نقد آثار دیگران

دو شعر از کبوتر ارشدی

 

1.

 

کبوتر ارشدی

---

گريه اش گرفته زمين

حتي پرنده دودي

انحناي زمان خم شده در اقصا ، می لرزد خط استوا

و سياست،مذكر بي قواره اي وبال گردن ما

از تاريخ خون

از سطرهاي شفاهي جنون

تو بگو

من آزاديخواه ولگردي مي شوم دور دنيا

2.

---

من هم می توانست همین زنی باشد که لاشه

کنار ساحل لبنان و مدیترانه و هر جا

همین زنی که به نام زندگی مرده اش پیدا

خیالت راحت ،اینطوری گم می شدم برای آزادی،می شد؟

به نام آرامش

برای نان صبح و سقف خوابیدن

خندیدن توی پیاده روهایت که داعش ندارد

خنجری که سرش به رسمی دیرینه کج است،ندارد

که از حلقوم نسل ها کشیده اند بیرون تا فرو کنند مدام،ندارد

فرو فروتر

تا آن جا که جا دارد

من هم می توانست همین مردگانی باشد که دریا داده به خشکی

تن های تنهایی که احتمالا رویاشان زیادی می کرده

و توی سرشان خبرها بوده

مثل سر من ،مثل دل من

دست بردار از نقش این قایق که نمی رسد

مثل نجات به غریقم دست بده

من به ساحل می رسم

مرده یا زنده

تنم، روی دست های تو خاک می شوم

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است