مقدمه

شاید در ابتدا تفاوت مرز زبان نقد و زبان شعر بسیار بدیهی به نظر برسد و ما با خود فرض کنیم که این دو، از جهات زیادی تفاوت دارند و حتی قیاس آن ها به صرف این که یکی موضوع دیگری است، موجب اشتراک یا قیاس نشود.

اما در آثار رویایی، عینک شاعر به گونه ای است که می توان از پس آن به چیزهای تازه ای رسید. زبان در دهه های اخیر بستر مباحثات و مجادلات بسیاری بوده است. اما زبان شعر خود فی نفسه تافته ی جدابافته ی بسترهای زبانی محسوب می شود و بر همگان روشن است که قاعده ناپذیری آن از بعد خبری، توانایی دیگری به او بخشیده است. از این روست که هایدگر شعر را کمال زبان می داند (ف‍وت‍ی‌، 1387: 75)، همانند خود رویایی که شعر را برای زبان مدینه ی فاضله می داند (بیرانوند، 91: 21).

نیت ما در این جا برجسته سازی بحث ماهییت زبان نیست بلکه می خواهیم به نقش و کارکرد زبان در آثار منثور و به عبارتی شیوه های نقادی رویایی پیرامون شعر بپردازیم که در آن ها، مرز زبان شعر و مرز زبان نثر گم می شود. لذا با این مقدمه که زبان در در غایت خود، در شعر میل به کمال دارد، به سراغ نگاه شاعر می رویم.

 

بازگشت به کلمه، بازگشت به ذات 

رویایی درگیر ذات است. در اکثریت آثار او میل به بازگشت به جوهر هر چیز وجود دارد. این چیزها چیزی نیستند جز خود شعر، که رویایی مایل است به خود ذات آن بپردازد. این ذات در نهایت به کلمات می رسد. (پیرامون ارزش ذات کلمه و نگاه حجم، در کتاب بوطیقای حجم صحبت شده است). برای او کلمه جوهر است نه عرض. از این رو معرفت او تمام موجودیت لغات را به کار می گیرد تا فهم متفاوتش را با عمق کافی، رونمایی کند.

این قضیه چنان در رویایی درونی شده است که در بیان یا نوشتار هر چیزی وسواس دارد. وسواس این که این لغت در کجای جمله و یا کجای زبان او می نشیند.

کلمات در جملات او صاحب جغرافیا هستند و این جغرافیا چنان بی تعارف مرزهای خود را گسترش می دهد که شما نمی دانید این متن کارکرد شاعرانه دارد یا کارکرد خبری.

 

حذف مرز اخباری زبان در نثر

پیش از این اشاره شد که شعر غایت زبان است. و این غایت کارکرد خبری خود را تا جای ممکن کمرنگ می کند. اما خصوصیت نثر به خصوص نثر علمی این نیست. چرا که امکان حذف بار خبری وجود ندارد بلکه کارکرد زبان، همین خبر است.

اما رویایی در متن هایی با کارکرد خبری، هم چون مصاحبه ها یا گزاره های نقادانه پیرامون مسائل شعر، وجه ی شهودی و معرفت شناسی واژگان بر بار خبری چیرگی دارد. گویی شاعر القای حس و تصویر را در متن های خبری هم، بر گفتمان یک سویه ی اطلاع رسانی رایج در رسانه ها ترجیح می دهد. کافی است که متن های به ظاهر منثور (پیرامون شعر) رویایی را با دقت بخوانیم تا به مقصود مطالب مذکور برسیم.

در این جا سه قسم از نوشتارهای رویایی را در حیطه های سخنرانی، مصاحبه و یادداشت ها پیرامون شعر به صورت نمونه و توضیح می آوریم تا مسئله قابل لمس تر گردد. پیش از ارائه نمونه باید گفت رویایی به سخت فهمی و پیچیده گویی متهم یا معروف است. گرچه در جاهای بسیاری اشاره کرده ایم که علت اصلی این موضوع تربیت نیافتگی معترضان نسبت به خوانش حجمی است و گرنه اگر انتظار اولیه خود را از سرعت خوانش به صبوری در خوانش تغییر دهد. بسیاری از این گره ها گشوده خواهد شد. (سرعت خوانش مقوله ای است که در پژوهش های آتی مولف، در دستور کار قرار دارد که می توان آن را در رویکردهای پساحجمی شعر حجم جستجو کرد).

 

الف) سخنرانی ها:

در سخنرانی ها، رویایی همچنان شاعر است و سخن او تن به یکنواختی رسانش نمی دهد. در حالی که در حضور جمعی سخنرانی می کند که این بار به جای خواندن، او را می شنوند. شاید تنها تخفیف او به مخاطب در این رابطه، وحدت موضوع باشد. یعنی دست کم بر خلاف شعر که موضوعیت بر آن مقدم نیست در سخنرانی موضوعیت بر سرایش مقدم شود که البته در بعضی جاها این تقدم هم نادیده گرفته می شود:

«این که گفته می شود که ابتدای فکر ما را انتهای نگاه ما می سازد، یعنی ما وقتی از جهان اطراف خودمان فارغ می شویم تازه به جهان واژه ها می رسیم، این امر مرحله ی دوم مشغله ی ماست: بعد از نگاه مشغله ی واژه ها است. جهان نوشتن واژه ها یعنی جهان نوشتار، و واژه ها گاه و حتی غالبن با جهان اطراف ما به ما می رسند، نه این که متولد بشوند، بلکه با تولدی که در جهان اطراف دارند به صورتی متولد در ما متولد می شوند....»

(رویایی، 1998: 108).

وجود مفاهیم و واژگانی چون: «جهان اطراف»، «جهان واژگان»، در قیاس هایی چون «ابتدای تفکر» و «انتهای نگاه»، خود همه سرشار از انتزاع است. به عبارتی تخیل و انتزاع در شعر با ایجاز کمتری به قوت خود در نثر باقی است. «دعاها همه به کمک زبان دعا شده اند و زبان هم به کمک دعا زبان، خیال می کنم قدیمی ترین کسی که به زمان اندیشیده کرده، آن هم در ارتباط با زبان، همین مرد مقدس و منکر من آگوستین بوده ....» (323).

 

ب) مصاحبه:

مصاحبه ها برای رویایی، بیشتر از دیگر بسترها، فضای بداهه گویی دارد و هر چه مصاحبه کننده رندی به خرج دهد رندی رویایی شکوفاتر می شود و منجر به ایجاد نوعی طنز حجمی می گردد که زیبایی آن را نمی توان انکار کرد. در مصاحبه ها تا وقتی که مسائل رئال مطرح است، شرح رویایی فرم خطی دارد اما در بعضی جاها رندی رویایی در پاسخِ غیر خطی است و موجبات کشف هایی است که خود رویایی هم با لذت و مکث در آمدنشان، بر آن ها تاکید می کند. در یکی از مصاحبه ها می خوانیم که:

«-آینده شعر حجم را چگونه می بینی؟

 - آینده ی شعر حجم گذشته ی شعر حجم است. شعر حجم آینده ندارد چون شعر، آینده ندارد. خودش آینده است. آینده ای در آینده ی ما انسان ها. شعری که همیشه در حال آمدن باشد خودش آینده است. منتظر آینده نمی ماند و چون همیشه می آید آینده ای است برای آن هایی که منتظر آینده اند... »

(1382: 357)

 

یا در سوالی که اتفاقن نثر او را مورد پرسش قرار می دهند:

«-تبحر حیرت انگیز شما در نثر چرا آن قدر که انتظار می رفت، به خود مشغول نشد؟ بی گمان در نثر- به تناسب نثر- شما کمتر از آن چه که در شعر کرده اید نکرده اید؟

-دستِ تاریکی است که گاهی در من بیدار می شود، و می نویسم وقتی که شعر نمی نویسم، این دیگر وسوسه ی صفحه ی سفید است، وقتی که شعر به دانسته و اندیشه های من پایشان را جایی می گذارند که شعر می گذارد، و سیاهش می کنند. در چنین مواقعی نسبت به صفحه ی سفید حس شیطنت، بدجنسی و تجاوز می کنم، برعکس شعر که به دعوت صفحه سفیدی است که پاسخ می دهد و روی صفحه به دلخواه صفحه می نشیند»

(1370: 79)

 

ج) نقدها و یادداشت ها:

رویایی یادداشت هایی دارد که به اشکال مختلف به جای موضوع محور بودن، بیشتر مفهوم محور هستند که نمونه ی اعلای آن، در « چهره ی پنهان 

احمد بیرانوند

حرف» قابل مشاهده است. در کنار این یادداشت ها، نقدهای مقاله واری هستند که با موضوع یا سوژه های مختلفی نوشته شده اند که در این رابطه می توان به «هلاک عقل به وقت اندیشیدن» اشاره نمود. در نمونه های اول (یادداشت ها)، نثر چنان پرواز می کند که حضور بی تخفیف شعر غیرقابل انکار است و اینجاست که من در رویایی مرز نقد، شعر و نثر را نمی شناسم. چیزی که رویایی از نثر کهن و شطحی، با عبور از لبریخته ها، شمس ها و حلاج ها، زبان را درونی خود ساخته است و مرا در مرزگذاری برای نوشته هاش دچار حیرت می کند:

«من اندیشه ام را نمی نویسم، نوشته ام را می¬اندیشم. بیشتر در واقع تبانی کلمه هاست که مرا می اندیشد. پس به منظور اندیشیدن است که می نویسم، برای اندیشه آموختن است که می نویسم...»

(1391: 108) 

 

یا در کتاب هلاک عقل:

«آن چه ما بر «چیز» و یا بر واقعیت تحمیل می¬کنیم همیشه همان چیزی نیست که واقعیت با خود می برد. چون موضوع نگاه ما منظور ما نیست، و لو این که نظر ما از آن گذاشته باشد، و یا بر آن نازل شده باشد. نگاه ما همیشه ناظر بر منظورش نیست...» 

(1391: 151)

نمونه هایی از این دست در نثر رویایی، با شدت بیشتر وکمتر تخیل شاعرانه، بسیارند. خود بیانیه ی شعر حجم شرشار از ظرافت های شعری است. لذا از آن جا که غرض اشاره ای اجمالی بود، بحث مفصل و ساختاری این نثرها را به زمان دیگری می سپاریم.

 

 

 

فهرست منابع

بیرانوند، احمد (1392). بوطیقای شعر حجم. تهران: نشر افراز.

رویایی، یدالله (1998). متن سخنرانی در: انجمن معماران و شهرسازان ایرانی. گردآوری حسین مدل. 

----------------- (1370) مصاحبه سهراب مازندرانی با یدالله رویایی، مجله کلک. شماره  21. آذرماه. (به نقل از: عبارت از چیست)

----------------- (1382)، مصاحبه حسین مدل با یدالله رویایی، عصر پنجشنبه. شهریور ماه. (به نقل از: عبارت از چیست)

----------------- (1386)، عبارت از چیست، گردآوری و تنظیم: محمدحسین مدل/انتشارات آهنگ دیگر

----------------- (1391)، هلاک عقل به وقت اندیشیدن. تهران: مروارید.

----------------- (1391) «چهره پنهان حرف، تهران: نشر نگاه

ف‍وت‍ی‌، ورون‍ی‍ک‌ ام‌ (1376)، هایدگر و شاعران. ترجمه عبدالعلي دست غيب تهران: نشر پرسش

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: