از نشانه شناسی ساختگرا تا نشانه شناسی شناختی

پرآگه برانت

برای پرداختن به معنی و امکان یا عدم امکان بررسی آن روش های زیادی وجود دارند. یک شیوه که توسط فیلسوف سوئیسی به نام المار هولنشتاین توصیف شد و در مصاحبه ای که از سوی ر. بناتی در سال 1992 صورت گرفت عبارتست از:

همه مفاهیم اصلی علم شناختی (بازنمایی، نماد، داده ها، رمزگان، برنامه و غیره) از مفاهیم نشانه شناختی هستند و یا اینکه به طور ضمنی بیانگر مفاهیم نشانه ای (محاسبه) می باشند. هنگامی که دانشمندان شناختی درباره ی رویکردشان توضیح می دهند، آنها اعلام می دارند که به بحث و بررسی نظام های نماد عینی می پردازند، این موضوع که کسی درباره ی علم نشانه ای صحبت نمی کند بلکه به علم شناختی می پردازد، تنها یک اتفاق تاریخی است. از نقطه نظر پدیدار شناختی، این مسئله یک اتفاق خوش یمن است، زیرا شناخت منحصراً به طور منطقی و نمادین حاصل نمی شود.

مفاهیم نشانه شناختی شامل مفاهیم شناختی سنتی هستند، اما از نقطه نظر پدیدار شناختی، شناخت بشر می بایست از طریق سایر مفاهیم نشانه شناختی نیز کسب شود یعنی از مفاهیمی که به منطق نمادین و بازنمایی های کاملاً نمادین مربوط می شوند، مانند مفاهیم نشانه ای تصویرگونگی (ویژگی صور خیال) و نیز آنهایی که مربوط به صورتهای نمایه ای (ویژگی طرح واره های پویا) می شوند. هولنشتاین احتمالاً اولین دانشمندی است که عنوان نشانه شناسی شناختی را به منظور پروژه ای خاص در تحقیق معاصر برروی معنی مطرح کرد ( همان جا). هولنشتاین خودش یک متخصص در فلسفه مانند ادموند هوسرل و رومن یاکوبسن است، او فلاسفه ی جوانتر بریتانیایی مانند کوین مولیگان، بری اسمیث و پیتر سیمونز را آموزش داده و نیز الهام بخش آنها بوده است، کسانی که بعدها فکرشان را در مورد رئالیسم پدیدارشناختی که حلقه ی ارتباط میان شناخت و نشانه شناسی است، پایه گذاری کردند. این خط مشی تفکر و پژوهش مدت ها در نشانه شناسی دانمارک تأثیرگذار بوده است و در طول دهه ی اخیر به طور اساسی تثبیت شده است. در این مقاله قصد دارم به نقش تعیین کننده ی دیگری یعنی تفکر و تجزیه و تحلیل معنی در شکل گیری نشانه شناختی بپردازم؛ به عبارت دیگر این مورد می تواند به عنوان یک اثر لاتین در نظر گرفته شود.

در اروپا و آمریکای لاتین، مکتب میان رشته ای وسیعی از نشانه شناسی ساختگرا، که مرکز اصلی آن در پاریس و بولونیا بود، در سال 1960 در میان ساختگرایان بوجود آمد و تا سال 1990 به عنوان مکتبی تأثیرگذار باقی ماند، تا اینکه سرانجام جنبش خود را با ظهور زمینه های جدید آکادمیک ساختارشکنان و نسبیت گرایی و نام گرایی هرمنوتیک از دست داد. نشانه شناسی ساختگرا به عنوان اقدامی میان رشته ای، پژوهش محور و نظری بود که از دیدگاه تجزیه و تحلیل و نظریه فرهنگی به صورت یک تحقیق زبانی تعمیم یافته حمایت می کرد، هم چنین نشانه شناسی ساختگرا به طور عام به علوم انسانی پرداخت و نیز هدف آن کشف ساختارهای همگانی و جهانی معنی در پسِ نمودهای بیان- که محتوا را در بردارند- فرهنگی و اجتماعی خاص و ترجیحاً زیبایی شناختی، از متون گرفته تا ژست، موسیقی، نقاشی، معماری و غیره بود. قاعده اصلی این تفکر بود که الگوهای ثابت معنی در بین تمام رویدادهای ظاهراً پویا و بافت – و رسانه- معنی های مقید یافت شوند. معنا می تواند به صورت توانش نشانه شناختی که به لحاظ ساختاری ثابت و زیربنایی است، دریافت شود که گونه های کار آمد آن به شکل کنش هستند. بنابراین در مدل غالب پاریسی، مفاهیم لایه بندی، خلاقیت، گشتارها و مهمتر از همه اینکه رو ساخت که سطح بالایی ژرف ساخت است – تمام این اصطلاحات واژگان دستور زایشی 1960 را بیان می کنند- به عنوان محورهای اصلی نظریه نشانه شناسی ساختگرا معرفی شدند. ژرف ساخت معنی، موردی سازنده در در سطح زیربنایی، ساختار سازی درست تفکر و تصور محض، می باشد که برای بیان و ظهور به پردازش های جابجایی ملموس سازی و ترجمه ها وابسته خواهد بود که گاهی به آن تبدیل گفته می شود. سپس معنی ژرف، به صورت یک گونه تغییر یافته و تجدید ساختار یافته و مطابق با شرایط ارتباط حاضر، به عبارتی دیگر بافت سازی شده، از طریق فرآیند اشتقاق در رو ساخت تجلی و آشکار خواهد شد. معنی روساختی صورت ترجمه یافته – شکل تغییر یافته -  معنی ژرف ساختی است. معنی روساختی، تفکر زیربنایی و بافت آزاد (تولید معنی) را بافت سازی خواهد کرد. معنی مقید عبارت بیانی (محتوای روساختی) به صورت ترجمه ی ضمنی (جابجایی،گشتار یا تبدیل) از یک معنی زیربنایی و یا غیرگفتمانی (محتوای ژرف ساختی) به برخی صورتهای گفتمان کلامی یا نظام های نشانه شناختی غیرکلامی، درک می شود.

به لحاظ هستی شناختی، رو ساخت کاربرد شناختی خواهد بود، یعنی با توجه به نقش تعیین می شود، در حالیکه ژرف ساخت معناشناختی خواهد بود، به عبارت دیگر با توجه به کارکرد تعیین نمی شود بلکه به لحاظ شناختی به عنوان اندیشه پردازی و تفکر بنیادی سازنده محسوب می شود و بنابراین تنها از طریق طرح جهانی صورتهای تولید معنی به سخن دیگر مفهوم سازی شناختی تعیین می گردد. اینجا است که موتیف شناختی به تصویر راه پیدا می کند.

به لحاظ روش شناختی، رو ساخت یک پاره گفتار در برخی نظام های نشانه شناختی بلافاصله از طریق خود آگاهی نسبت به موضوع نشانه شناختی قابل فهم خواهد بود که شناخت درونی درباره ی آن موضوع ترجمه و بیان خواهد شد و یا اینکه رو ساخت می تواند از طریق خود آگاهی فاعلانی که آن را تفسیر می کنند (از جمله تحلیل گران ساختگرا)، در حالیکه ژرف ساخت پنهان باقی خواهد ماند و در زمان واقعی از طریق خود آگاهی کمتر قابل فهم و یا اصلاً دست یافتنی نیست و تنها با تأخیر و از طریق تجزیه و تحلیل ساختاری قابل فهم خواهد بود. بنابراین معنی روساختی به لحاظ پدیدارشناختی به تولیدکننده و مخاطب و یا هرکس دیگری که در اطراف گفته وجود دارد، نسبت داده می شود. در حالیکه معنی ژرف ساختی باید صریح باشد و نیز به لحاظ پدیدار شناختی از طریق برخی مهارت های خاص تجزیه و تحلیل ساختاری تجلی یابد.

این نوع از تفکر اهمیت اصلی را به تجزیه و تحلیل و اعمال مدلهای ساختاری می دهد. مدلهایی که شامل تقابل های سوسوری، مربع های معنایی گرمس، نمودارهای گرافیکی و طرح های زنجیره ای انواع مختلف می باشند، این مدل ها به عنوان مدل های فنی در این مفهوم، تو ضیح داده و پیشنهاد می شوند همچون بیان کننده های تحلیلی که نزدیک شدن به هدف اصلی نشانه شناسی ساختاری یعنی معنیِ(ژرف ساختی) معنی(روساختی) را هدایت می کنند. یک نفر ممکن است سؤال کند که چطور نتایج تجزیه و تحلیل تأیید می شوند. پاسخ ها به این سؤال همیشه واضح نیست اما در اینجا شیوه ی معرفت شناسی کلی ساختگرایی مسلط شد. از آنجاییکه معنی ژرف یک رویداد عبارتست از یک اتفاق فکری، بنابراین فی نفسه باید قابل فهم باشد. زمانیکه این معنی کشف و آشکار می شود، بنابراین در اصل می تواند به صورت تجربی فهمیده شود و با گونه معنی روساختی آن مقایسه گردد؛ و چنانچه معنی روساختی به طور منطقی به صورت مظهری از معنی ژرف ساختی قابل فهم باشد، تجزیه و تحلیل معتبرتر و قابل قبول تر در نظر گرفته می شود تا اینکه چیزی غیر از این باشد. بنابراین تجربه های آگاهانه، فرضیه های تحلیل گر را در مورد معنی های ناخود اگاه تأیید و اثبات خواهد کرد و در صورت تأیید این موضوع نتیجه به پیش بینی های نتایج مشابه در رویدادها منتهی می شود در غیر این صورت مربوط می شود به موضوعی که در مسئله مطرح شده است و اگر این پیش بینی ها به وقوع بپیونددصحت نتیجه ی اول دوباره تقویت می شود.

پرآگه برانت

اصول لایه بندی و اثبات پدیدارشناختی که از طریق صراحت و مقایسه حاصل می شوند اصول بنیادی در تحقیق ساختاری بر روی معنی محسوب می شوند. این اصول نیاز به توجیه در رویکرد جهان شمول زایشی ندارند، بلکه در عوض به عقیده ی نگارنده این اصول باید به صورت پیشنهادهای روش شناختی و هستی شناختی مورد توجه قرار گیرند که برای یک پروژه با محدودیت کمتر معنا را در یک منظر اساسی مطالعه و بررسی کند. این اصول عملاً در میان تمام شکل های تحقیق درباره ی معنی، از جمله تاریخ نگاری، مشترک هستند. و هم چنین این اصول به طرز چشمگیری شبیه اصول کلی معناشناسی شناختی می باشند.

در اثر زبانی توسط تالمی که برروی معناهای طبقه ی بسته صورت گرفته و یا بررسی های طرح واره ای دستور توسط لانگاکر، اصطلاحاتی مانند استعاره مفهومی، یکپارچگی مفهومی و مفهوم سازی به طور کلی شامل به اصطلاح ception” (برای اجتناب از انتخاب per- و con- ( هستند. این آثار و بسیاری دیگر از صورت های تجزیه و تحلیل و نظریه ها ی مفهوم محور نیز شامل مدلهای پیشنهادی برای ساختارهای معنی هستند که شناخت و ارتباط برقرار کردن با موضوع ها بلافاصله اتفاق نمی افتد اما این مدلها می توانند الگویی باشند و از این طریق واضح شوند و به لحاظ پدیدارشناختی برای تحلیل گران و عاملان شناختی آشکار شوند که سپس قادر خواهند بود به مقایسه این مدلها با معناهای بلافصل رویدادهای تجزیه و تحلیل شده بپردازند و هم چنین مقبولیت آنها را به عنوان معناهای مفروض شناختی زیربنایی ترجمه های قابل تجربه بلافصل ارزیابی کنند. ساخت شناختی معنی در حقیقت ساخت ژرف معنی می باشد آن هم به همان مفهومی که در نشانه شناسی ساختگرا است اما منظور از "عمق" دیگر همان معنی زایشی در مفهوم تاریخی آن نیست و باید مفهومی خاص برای آن در نظر گرفت.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #3 مهدي 1393-08-21 16:32
درود بر شما
من قصد دارم براي موضوع پاپان نامه ي ارشدم با رويكرد نشانه شناسي يا معني شناسي شناختي به ادبيات دراماتيك پژوهش انجام بدم . تازه مقاله شما رو خوندم. خوشحام كه شما هم در اين زمينه كار كرديد . اگر ممكنه در مورد افقها و محدوديتهاي اين موضوع منو راهنمايي كنيد . سپاس-مهدي
نقل قول کردن
 
 
0 #2 . 1393-07-17 12:48
درودبر شما سرکار خانم .
نقل قول کردن
 
 
0 #1 زهرا نیستانی 1392-03-19 11:30
چه مطالب زیبا و مفیدی . واقعا استفاده کردم و حظ بردم . خسته نباشین بانو.
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: