نقد آثار دیگران

کجا - احسام سلطانی

 

و "بعد" یعنی اینکه

احسام سلطانی

از بهره چیزی نبرده باشی
از چهره
از هر چه چه
عین اسب پریده باشی
و
یعنی اینکه
مرگ
احسام کوچکی‌ست در تهران
با پیرهنی شبیه اسب
که چندی پیش   صورتش را داد پای خیابان
"و"
یعنی اینکه
داد کسی که ریخته باشد 
پهلو به پهلو       نبوده‌ام
شما که بوده‌اید بگویید!
شکلک‌ها را با من نگیرید هی   گفتم
بالا گرفته‌اید با سرم 
معرکه هم
ایستاده می‌زند حالا به تنم سر
هنوز به شانه نخورده‌ام که از "به نخورده‌ام هنوز"
تکان می‌دهد
تکان می‌دهد
تکان می‌دهد
کمی بعد هم
زدنم به هر دری باز شدم   شکلک
زدنم به هر دری
هی گفتم گفتم هی عین اسب
کسی هست؟
داد می‌کشم تا تا تا 
شما که بوده‌اید بگیرید
پهلو به پهلو
از هردری جلوتر حتی
پرت می‌شدم از پهلو
از "کنار خودم"
در می‌رفتم
می‌رفتم در داد کسی که ریخته باشد 
می‌رفتم در چه می دانم‌های کسی که رفته رفته رفته
می‌رفتم در
از هر دری جلو تر حتی.


از ما فقط جیغ مانده است وطن!
متاسفم اما
نمی‌شود جای تو بود و
نشست نکرد
روی نام تو افتاده نفس نفس نفس
نمی‌کشد دیگر
به لب‌ها رسید بگو!
چاله‌ها به شکل چراغ
روبه‌رو‌ها را برده‌اند از رو
برده‌اند
از صورتی که کم می‌شود رنگش زنگ نزده باشد فهمیدم "نه"
اینجا نیامده راحت 
حنجره را گرفته‌ای که چه
در خیال همه فرد شدیم و بعد طرد شدیم دموکراسی
می‌شنوی؟
دموکراسی!

دموکراسی!
دِ بگو نمی‌شنوی
مهسا که رفت
ایلیا جای مادرش آتش گرفت
یاسمن باور نداشت دموکراسی ولی
گرفت   گرفتم   گرفتیم
از حالا حنجره را گرفته‌ای که چه!

اینجا آمده بگویم "نه"
به هر ترتیب کشته می شوم

مثل ایلیا   یاسمن   مونا
پای خودم بمیرم باید
حالا 
(اینجا به فرمان من است
مرا با حس بگیرید از حس بگیرید)
زیر زیر کند خجالتی 
بکشد به جای من
دراز شود "نه" جای من
در صورتی که خیابان به فکر باز شدن باشد بهتر است
باشد برای حالا حالا ها
جای مرا پر کنید از حالا
پرم کنید از جا   بلندش بهتر است سفر.


کجا را بکش از...
بکش! 
بکش!
"جا" بدون "ک" هم می‌تواند باشد
فاصله بد نیست بیفتد گاهی با
با گاهی
جا خودش می‌افتد      از طرفی
سطری بی‌کلاه سرش نمی‌شود
همین که باشی
شعر 
جا برای نگرانی ندارد.


کلافگی کلافه کند باید
پدری کند
شهر به شهر 
خیابان به خیابان
بگردد باید را شاید
جور دیگری جور در می‌آید بگو تا
بروم بالا
بگیرم سرم را
هذیان     ببندد به پیشانی‌ام
بگو کجا بکشم زبان، شعله.


سقف ترک هایش را بر می‌دارد
کف اتاق می‌لرزد
دیوار فکر می‌کند، فکر می‌کند به ایستادگی
مگر اتفاقی افتاده؟
کجا می‌رود در؟
(اونجا رو ببین!)
عین موش کف اتاق را بغل کرده قالی 
خنده‌دار نیست!؟
حالا تو هی بگو جا خودش می افتد کجا.


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است