امجد غلامی

داستان و روایت ‌پردازی در میان کردها قدمتی به‌ درازای تاریخ دارد، تا جایی که‌ واسیلی نیکیتین در کتاب "کرد و کردستان" از آن به‌ عنوان "بزرگترین آبشخور روایی بین‌النهرین تا ماوراءالنهر" یاد می‌‌کند.

با این حال، تحول نوشتاری این موضوع به‌ دهه‌های آغازین قرن بیستم - یعنی اواخر امپراطوری عثمانی و اولین تحرکات استعماری در مرزهایش و به‌ تبع آن، خیزش‌‌های ملی‌ گرایی اقوام ساکن منطقه‌ بر‌می ‌گردد؛ از این حیث، تسری ایدئولوژی‌‌ها و زمینه‌‌های آشنایی با فرهنگ غربی از طریق مرزها و اشاعه‌ ی فرهنگ روزنامه ‌نگاری، فرصت مغتنمی بود برای پا به‌ عرصه‌ نهادن آنچه‌ امروزه‌ "داستان‌ نویسی کردی" گفته‌ می‌‌شود.

با این حال، سردمداران داستان کردی بیش از آنکه‌ در آغاز راه به‌ سویه‌‌های فرمی و ابعاد هنری ژانر داستان بیندیشند، توجه‌ خود را به‌ جنبه ‌ی ‌زبانی و حفظ و اشاعه‌ ی‌ فرهنگ فولکی قصه‌‌ها و داستان‌های نانوشته‌ ای معطوف می‌داشتند که‌ می‌‌توانست در تهیج روح قومی دست بالا را داشته‌ باشد.

حسن قزلجی با تبعیت از نویسندگان روس و رصد کردن حیات فرودستان اجتماعی، به‌ نوعی رئالیسم اجتماعی گروید که‌ ضمن آن، ادبیات داستانی چیزی جز فرمی ایدئولوژی برای تقبیح و ریشخند نظام‌‌های سلطه نبود.

هر چند تناقضات درون ‌متنی چنین فرمی به‌ علت تصور فرودستان در هیات مردمان "ساده ‌لوح" به‌ آن وجهه ‌ای گروتسک‌‌وار و آیرونیک می‌بخشید، اما اسلاف وی، با قلب شکست‌‌ها و تحقیر روزافزون تاریخی کردها در عرصه‌ ی سیاسی، همین توفیق ناچیز را نیز به‌ بهای حفظ ابعاد ایدئولوژیک اثر وانهادند و با علم ‌کردن‌ رئالیسمی تلخ و منفعل، رسالت نویسنده‌ را گزارش کردن واقعیت بیرونی ضمن یاد آوردن دوره‌‌های شکوهمند تاریخی مردمان این جغرافیا تعبیر کردند.

جریانی که‌ به‌ زعم بختیار علی، نویسنده ‌ی معاصر کرد، می‌‌توان از آن تحت عنوان درافتادن در "گفتمان بقا" یاد کرد؛ گفتمانی که‌ مرگ‌ پرستی و خودشیفتگی به‌ شکلی مضاعف در متنی تغزلی/ توصیفی با شخصیت‌‌هایی خصیصه ‌نما، به‌ داستان صورتی تراژیک/ نوستالوژیک می‌‌بخشید.

به‌ دیگر عبارت، ماحاصل گفتمان فوق، گسست روایی متن داستانی از بنیادهای روایی و صوری خود و تکریم نوعی معاصریت روایی و ابراز تصویری پارادوکسیکال از جامعه‌ ی خشک و بی روح معاصر در کنار انبانی از کلیت‌های توصیفی و نظام زیباشناسی شده‌ ی اسمی بود که‌ طی آن، داستان به‌ شکلی ایدئولوژیک به‌ خدمت تقویت خاطره‌ ی جمعی در می‌آمد، تا بنا به‌ تعبیر ریکوری: ارزش‌‌های آغازین وقایع بنیادگذار به‌ باور تمام اعضای جامعه‌ درآید.

به‌ نحوی که‌ داستان کردی در این مقطع تاریخی با ژستی روشنفکرانه‌ از طریق تکرار، تفسیر و یادآوردن عملی که‌ به‌ زعم آنها باعث بنیادگذاری هویت جمعی می‌شد، تلاش می‌کرد به‌ صورت ایدئولوژی آن واقعه‌ را در وجدان جمعی جامعه‌ منعکس کند.

در واقع تغلب گفتمان بقا در کنار اصل حفظ و تقویت خاطره‌ ی‌ جمعی و به‌ تبع، تشدید سرکوب روشنفکران در نظام‌های پهلوی/ بعثی/ کمالیسم، زمینه‌‌ساز مرحله‌‌ی‌ جدیدی در ادبیات کردی بود که‌ اصطلاحا بدان "منفا" گفته‌ می‌شود: نوعی کوچ اجباری که‌ از یک سو نویسنده‌ را با غنای ادبیات غربی روبرو کرد و از دیگر سو وی را با نوعی هراس از زوال‌ خاطره‌، لال‌ شدگی و ازجاکندگی آشنا ساخت.

جایگاه انسانی این هراس در کنار تصوری از نسل آینده‌ که‌ شاید در انتخاب نیازهای روایی/ زیستی خود چندان وقعی به‌ روایت‌‌های بومی‌‌گرایانه‌‌ی کوچک نمی‌داد، را می‌‌توان در داستان "لوزان" اثر شیرزاد حسن و ماجرای "مارگارت" دختر دورگه‌‌ی مراکشی در رمان شعر "دربند پروانه‌" شیرکو بیکس مشاهده‌ کرد.

در این آثار، راوی در ناکجاآباد بزرگی سرگردان است که‌ در آن به‌ خاطرات و سرگذشت وی کمترین اهمیتی نمی‌دهند و از طریق همین سرگردانی به‌ شکاف بزرگی پی می‌‌برد که‌ در انتظار نسل‌‌های آینده‌ ی اوست.

شکافی که‌ بعدها میان نویسندگان پیش و پس از منفا سربرآورد؛ تا با کم اهمیت شدن الگوهای غالب پیشین و گرایش روزافزون به‌ سبک و سیاق نوشتار غربی، داستان کردی به‌ جهانی دیگر یا به‌ تعبیر کوندرایی از آن به‌ "بومی‌ گرایی بزرگ" درآویزد، به‌ این امید که‌ از طریق دیالوگ درون‌ متنی، بتواند با ادبیات بزرگتر به‌ گفتگو بپردازد و جایگاه مناسبی برای خود دست و پا کند.

اما همین، خود به‌ بحران جدیدی در نوشتار داستانی انجامید که‌ می‌توان به‌ زعم شیرزاد حسن در سخنرانی ‌اش در کنفرانس نویسندگان جهانی در فنلاند (1997)، از آن تحت عنوان "قلت و ناتوانی زبانی" نام برد که‌ از بیان وضعیت خود در جهانی مدرن و نیهلیستی قاصر است؛ بنابراین امروز، سرنوشت داستان کردی و بینامتنیت‌ هایش درافتادن در وضعیتی کولاژیک زبانی در فضایی بدون زمان و مکان است، که‌ لایه‌ وار بر زبان مادری جا خوش کرده‌ است.

این وضعیت جدید گرچه‌ به‌ نسبت پیشروان این عرصه‌ با دامنه‌ محدودتری از مخاطبین روبرو است، اما توانسته‌ خود را از زیر بار دین اخلاقی و ایدئولوژیکی رها سازد و جایگاه ژانریک داستان کردی را به‌ جامعه‌ بقبولاند.

 


این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: