«خانم الف و آقاي ب» با جهشي زير پل عابر پياده، رو مي كنند به «من»، قهرمان داستان آخري كه فيلم شد، يعني: «ضمير چهارم شخص مفرد»، برنده جايزه سلام دهه داستان و مي گويند: يك خبر دست اول! صفحه راوي زوج شده. رسيده به صفحه 89. كسي كه از داستان سوم ماهي گرفت، قلابش را جمع مي كند.

«2 ما+ هي ـ 1» مي گويد: دلم بر اين ميله كه بدونم طرف كيه؟

  • ليلا از مجموعه داستان «اگه اون ليلاست، پس من كي ام» مي گويد: طرف چه كاره است؟ كيه؟
  • راوي مجموعه «وقتم كن كه بگذرم» مي گويد: كي اين خبر را به آنها داد؟
  • يكي از شخصيت هاي داستان «بالاخره كيه؟» مي گويد: چي مي گي؟ كي؟ خب معلومه فكر خودت كه توي فكر ماست. ما توي همه داستان هات هستيم. تو فقط با ما درد دل مي كني و هر چي هم كه بخواي بگي، از زبون ماها مي گي. حالا مي گي ما از كجا مي دونيم! يالا بگو. طرف كيه؟ ما بايد بدونيم، چون به سرنوشت ما هم مربوط مي شه.
  • راوي: خب، سوژه خوبيه! آدم خوبيه. پسر خاله اش كارگردانه. فيلم «قاب هاي خالي» و « مرگ جاي ديگري است»، از ساخته هاي اونه.

يكي از آدمك هاي تو خالي اين تصوير: من به فيلم دومش عاشقم.

آن يكي آدمك تو پُر در آن يكي تصوير: ولي من اولي رو بيشتر.

  • بالاخره كيه؟: هنرپيشه هاش همه آماتور بودن، ولي خيلي عالي فيلم گرفته بود. كلي حال كردم. حالا خودش چه كاره است؟ شاعره، فيله، نويسنده اس، دكتره، استاد دانشگاهه، مهندسه، آهنگسازه، چه كاره است؟
  • راوي: راستش اينا كه شما گفتيد، بعضي هاش كار بود، بعضي هاش حرفه.
  • يكي از حرف هاي «سوژه»: حالا حرفه اش رو بگو.
  • راوي: راستي! دختر عموش مي دونيد كيه؟ هموني كه سيمرغ بلورين بهترين هنرپيشه نقش اول رو گرفت. سال. . .
  • سين: خودش چي؟
  • راوي: خودشم مي گم حالا. مامانش بزرگ ترين. . .
  • داستان: نه. فقط خودشو بگو.
  • راوي: خودش؟ خب خوب آدميه.
  • فضاي داستان: اين كارشه يا حرفه اش؟
  • راوي: خب، حرفه كه نه. كارش هم، سوژه داستان هاست.
  • آخر داستان: يعني اون فقط يك سوژه است؟ خب اينو از اول مي گفتي.
  • راوي: منكه گفتم سوژه خوبيه.

 

---

وقتم کن که بگذرم

برج میزان، شب هفتم، داستان پنجم (ادامه)
لیلا صادقی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: