یادداشت

در باره‏ رمان 2666 (اثر روبرتو بولانیو) - نوشته کوشیار پارسی

 

بلا نزدیک می‏شود

در باره‏ی رمان 2666 از روبرتو بولانیو [Roberto Bolaño]

 

روبرتو بولانیو، نویسنده‏ی شیلیایی را که در جوانی درگذشت، گارسیا مارکز امروز نامیده‏اند.

روبرتو بولانیو، اندکی پیش از مرگ.

نویسنده‏ی شیلیایی- اسپانیایی در پایان رمان پر حجم 2666 انگار با خودش دارد شوخی می‏کند. ویراستارها و غلط‏گیرها در دفتر انتشاراتی در آلمان نشسته‏اند و دارند پشت سر نویسنده‏ای که پس از مرگ به شهرت رسیده غیبت می‏کنند. خنده‏ای بلند از پس آن می‏آید و بولانیو می‏نویسد "کسی به‏تر از آنان نمی‏دانست که شهرت پس از مرگ شوخی بی‏مزه‏ای است که تنها تماشاگران نشسته در ردیف اول می‏شنوند".

این شهرت پس از مرگ نصیب خود بولانیو شد. وقت کافی برای تجربه‏ی آن نداشت. به سال 2003 در سن پنجاه سالگی به انتظار پیوند کبد بود که دیر رسید. سال پس از مرگ، رمان 2666 در اسپانیا منتشر شد و مورد تحسین ناقدان قرار گرفت. انتشار برگردان انگلیسی آن در آمریکا بود که این رمان را به عنوان حادثه‏ای ادبی به خوانندگان بیش‏تری شناساند. بولانیو استاد بزرگ ادبیات امریکای جنوبی نامیده شد و 2666 او هم ارز ´صد سال تنهایی´.

پس، تنها تماشاگران ردیف اول نشنیدند. رمان پانصد صفحه‏ای ´جویندگان سرسخت / یا: بازرسان وحشی´ به سال 1998 منتشر شد و ناقدان آن را با ´رایوئلا / اکر دوکر´ از خولیو کورتازار مقایسه کردند. بولانیو در این رمان به شرح جست و جوی چند شاعر گمنام مکزیکی در یافتن شاعره‏ای از دست کم دو نسل پیش پرداخته است. جست و جوی آنان به سفری آشفته منتهی می‏شود و روی‏دادی محال از پس روی‏داد دیگر پیش می‏آید و راوی قصد دست برداشتن از پرگویی ندارد.

´جویندگان سرسخت´ از آن دست رمان‏هاست که خواندن‏اش وقت و حوصله و بردباری می‏خواهد. به همین خاطر هم ناقدان کار بولانیو را به سختی به عنوان اثر ادبی پذیرفتند. ´خاویه سرکاس´[ Javier Cercas] حتا از این پیش‏تر رفت و در رمان موفق ´سربازان سالامیس´ روبرتو بولانیو را یکی از شخصیت‏های داستان‏اش کرد.

بولانیو به این واقعیت سرسخت بی اعتنا نماند. در رمان‏های کوتاه‏تر پس از ´جویندگان سرسخت´ به نام‏های ´شبانه‏ی شیلیایی´ و ´بدی ِ سبکبار´ به شرح شیلی دوران پینوشه پرداخت که آغازش را خود تجربه کرده بود. هوادار سالوادور آینده بود و برای ادای سهم در ساختن جامعه‏ی عادلانه به شیلی بازگشت. پس از کودتای 1973 به زندان افتاد. چند تنی از دوستان‏اش که به خدمت پلیس درآمده بودند کمک کردند تا قربانی شکنجه نشود.

´بدی سبکبار´ نیشتر به عصب جامعه‏ای می‏زند که پیدا و پنهان شکنجه می‏کند. شخصیت اصلی رمان افسر جذاب نیروی دریایی شاعر موفقی است که یکی از بی‏ترحم‏ترین شکنجه‏گران رژیم پینوشه نیز هست. از قربانیان خود مجموعه عکسی تهیه کرده که کار هنری شایسته‏ی نمایش می‏داند. بولانیو در این باره کم می‏گوید، اما همین شرح کوتاه به قیمت چند شب بی‏خوابی و بدخوابی خواننده تمام می‏شود.

واقعیت ِ سرسخت، هسته‏ی آخرین رمانی است که بولانیو نوشته است. صحنه‏ی رمان 2666 دوباره مکزیک است. کشوری که او در نوجوانی با خانواده به آن‏جا رفت و نخستین کارهای آوانگارد ادبی به عنوان شاعر را آغاز کرد. محیطی که بعدها در رمان ´جویندگان سرسخت´ شرح خواهد داد. اما در 2666 به خودزندگی‏نامه‏ای می‏پردازد در شرح وحشتی که پانزده سال تمام کشور را در چنگال خود گرفت.

در نزدیکی مرز با امریکای شمالی، در شهر سیداد خوآرز [Ciudad Juárez] (در رمان سانتا ترزا [Santa Teresa] نامیده شده است) زنان جوان و گاه کودکان ناپدید می‏شوند که بعد جسدشان از پس تجاوز و کشتن پیدا می‏شود. تعداد قربانیان به بیش از چند صد نفر می‏رسد و داستان‏های غریبی بافته می‏شود. مافیای مواد مخدر در این کار دست دارد، مافیای فروش اعضای تن، یا دیوانه‏ای شاید از میان خانواده‏ای اسم و رسم دار. دولت فاسد این را می‏داند و دم برنمی‏آورد. روشن است که جلوی تحقیق پلیس را می‏گیرند.

بولانیو در 2666 وقت کافی می‏گذارد تا به این موضوع وحشت‏آور بپردازد. در بخش چهارم از پنج بخش – پس از حدود 400 صفحه- به خود ماجرا می‏رسیم. نویسنده در سه بخش نخست آرام و کند و از بی‏راهه – که گاه بی‏ربط می‏نماید- خواننده را می‏کشاند به دل ماجرایی که با طنزی سیاه به آن پرداخته خواهد شد.

بخش نخست طنزی ناب دارد که در آن چهار پژوهش‏گر ادبیات، شیفته‏ی کار نویسنده‏ی مرموز و بلند قد آلمانی ´بنو فون آرخیمبولدی [Benno von Archimboldi]´ به سفر گرد جهان می‏پردازند تا نشان تازه‏ای از کار و زندگی او بیابند. در کنگره‏ها شرکت می‏کنند، با دوستاران آرخیمبولدی به رقابت و مسابقه می‏پردازند و در این میانه با هم نیز رابطه‏ی عاشقانه برقرار می‏کنند.  آرخیمبولدی را نمی‏یابند، اما سفرهاشان پربار است. از این‏که به عنوان خواننده‏ی خوب می‏دانند که جست و جو همیشه در گشت و گذار روی می‏دهد و همیشه چیزی یافته خواهد شد. جست و جو در نوشته‏های بولانیو اهمیت دارد.

راه ِ پژوهش‏گران ادبیات در جست و جوی نویسنده‏ی مرموز آلمانی به شمال مکزیک منتهی می‏شود و گویا نویسنده نیز باید آن‏جا باشد. اما آن‏چه می‏یابند شهری است که وحشت در آن نه تنها آنان که خواننده را نیز در بر می‏گیرد. وقتی یکی از آنان با دختری از آن شهر رابطه برقرار کند، ناآرامی فیزیکی به شکل پنهانی آغاز خواهد شد.

اما بولیانو روایت را در این‏جا قطع می‏کند تا در جایی از بخش دوم ادامه دهد. اکنون استادی از دانشگاه سانتا ترزا شخصیت اصلی است که جست و جوگران ادبیات در بخش نخست با او آشنا شده‏اند. تهدید دارد نزدیک می‏شود، زیرا استاد دختری دارد که خیلی نگران‏اش است. با این‏که می‏داند نگرانی‏ش اساس ندارد، آرام به درون آن کشانده می‏شود.

آن‏که از ماجرا خبر دارد، گزارش‏گر رنگین پوستی به نام اسکار فیت [Oscar Fate] است که برای تهیه‏ی گزارش از مسابقه‏ی بوکس به سانتا ترزا آمده است.  در جشن نه چندان خوشایند، دختر استاد دانشگاه را که به‏ش مواد مخدر داده‏اند از تجاوز و نیز کشته شدن نجات می‏دهد.  در پایان بخش سوم با او به امریکای شمالی می‏رود، اما پیش از آن سری به زندان شهر سانتا ترزا می‏زند که روزنامه‏نگار مکزیکی قصد مصاحبه با مرد متهم به کشتار زنان را دارد. این متهم مردی آلمانی است که دو متر قد دارد.

پرش‏هایی که در روایت بولانیو وجود دارد، دلیل عملی دارد. 2666 قرار بود در پنج جلد جداگانه با فاصله‏ی یک سال از هم منتشر شود. نویسنده می‏خواست با درآمد آن هزینه‏ی تحصیل فرزندان‏اش را بپردازد. کتاب به فرزندان‏اش تقدیم شده است.

اما پس از مرگ او، ویراستاران تصمیم گرفتند که کتاب را به رغم خواسته‏ی نویسنده‏اش در یک جلد منتشر کنند. به این خاطر می‏توان به روشنی دید که داستان بولانیو بی اعتنا به سنت مدرن نوشته شده که در آن همه چیز باید سر جا باشد و هیچ افزوده‏ی مزاحمی در روایت وجود نداشته باشد.

بولانیو با لذتی ابلیسی مدام روایت را قطع می‏کند و به بی‏راهه‏های طولانی می‏کشاند که گاه به هیچ جا نمی‏رسد. می‏گذارد تا شخصیت‏ها صفحه‏های بسیار به شرح واهمه‏های خود بپردازند و یا به رویش ده‏ها نوع جلبک در کرانه‏های پروس شرقی – با همان بی‏رحمی روایت در ´جویندگان سرسخت´- اما این بار با چاشنی طنز.

روی‏دادهای گوناگون در 2666 آرام در هم می‏پیچند، گرچه در نهایت تمامیت ندارند. واقعیت به همان اندازه‏ی حقیقت ِ کشتار زنان – که در بخش چهارم به آن پرداخته شده- دست نایافتنی می‏ماند. یک کلانتر امریکایی زمان جست و جو در سرنوشت زنی گم‏شده از منطقه‏ ناپدید می‏شود. روزنامه‏نگاران کشته شده یا از کار بر کنار می‏شوند. صفحه از پشت صفحه شرح تلاش‏های بی فایده‏ای می‏آید که بولانیو زمانی دراز دنبال کرده است و ناگاه به شرح شبیه گزارش پلیس از قتل یک قربانی می‏پردازد. رنج و دردی که قربانیان کشیده‏اند و چگونگی یافتن جسد در کدام حال و وضع.

مشکل در بخش چهارم 2666 آغاز می‏شود. بولانیو چه می‏خواهد بکند و تا چه اندازه به شرح خود از موقعیت واقعی سیداد خوآرز نزدیک خواهد ماند؟ تخیلی کردن جنایت و بی عدالتی همیشه با خود این خطر را همراه دارد که واقعیت در شرح ´از پیش اندیشیده´ گم شود. در بدترین حالت نویسنده به کالبد شکافی دیگرآزار تبدیل خواهد شد. اما این رمان را می‏توان ادعانامه‏ای علیه وحشتی دید که شناخته شده است. واقعیت می‏تواند قربانی تخیل بشود، اما ادبیات نیز می‏تواند قربانی واقعیت بشود. رمان باید چیزی جز گزارش یا تبلیغ سیاسی باشد.

پرسش خواننده زمانی شکل روشن می‏گیرد که بولانیو در بخش پنجم به شرح زندگی آرخیمبولدی می‏پردازد. کشتار جمعی در جنگ دوم جهانی نقش مهمی در این بخش دارد، اما کنار آن معمای ادبی 2666 جلوه‏ی بزرگ‏تری می‏گیرد. بولانیو آیا می‏خواهد میان Endlösung (راه حل نهایی هیتلر) با کشتارها در سیداد خوآرز مقایسه بکند؟

این کار ساده نیست، حتا زمانی که می‏گذارد تا آرخیمبولدی به شمال مکزیک برود. دایره هنوز بسته نشده است. واقعیت رازآمیز و حل ناشده باقی خواهد ماند. درست مثل نام کتاب. بولانیو در رمان دیگری نیز عدد 2666 را به کار برده است، اما این نیز چیزی را حل نمی‏کند.

چنین است که خواننده با انبوهی پرسش وانهاده می‏شود. و این خواندنی‏ترین و کامل‏ترین رمانی است که بولانیو به جا گذاشته است. در این رمان 1100 صفحه‏ای لحظه‏ای هم نمی‏رسد که خواننده خستگی احساس کند. روایت هربار چیزی شگفت انگیز یا شوک دهنده دارد.

توانایی بولانیو در آفریدن صدها شخصیت، که خیلی کوتاه ظاهر می‏شوند اما به شخصیت‏های استوار واقعی تبدیل می‏شوند، شگفت‏انگیز است.

بولانیو شاعری بود که در آغاز دهه‏ی نود سده‏ی پیش، به زمان زندگی در اسپانیا، تصمیم به نوشتن رمان گرفت تا بتواند هزینه‏ی زندگی خود و فرزندان‏اش را تامین کند. 

روبرتو بولانیو (1953-2003) شاعر و نویسنده‏ی شیلیایی است که جهان ادبیات هنوز به او توجه دارد. برگردان رمان 2666  پس از انتشار در امریکا بسیار مورد بحث قرار گرفت. جاناتان له‏تم [Jonathan Lethem] نویسنده در نیویورک تایمز به تحسین آن پرداخت و در کنار آن به اعتیاد بولانیو به هرویین اشاره کرد. این سبب شد که بیوه‏ی بولانیو نسبت به آن واکنش نشان دهد و ضمن سپاسگزاری از جاناتان له‏تم شایعه‏ی کهنه‏ی اعتیاد را تکذیب کند. علت آن سوءتفاهمی است که داستان'The Beach' بولانیو انگیخته است. در آن داستان، راوی اول شخص به بیماری خود اشاره می‏کند، اما این داستان تخیلی است و هیچ ربطی با واقعیت زندگی او ندارد. علت رسمی مرگ بولانیو هپاتیت ث ذکر شده است.

´جویندگان سرسخت´ جایزه‏ی Premio Rómulo Gallegos را دریافت کرد که مهم‏ترین جایزه‏ی ادبی امریکای لاتین است و پیش‎‏تر به ماریو وارگاس یوسا، گابریل گارسیا مارکز و خاویه ماریاس [Javier Marías] تعلق گرفته است. 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است