ترجمه شعر و داستان

سه گانه - الهام حیدری

1.

نوشت

درخت

و زیر سایه اش دراز

و رخت در

کشید آنچنان که رخوتی

از لا نور لابه نور لای شاخه ها

و دری از بهشت و رختی

برایش کشیدند

که لختی بیاساید

در سایه سار خودی

از سایش روزها و شبان بی هوا

آه /بی هوا / بدون مقصد

نوشت

درخت

و در رخت خویش

آرمید

بی آنکه چیزی از سبزهای جهان کم بشود

2.

درخت روی کاغذ بود

توی حافظه کاغذ بود

 از لای برگهای دفترش شبها صدای گنجشک می آمد

و تحت دفترش انهار بود

صد برگ ... صدها برگ... هزارتوی گنجشگ و برگ

و گاهی مرگ

که می رسید برگها ی زرد 

سفید و سرد

آری زمستان یاد بود و چیزی نمی شد نوشت

3.

اما بهار

خودش و با اختیار خودش

به دفترکارش آمد

نوشت

بسمه ای تعالا

 و زیرش نوشت

درخت

 یکریز و ریز ریز

درخت

درخت

درخت

درخت

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است