شعرهایم

شب بیست و پنجم

 

نمي‌شود از جاده‌اي که دو تا مي‌شود

نمي‌گذارد زير پا مي‌گذارد

به جاي اينکه عبور کند،

عبرت نمي‌گيرد

هميشه اين جاده‌ را عقب افتاده است

 

مي‌رود براي رسيدن به جاده‌اي که دو تا مي‌شود نمي‌شود

مي‌پيچد توي زنگ تلفن

قطع مي‌کنم نمي‌شود را

زيرپا مي‌گذارد حرف ربط را نمي‌گذارد

هميشه اين جاده‌ را با عطف به ماسبق عقب افتاده

نمی‌افتاده اگر يکي مي‌شده با حرف‌هاي بی‌ضابطه

نمي‌افتادم اگر توي اين جمله‌های بی‌رابطه

چطور بگويم که مي‌خواهم نمي‌خواهم از همه چيز دست کم

فقط يکي توي اين جمله‌ها باشد

چطور بگويم که مي‌خواهم از همه چيز

دست کم نمي‌گيرم اما مي‌خواهم

فقط يکي توي اين جمله‌ها باشد، نباشد

 

---

لیلا صادقی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است