جهت شرکت در فراخوان جایزه گروه «با خانه مان» - بخش شعر

‌برای بینایی‌ات زینب که دارد از دست می‌رود

برای ضعف چشم‌ها از همه‌ی جهات

برای رنج و اختلال‌های جسمی دیگری که بی‌مقدمه از راه می‌رسند

برای زیبایی‌ات به طور کلی

به هر طرف که رو کنی

پاسخی نمانده است.

«چرا صدای تبر قطع نمی‌شود

چرا صدای افتادن»

ای رویای مانده در خانه!

ای رویای نرسیده به خیابان‌های تهران!

ای رویای مردمی!

ای رویای کشته شده در ظلمت، در تاریخ

رویای کشته شدگان این خاک

ای رویای به خاک افتاده با فشارهای پی در پی!

حرفی بزن از رویا

حرفی بزن از گلو

حرفی از گلوهایی که تاریکی را همان اندازه دیده بودند که روشنایی را

ای رویای خفتگان این خاک!

حرفی بزن.

آه را چگونه پنهان کنم گلو؟

وقتی که رد می‌شوم از خیابان توحید

و نمی‌رسم به توحید

چگونه پنهان کنم؟

(برای رسیدن به تو

باید به شعر خیانت کرد، زینب!)

از دردها که افتاده‌اند کنار خیابان

از کودکانی که افتاده‌اند

و نمی‌رسند به توحید

(و حقوق بشر به خیابان نصرت کی می‌رسد معلوم نیست)

آه را چگونه پنهان کنم؟

ای شعر!

برای رسیدن به تو

باید خیانت کرد به تو

می‌فهمی؟

 


این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: