می رقصم

فروزان حسین پناهی

با والس پرایزنر

جهان زیرپاهایم له می شود

من ازمنظومه ها گریخته ام

در انتهای شیری ترین راه

ذراتت چه اندوه ناکانه غمگینند!!

می رقصم ...

بادهواراخفه کرده است

فضاگیج میزند حول مدار چرخیدنم

والس کائنات را چنگ میزند

عزیزم

غبارت چه فریبناکانه زیباست!!

می رقصم ...

وفکرمیکنم جهان

چیزی شبیه تیله ی بچه هاست

که امیدوارانه ازگودالی به گودالی دیگر می افتد

می رقصم...

ودنیا

زیر پاهایم له می شود

من از جهانها گریخته ام

وبه خدا رسیده ام

باپرچم

"ممنوع"

مبهوت مینگرد درمن

در اندامم دانه های رقص می رویند

نفسهایم

آن شن های درشت

راه را برگلویم بسته است

من از" تن "گریخته ام

وباااز به آخرین "نت" رسیدم

"سیب"

آن نهانی ترین

نهایت افتادن..

 


این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 سمایل عەزەمی 1396-04-09 09:28
نمیتوان به تعریف مشخصی برای شعرهای فروزان حسین پناهی رسید ، چرا که در خود زیبایی ، محتوا و اندیشه‌ی انسانی و فن ادبی را همزمان دارند. قابل تحسین هستند و جای تفکر. آینده ای امیدوار کننده برای شعر ایشان می‌بینم.
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: