برگردان: فرزانه شیررضا

زن فکر کرد، " اوست که دارد از پارکینگ می‌آید. طبق معمول، با چکمه‌هایی گل آلود.

زن آماده بود که بگوید: " آن چکمه‌ها را بیرون ایوان دربیاور. برف روی کتت را هم بتکان. "

سوپ داغ، لباسهای خشک، یک ساعت تماشای تلویزیون. و یک داستان. زن او را در آغوش خود تکان خواهد داد تا خوابش ببرد.

اما، آن تصویر تنها انعکاس نور خورشید بود بر روی برف.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 asadi-saeed 1393-08-06 09:56
درود بر شما برای انتخاب این متن.
به نظرمی آید فضای ذهنی ژنه اشمیت شباهت خاصی به محسن مخملباف دارد!!نظر شما چیست؟
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: