرست نویسی : ف‍ه‍رس‍ت‍ن‍وی‍ س‍ی ق‍ب‍ل‍ی
‏یادداشت : ص‌. ع‌. ب‍ه‌ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ ی‌:‎Maryam Zandi, Ebrahim Haghighi. Photopaints‬.
‏موضوع : ع‍ک‍اس‍ی ه‍ن‍ری
‏موضوع : ای‍ران -- س‍رگ‍ذش‍ت‍ن‍ام‍ ه -- ع‍ک‍س‍ه‍ا
‏شناسه افزوده : ح‍ق‍ی‍ق‍ت‍ی‌، اب‍راه‍ی‍م‌، ۱۳۲۸ - ، ن‍ق‍اش
‏رده بندی کنگره : TR۶۵۴‭/ز۹ع‌۸
‏رده بندی دیویی : ۷۷۹/۰۷۹
‏شماره کتابشناسی ملی : ‭م‌۸۰-۵۷۰
نقل قول کردن
 
 
-1 #18 مهران سيدي 1391-09-27 00:34
من به بحثی که در اینجا اتفاق افتاده است وارد نمیشوم ولی به نظرم میرسد اشتباهی در این مقاله وجود دارد.
بر خلاف آنچه که در این مقاله آمده واژه "عکاشی" از ترکیب دو کلمه نقاشی و عکاسی ایجاد شده است و عنوان کتابی مشترک از خانم مریم زندی و آقای ابراهیم حقیقی است به مشخصات زیر:
نقل قول کردن
 
 
+3 #17 tonal sakht 1391-09-25 13:28
هرکس تاریخ دلبخواه خودش را می نویسد به قاعده ی خودش.
نقل قول کردن
 
 
-1 #16 سمیه توسی 1391-09-25 11:21
مرسي خانم صادقي عزيز از گوشزد بجا و صريحي كه داشته ايد .متاسفانه ؛ مقاله ي جناب پنجه اي ؛ در موارد ديگري نيز اشكال داشت .
نقل قول کردن
 
 
-1 #15 دبیر سایت 1391-09-25 11:10
آقای پنجه ای گرامی. بحث به هیچ وجه سر اول و دوم نیست. اما در بیانیه منتشر شده بحث سر اولین بودن است و ریشه ها به غارنوشته ها باز می گردد. اینجانب به هیچ عنوان کارهایم به شعر توگراف مرتبط نمی دانم و تمایلی هم به انتشار بیانیه ندارم. چرا که گمان می کنم هر کتابی بیانیه خودش است. بحث سر این است که درباره اول و دوم صحبت نکینم و اگر به ریشه ها اشاره می کنم، به سوابق یک امر درست اشاره کنیم. اینکه ورود تصویر میان کلمه چه سوابقی داشته و چه کسانی کار کرده اند. تنها من نبوده ام و آقای مسعود خیام نیز کتابی دارد به نام "ژ" که به جای کلمه ها، از تصویر استفاده کرده است و ریشه های این پدیده در آثار بسیار کسان قابل جستجو است. در ضمن، تما علوم دنیا در اینترنت قابل جستجو نیستند و کتاب اینجانب به دلیل ماهیت تصویری کلامی اش از ناشر باید تهیه شود و نه با سرچ در اینترنت. به هرحال این مکالمه صرفا تلنگری بود برای آنکه زیاد به فتح قله ها فکر نکینم و به قول خودتان به مسیر بیاندیشیم....
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: