درباره آثار

نگاهى به داستان "آ"، اثر لیلا صادقي، نوشته جواد پويان

 

 

 

استفاده از فرهنگ لغت برای لذت بردن از حل جدول کلمات متقاطع  

 

آنچه در  داستان  "آ " بر خواننده پدیدار می شود را به اتفاق ورق  بزنیم. اول  حرف بزرگ آ ( فونت ٤٢ نازنین )، بعد مقدمه (انگار با یک کتاب تحقیقی مواجه هستیم که هستیم، داستان فرم یک فرهنگ لغت را دارد )... چند مدخل از یک فرهنگ لغت. چون فرهنگ لغات برای توضیح برخی از مدخل ها  از شکل  استفاده داده شده است . . در این فرم از عرضه متن به مخاطب گریزی زده می شود به زندگی آدم ها دریک جامعه شهری . در میانه با گوشه ای از متنی کهن مواجه می شویم ( ص ١٤) و این قصه کماکان به همین روال  برای خواننده روایت می شود ...فصل بعد با  برگ و فلشی به طرف آن شروع می شود و باز یک خرده واقعه دیگر که با آ آغاز می شود. همه چیز از  آ شروع می شود .....  و در ادامه یک تست چهار جوابی به داستان پایان می دهد. javad pooyan A.novel

اولین سوال متبادر به ذهن  این است که  این ترفندها به چه  کار می آید...؟.کدام گره فلسفی انسان این قدر غامض است که فقط بدین شکل می توان به آن پرداخت .. ؟و پرسش های دیگر . آیا فرم انتخاب شده درهم تنیده گی ضروری با مضمون را دارد ...؟ خرده وقایع درون داستان از جمله ماجراهای ابریشم و افشار یا  تقابل دردهای کسی که عزیزش به بیماری صعب العلاجی مبتلاست، درمقابل همهمه عوام فریبانه انتخابات ..؟ چیزی بیشتر از مشگلات یک جامعه درحال گذار است...؟ چیزی بیشتر از مطالعات جامعه شناختی...؟ حتی با تاسی به ساده ترین دریافت های زبان شناختی. مقولات فلسفی می توانند "در" یا "با" زبان دوباره در عرصه شناخت آدمی نقش دیگری ایفا کنند، نه در داستانی که بار مضمونی و محتواییش بر شانه مقوله های صرفا اجتماعی (به معنای وجه اجتماعی وجود انسانی) قرار دارد....نگارنده به شدت از ورود به مقولات فلسفی و زبان شناسی پرهیز دارد که این رویکرد و رویکردهایی ازاین دست. دست را باز می گذار د تا هرچیزی را بار داستان کنیم.

و دیگر اینکه اگر  بتوانیم متون ادبی را به دو دسته تقسیم کنیم (از هومر تا  افاضه های پست مدرنیستی)، در نهایت متن ادبی و شاید هم هنری یا بر حس مخاطب تاثیر می گذارد یا چنین قصدی دارد یا سیخ می زند به ادراک مخاطب ....  داستان آ را در کدام دسته می توان گذاشت .....؟

البته می توان در گوشه و کنار مکاتب ادبی که با تنبلی و شلخته گی و توریستی به زبان فارسی ترجمه شده اند، جایی برای خواننده فعال پیدا کرد، خواننده ای که همراه با نویسنده به کنکاش متن و لذت بردن توامان می رسند ... یا جایی درباره فصل مشترک رمان و زبان شناسی  پیدا کرد. اما جای آن "جا" در همان مکاتب ادبی است .. در  داستان  آ   فقط باید به زحمت (شاید هم لذت ..نگارنده که بخیل نیست)، متن را واکاوی کرد و در نهایت سر از پر کردن جدول کلمات متقاطع در اورد که  فغان که در چه جامعه  مصیبت باری زندگی می کنیم.

زبان در این داستان به معنای "نظامی از نشانه ها "به کشفی در «وضعیت مصیبت بار آدم ها» که هسته رمان است، نمی رسد، که دراصل غرض این بوده است. علت روشن است، نویسنده در مقابل چنین وضعیت هایی کشف خاص خود را ندارد و به استناد راه حل ها و علت های  مورد قبول همگان تاسی می جوید. مثل نگاه نویسنده به مقوله «ترانس ها» در جامعه امروز و داستان قدیمی مردان شهوانی بی رحم که دختران معصوم و خجل را بدبخت می کنند. نویسنده در مقابل عرصه وسیعی از ناملایمات، تناقض ها، ستم، کج روی های جامعه اش ایستاده و می خواهد این چشم انداز را به مخاطب نشان دهد و فقط نشان دهد (نه چیزی به انچه که دیده اضافه کند ونه کم). ساده ترین زبان، زبان صفحه حوادث و روزنامه ها است. پر از وقایعی که سه چهارتای آن در داستان آ آمده است. خب پس تکلیف متن ادبی چه می شود...؟ یک روایت ادبی از حادثه بر چه مولفه هایی استوار است... ؟ داستان آ قرار است به این سوال ها  جواب دهد...اما تمهیداتی که بکار می برد از قبیل تکه ای از فرهنگ لغت در ابتدای داستان.. استفاده از علائم تصویری در بین قصه ها..فقط خواننده را گیج تر می کند... تصویر داستانی از یک حادثه یا یک وضعییت تراژیک، مبهم کردن و محو نوشتن آن نیست. شاید راه این باشد که ذره بین را نزدیک تر کنیم و یا گوشه ای از واقعه را بگیریم و روی آن مانور دهیم.....

در یک داستان ٩٢ صفحه ای که بین یک داستان کوتاه بلند و یک شورت ناول معلق است. دست بالاتر با ساختار داستان کوتاه است که در آن عناصر تزیینی بخش حسی عناصر ضروری را می سازند. در آ دیالوگ ها نقشی در پیشبر قصه یا ایجاد فضای مرتبط ندارند. بسیاری از دیالوگ ها و صحنه پردازی ها را می شود حذف کرد. مثلا صفحه ٤٦.

مانورهای آخر رمان که می خواهد تسلسل به خرده وقایع رمان بدهد و همین تسلسل را بکند جوهر داستان.. غافل ازین که تسلسل جوهر زندگی است. با این کاری نمی شود کرد الی کاری که سیزیف کرد....  

صفحه ٤٨  و مقایسه زندگی یک مجرد افشار با زندگی یک حشره و ایجاد کنتراست بین صحنه تبلیغات انتخاباتی با  و درد و رنج پدر لیلا از بیماری همسرش. نگاهی داستانی است به زندگی آ ....... دم ها

شاید اگر  آ به  جامعه و اجزایش یا قصه ای که برای مخاطب روایت می کند، از این منظر نگاه می کرد، نیازی به استفاده از یک فرهنگ لغت نبود. داستان و مدخل های ورود به آن را درهیچ فرهنگ لغتی نمی توان یافت.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است