1. مقدمه

جهان امروز شبکه عظیم ارتباطات و رسانه هاست، که در نگاه نخست به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی دارای کارکردی فرهنگی ارتباطی هستند.

پارمیس ایزدپناه

نخستين‌ بار ارسطو  در کتاب مطالعه معاني و بيان، در تعريف ارتباط مي نويسد: ارتباط یعنی جستجو براي دست يافتن به کليه وسايل و امکانات موجود براي اقناع وترغيب ديگران. (آذري، 1384،31)

با پیدایش اندیشه های نوينی در قرن بيستم، دامنه مطالعات ارتباطي گسترش يافت و رسانه ها و کارکرد آنها از دیگر منظرها مورد بررسی قرار گرفت. چنانکه رسانه ها کارکردی دو سویه دارند، هم می توانند در خدمت نظام سلطه باشند و برای استثمار و به بند کشیدن و تخریب ملتها مورد استفاده قرار گیرند و هم کارکرد مثبت داشته و باعث ایجاد انگیزه و حرکت در جامعه باشد و فرهنگ عمومی بوسیله آن پایه ریزی شود.

رویکرد این پژوهش به رسانه مشابه نگاه دریدا به نوشتار است، به این معنا که رسانه پدیده‌ای فیزیکی است که مشابه متن عمل می‌کند، مِدیوم خود بخشی از متن است که رمزگان ویژه‌ی خود را دارد. برای مثال تلویزیون با برخورداری از سطح دیداری و شنیداری واجد رمزگان خود است، رمزگانی که در لایه‌های مختلف متن نشانه‌ها را معنا می‌بخشند (چندلر، 1994،219). « قراردادهای ارتباطی یا رمزگان نشانگر بعدی اجتماعی در نشانه‌شناسی هستند: یک رمز مجموعه‌ای از فرایندهاست که کاربران رسانه (که در یک چارچوب فرهنگی عمل می‌کنند) با آنها مأنوس‌اند ». (همان، 219)

2. ملاحظات نظری

ارتباط از بشر بدوی تا به امروز تاریخی چند هزار ساله دارد و آنچه در این میان ثابت بوده، نحوه‌ و قصد در رساندن پیام به مخاطب است. این شیوه و روش را رتوریک می‌نامیم. رتوریک در یونان باستان در ارتباط با فن سخن‌وری و متقاعدکردن مخاطب به کار می رفته است، اما تحلیل جزئی آن برای اولین بار توسط ارسطو در رساله‌ی شعر به عنوان «فن خطابه» طرح شد. بلاغت (Rhetoric) در اصل به معنای «هنر سخنوری قانع‌كننده» است که همواره هدفش تاثیر بر مخاطب (شنونده / خواننده) است.

ارسطو سه مرحله در رتوریک قائل می‌شود: بدعت، تنظیم، و سبک. مبتنی بر سه روش بنیادین اتوس (ethos)، پاتوس (pathos)، و لوگوس (logos) هستند ارسطو خود در رساله‌ی شعر می‌گوید:

«تمام اموری که بیان آنها محتاج به گفتار است تعلق به اندیشه دارد و اقسام این امور عبارت‌اند از اثبات امری، رد کردن امری، برانگیختن بعضی از احوالات و انفعالات مثل شفقت، ترس، خشم و امثال آن، همچنین امری خرد را بزرگ جلوه دادن و امری بزرگ یا خرد جلوه دادن.»

۱) لوگوس (Logos)، به كار بردن منطق كه عقل و شعور مخاطب را هدف قرار ‌گیرد. اشاره و رعایت اصول حقوقی ومقررات قانونی، استدلالهای منطقی سازماندهی شده از اصول مهم آن است. ساختارمنسجم و بهم پیوسته این نوع کلام به اثبات و القای باور گوینده منتج می شود. در دوران باستان تفکر و عقل وجهی کلامی داشت، به همین دلیل است که logos امروزه هم به معنای عقل و هم به معنای کلام فهمیده می‌شود.

۲) اتوس (Ethos)، تلاش گوینده یا سخنور برای اینكه شخصیت خود را خردمند، اخلاقی و معتمد نشان دهد که آرامش و اعتدال از نخستین نشانه های آن است. اتوس همچنین ایجاب میکند که سخنور همواره منطقی، مطمئن وصبور باشد و از بکارگیری عجولانه واژگان بپرهیزد و با شناخت نقاط ضعف موجود درجلب اعتماد مخاطب بکوشد تا کلام او صادقانه تلقی شود.

۳) پاتوس (Pathos)، تکیه بر احساسات، عواطف وغرایز یا همدلی با مخاطب است که برای پیش‌بینی‌ نیازهای مخاطب اصولی عاطفی، غریزی را مد نظر گرفته و با تکیه بر حس زیبایی شناختی مخاطب به سازماندهی استدلال ‌و شیوه بیان  می پردازد. هدف هراستدلال متقاعد کردن شنونده است.

گستره معنایی رتوریک طی تاریخی 2500 ساله دچار دگرگونی شده است. از این روست که بلاغت امروزه در معنایی وسیع‌تر به کار می‌رود که از جمله می‌توان به کاربرد آن در نقد ادبی، نشانه شناسی گفتمان، ارتباطات و مطالعات رسانه اشاره کرد. شیوه بیان در معنای مدرن به بخشی از ارتباط معنایی اشاره دارد که در آن روش استدلال، رمزگان زبانی، چالش‌های واژگانی، ژانر، متن و نوع رسانه‌ی ارتباطی دخالت دارند. کاربرد فنون بلاغت چیزی بیش از تبلیغات یا گفتمان سیاسی است. تأکید بر معنا و این‌ که معنا چگونه زاده میشود و حمل می‌شود، بخش عمده‌ای از نظریه‌های انتقادی، فلسفه (هرمنوتیک، پساساختارگرایی)، و علوم اجتماعی را ترسیم می‌کند.

خبر و تبلیغات سیاسی دو ژانر مهم و تأثیرگذار واجد صور مختلف رتوریکی هستند. رتوریک در مقام یک روش در پیوند با وجوه فیزیولوژیک، روان‌شناختی، زبانی، رمزگانی، و نشانه‌ایِ دو چیز یا فردِ این سو و آن سوی رسانه  است.

3. بحث

ديويد رايزمن از متفکرانی است که بر ارتباط به عنوان محور حرکت جوامع تاکيد دارد. او تاريخ تمدن بشريت را از روزنه ارتباطات مورد بررسي  قرار داده و سه مرحله يا دوران را مورد بازشناسي قرار مي‌دهد او دوران سوم را عصر رسانه ها يا عصر انسان دگرراهبر معرفي مي كند. به نظر او اين دوره متقارن با ظهور ارتباط جمعي است که در جهت همسان كردن رفتارها عمل می کند. چنانچه پيام ارتباطي حاوي نکاتي باشد که در محيط پيرامون قابل جذب نباشد، يا با امکانات عملي محيط سازگار نباشد و يا آنکه با عقايد و ارزش‌هاي رايج محيط پيرامون تنافر داشته باشد، ممکن است فرد در آغاز تحت تأثير پيام قرار گيرد، ليکن به زودي و بعد از خارج شدن از اثرات خلسه ناشي از پيام جذاب وسيله ارتباطي، دچار تحير و سرگرداني مي‌شود. (ساروخاني، 109 ،1377)

هارولد لاسول (1978-1902) در «ساخت و کارکرد ارتباط در جامعه» همه چيز را در جريان محتواي پيام متمرکز مي‌داند و به ساخت‌پذيري ارتباطات و حتي تشابه جامعه انساني اشاره دارد. به زعم لاسول وسايل ارتباط جمعي مجموعه‌اي به هم پيوسته تشکيل مي‌دهند که شامل پنج عنصر: چه کسي، چه چيزي، از کدام مجرا، با چه کسي، با کدام نتيجه مي‌باشد. از ترکيب غايي عناصر ارتباط، مجموعه‌اي حاوي دو نوع ساخت شامل زير‌ساخت‌ها و رو‌ساخت‌ها فراهم مي‌آيد.

زير‌ساخت‌ها infrastructures يا ابزار تکنولوژيک ارتباط، مجموعه‌اي به هم پيوسته و متشکل هستند که با نيرويي همساز عمل کرده و در جامعه انساني اثراتي ويژه بر جاي مي‌گذارند. رو‌ساخت‌ها superstructures يا عناصر غير‌تکنولوژيک حاوي سازمان‌ها، مقررات و انديشه‌ها و افکار مرتبط با ارتباطات است که در رابطه‌اي تعاملي با زير‌ساخت قرار دارد. بدين ترتيب از نظر لاسول هر دو نوع ساخت (زير‌ساخت‌ها و رو‌ساخت‌ها) در تأثير از يکديگر هستند. (ساروخاني، 1377، 75)

مبنای شکل گیری ارتباطات مبتنی بردرک ما از محیط است وانسان جهان را از طریق بازنمایی ساخته و بازسازی می‌کند (هل،1387، 14). بازنمایی از دیدگاه "هل" (Stuart Hall) ، استفاده از زبان برای تولید نکته‌ای معنادار درباره‌ی جهان است؛ معنا در ذات وجود ندارد بلکه ساخته می‌شود و نتیجه و محصول یک رویه‌ی دلالتی است.

آگاهی و ذهنیت مردم نسبت به جهان به محتوای رسانه‌ها بستگی دارد و رسانه‌ها واسطه و میانجی میان آگاهی و ساختارهای اجتماعی شکل دهنده‌ی معنا هستند. بازنمایی تحت نظارت قدرتی خاص تولید و منتشرمی‌شود و در کنترل قدرتی مسلط قرار دارد که مشروعیت و مقبولیت مفاهیم را تعیین می‌کند. می‌توان گفت که بازنمایی و روابط قدرت در شبکه ای در هم تنیده اند. در این مفهوم، بازنمایی اعمال سیاستی ‌دانسته می‌شود که قدرت را باز تولید می‌کند. سیاست بازنمایی انسجام نظام گفتمانی را از طریق سلطه ایجاد می‌کند و قدرت است که به آن گفتمان ساختار، انسجام و معنا می‌دهد.

"فوکو" به روابط قدرت البته نه از خلال روابط معنا بلکه با مطالعه‌ی زمینه های تاریخی می‌پردازد و از زبان به گفتمان تغییر جهت می‌دهد. گفتمان، تولید دانش از طریق زبان است. او بیشتر به تولید دانش و معنا می‌پردازد، آن هم نه از طریق زبان بلکه از طریق گفتمان." "فوکو" اینگونه استدلال می‌کند که گفتمان محدود به عبارت،‌ متن،‌ کنش و‌ منبع نمی‌شود. رویه‌های گفتمانی یکسان، صورت بندی گفتمانی یکسان را به وجود می‌آورند. اشیاء فیزیکی و رفتارها وجود دارند اما فقط درون گفتمان معنا می‌شوند و به صورت ابژه‌های دانش در می‌آیند. در این رویکرد، دانش به طور تفکیک ناپذیری اسیر روابط قدرت است. (مهدی زاده،‌ 1387، 25)

ویژگی‌های گفتمان از طریق تعیین حدود حوزه‌ای از اشیاء و‌ تعریف یک دیدگاه مشروع برای عامل دانش و تثبیت هنجارهایی برای شرح و بسط مفاهیم و نظریه‌ها مشخص می‌شود. از دید "فوکو" تعیین حدود یک حوزه نخستین مرحله‌ی تأسیس مجموعه‌ای از رویه‌های گفتمانی است.

در گفتمان، قدرت و دانش به هم پیوند می‌خورند؛ قدرت شیوه‌ی فهم را تولید می‌کند؛ بنابراین نحوه‌ی شناخت از جهان ثابت نیست. گفتمان شیوه‌ی بازنمایی خود و دیگری و روابط آنها است. ایدئولوژی و گفتمان در پیشبرد فهم ما در مورد نقش رسانه‌ها در بازتولید روابط قدرت نابرابر نقش مکمل را ایفا می‌کنند.

نظام‌های بازنمایی ماهیتاً مبتنی بر ساختارهای ناخودآگاه هستند که ایدئولوژی، جزئی از این ناخودآگاه افراد است و درونی شده است؛ بنابراین ایدئولوژی نحوه‌ی بازنمایی روابط انسان‌ها با شرایط هستی واقعی در سطح مفاهیم،‌ معانی و تصورات است.ایدئولوژی دارای کار ویژه‌ی سوژه سازی است و سوژه محصول فرهنگ است و زبان ابزاری برای حاکمیت ایدئولوژی و ایدئولوژی خود ابزاری برای تداوم روابط قدرت به کار می رود.

 ویژگی بیانگر ایدئولوژی از دیدگاه "تامپسون" (Kristin Thompson) روابط مستمر و مستقر سلطه است و مطالعه‌ی ایدئولوژی،‌ مطالعه‌ی روشهایی که طی آنها معنا به خدمت استقرار و استمرار روابط سلطه در می‌آید. استقرار که فعالانه روابط سلطه را تولید و نهادینه کند و استمرار به حفظ و بازتولید روابط سلطه فرایند جاری تولید و دریافت صور نمادین می‌پردازد. (مهدی زاده، 1387، 37)

"ون دایک" (T. Van Dijk) معتقد است که عمده‌ی بار معنایی ایدئولوژی در زبان از طریق شناخت اجتماعی یعنی باورها و ارزشهای مشترک اجتماعی شکل می‌گیرد و عناصر تشکیل دهنده‌ی ایدئولوژی شامل کارکردهای اجتماعی، ساختارهای شناختی و بیان و بازتولید گفتمانی می‌شود. ایدئولوژی‌ها در مقام اشکال بنیادی شناخت اجتماعی،‌ دارای کارکردهای شناختی نیز هستند. آنها به سازماندهی، نظارت و کنترل نگرشهای گروهی خاص می‌پردازند. ایدئولوژی‌ها قرینه‌ی شناختی قدرت هستند."ون دایک" تأکید می‌کند اعتبار ایدئولوژی صدق آن نیست بلکه کارآیی اجتماعی آن است. 

دو بعد رابطه‌ی قدرت و زبان از دید "فرکلاف" (Norman Fairclough) شامل "قدرت در زبان" و "قدرت پشت زبان" می‌شود  که دو جزء در هم تنیده‌اند. زبان فضای تحقق رابطه‌ی قدرت است و قدرت پشت زبان، کردارها، فضای کالبدی سیاست‌ها و ژست افراد صاحب قدرت است. بازتولید روابط و مناسبات قدرت از طریق نهادهایی که واسطه‌ی میان ساختارهای کلان اجتماعی و آگاهی های فردی هستند، صورت می‌گیرد که از گسترده‌ترین آنها رسانه‌ها هستند. دانشی که با قدرت مرتبط است نه تنها اقتدار وابسته حقیقت را به خود نسبت می‌دهد بلکه قدرت آن را دارد که خودش را به عنوان حقیقت معرفی کند.

در چارچوب تحليل گفتمان انتقادي قدرت به منظور دست يابي به هژموني از دو طريق وارد مبارزه قدرت     مي شود:

الف. « از لحاظ دروني »در درون نظم گفتمان نظام سياسي در مفصل بندي کردارهاي گفتماني مختلف؛

ب.« از لحاظ بيروني »با مفصل بندي نظام هاي متفاوت و نظم هاي گفتمان مختلف.

گفتمان سياسي مبتني بر رسانه ها به مثابه يک نظم گفتمان از طريق ترکيبي از عناصر نظم هاي گفتمان نظام سياسي - زيست جهان (زندگي روزمره )، جنبش هاي اجتماعي سياسي، حوزه هاي مختلف تخصص علمي و آکادميک و غيره - همراه با گفتمان روزنامه نگاري ساخته مي شود. گفتمان سياسي پيوسته در درون فرايندهاي گسترده تر تغيير اجتماعي و فرهنگي در حال عوض شدن است و بر رسانه ها و ساير حوزه هاي اجتماعي مرتبط با رسانه ها، تأثير مي گذارد.

مقاله حاضربا استفاده از نشانه شناسی،به عنوان روش تحقیق سعی در بررسی فرایندهای گفتمانی دخیل در ژانر خبری دارد.که برای این منظور از سه روش نشانه شناسی اجتماعی، نشانه شناسی تصویر و نشانه شناسی فرهنگی استفاده شده است.

 

4. تحلیل داده ها

چنانچه  به غیراز ساختارهاي نحوي، ساختارهاي معنايي و نوع واژگاني كه انتخاب مي كنيم تصاویر، نوع نوشتار وعنوان بندی ها همه مي توانند قلمروهاي متفاوتي را در بافت همگاني رسانه اي ايجاد كند و گفتمان مسلط در خبر و اهدافي كه اين گفتمان پيش مي برد را هدایت کنند به بررسی چند نمونه خواهیم پرداخت.

تصویر شماره  1

با توجه به این تصویر ابتدا عبارت "دنیای اوباما" (Obama's World) به رنگ قرمز در زمینه سیاه و سفید جلب توجه می کند.

از آنجا که قرمز گرمترین رنگ است به آسانی دیده شده و جلب توجه می کند واستفاده از این رنگ برای تیتری در زمینه ای به رنگ سرد محرک خواندن و ترغیب کننده است. هر چند که رنگهادر بین ملل مفاهیمی متفاوت دارند اما برخی معانی مشترک نیز میان آنها وجود دارد. قرمز در طیف نور خورشید حاوی انرژی است و رنگی است یادآور قلب. قلب عضوی است نمایه ای از تپش و زندگی و در عین حال نماد محبت و عشق. با توجه به این ویژگی ها می بینیم که چگونه با تحت تاثیر قرار دادن احساس مبتنی بر طبیعت بشر به طور ضمنی بار معنایی مثبتی به مخاطب القا می شود. قدرت و شجاعت از دیگر مفاهیم مهم رنگ قرمزهستند که به توجه به حضور این رنگ در پرچم آمریکا میتوان دریافت که تلویحاً این دو ویژگی نیز به اوباما نسبت داده میشود. پس میتوان نتیجه گرفت دنیای پر قدرت این ریس جمهور شجاع  برای مردمانش دوست داشتنی و زیباست.

در پشت تصویر متفکر اوباما، نمایی است از کاخ سفید عمارتی زیبا، آرام، با ستونهای سفید رنگ در یک روز آفتابی در این تصویر اشعه های درخشان نور آفتاب پشت اوباما به خوبی دیده میشود.

خورشید در بین فرهنگ های گوناگون همواره عنصری از آفرینش و زایش بوده است و روشنایی آفتاب دوری از تاریکی عامل گریز از ترس. نور آفتاب در کنار قدمهای اوباما نشانه ای است از آگاهی او در برداشتن قدمهایش و تصمیم گیریهای بخردانه. و ستونهای سفید ساختمان که یادآور معماری یونان باستان است، صلابت، قدرت و اطمینان را یادآور می شود که با توجه به طرز قرارگیری ستونها در مسیر گامهای اوباما، تمام صفات ذکر شده را به طور ضمنی به او نسبت می دهد.

با توجه به تمام نشانه های ذکر شده در این تصویر خبری مجله تایم می بینیم که چگونه رسانه مورد نظر با بهره گیری از فنون بلاغی پاتوس و اتوس چه در کلام و رنگ و تصویر زمینه با تاثیرگذاری بر حسن زیبایی شناسی  و عاطفی و همچنین قدرت نمایی و تثبیت صلابت به منظور خود مشروعیت می بخشد. رسانه را به هدف خود نزدیک می کند.

تصویر شماره 2  تصویر شماره 3

 

در تصویر 2 که عنوان" منحصر به فردترین کانون جهان " (The World's Most Exclusive Club ) به رنگ سفید دیده میشود. تمام حروف به کاربرده شده در این نوشته، حروف بزرگ هستند که خود نشانگر اهمیت و باعث جلب توجه بیشتر به عبارت است و سفیدی رنگ حروف که بر زمینه تیره لباس روسای جمهور آمریکا بیشتر خودنمایی می کند همواره نشانه ای از مفهوم آرامش و صلح بوده است.

در عین اینکه رنگ سفید در کشورهای غربی یادآور تولد است و در مقابل راهی که سه رئیس جمهور در پیش دارند، نمایی از باغی است با دو طیف رنگ از درختان سبز و آنچه بر تصویر حاکم است سفیدی دورنمای راه است. سبز که همواره به مفهوم رشد و نو شدن است و به خاطر ویژگی آرامش بخشی به رنگ ایمنی و سلامت در جهان معرفی شده است، آینده ای رو به رشد، مترقی و امن را نوید میدهد و سفید حاکم بر آنها موید همین نکته است.

در تصویر 3، چنین است که با بکارگیری رنگ، حروف بزرگ و تصویری متفکرانه با تکیه بر روش های پاتوس، اتوس بار دیگر این نشریه به خواننده خود القا می کند که آنچه توسط قدرتهای برتر در ایالات متحده انجام می پذیرد، راهشان و تصمیمشان بهترین است و اینکه جدا از اختلاف عقاید بوش و اوباما و کلینتون به عنوان نمایندگان احزاب مختلف آمریکا، هدف متعالی، پیشرفت و صلح است.

همانگونه که در این شماره تایم دیده میشود، چهره ای متبسم از اوباما با پس زمینه ای سفید رنگ است که در کنار آن جمله " چرا باراک اوباما می تواند رئیس جمهور بعدی باشد؟ " دیده میشود اما آنچه در این عنوان خودنمایی می کند بزرگتر بودن سایز نوشتاری چند کلمه نسبت به سایر واژگان است رئیس جمهور بعدی به صورت بزرگتر و پررنگ تر در کنار عکس اوباما، گویی موید این نکته است، او رئیس جمهور آینده است، که این فرضیه با لبخند و نگاه مطمئن اوباما همخوانی دارد و رنگ سفید پشت عکس نیز موید دگر بر این نکته است.

تصویر شماره 4 تصویر شماره 5

در تصویر 4، عنوان "The China Bubble" از نظر معنایی دارای ابهام است چرا که واژه Bubble منطبق بر تصویر هم میتواند به معنای حباب، بادکنک باشد و هم معنای دیگری از کلمه یعنی خیال و وهم را در برگیرد.

این ابهام چند معنایی در چیدمان این تیتر در میان حباب آدامس که توسط یک چینی باد شده و زیر تیتری که درباره اقتصاد چین و رشد آن در جهان است، در بازی واژگانی -  تصویری زیبایی وارد شده است. اندازه بسیار بزرگ این حباب در قیاس با اینکه چقدر متزلزل و شکننده است چرا که بادکنک آدامسی در این حد باد نمی شود به خوبی معنای خیال باطل چین را برای قدرت برتر اقتصاد جهان شدن به ذهن مخاطب القا می کند. حجم بیش از حد بادکنک صورتی که پرچم چین را در زمینه دارد، متلاشی شدن قدرت چین را به همراهی زیر تیتر تائید میکند.

طرح روی جلد مجله تایم در تصویر 5، تداعی گر نردبانی چوبی است که پله های آن یکی در میان شکسته اند.

و یکی از این چوبها از روی کلمه زمان "TIME" نام نشریه نیز رد شده یا به عبارتی روی آن قرار گرفته است. بر روی پس زمینه سفید این تصویر، جمله ای به حروف بزرگ به رنگ مشکی دیده میشود با این مضنون که " آیا در آمریکا هنوز میتوان ترقی کرد؟ "COULD YOU STILL MOVE UP IN AMERICA? حروف بزرگ که با جلب توجه بیشتر مخاطب را بر آن میدارد که به اهمیت و برجستگی این عنوان با سوال بیاندیشد اما به طور ضمنی با قرار گرفتن کلمات در فاصله چوبهای نردبان شکل و تصویر ذهنی مبتنی بر نظام شناختی مغز در مفهوم سازی نردبان و بالا رفتن، مخاطب در عین ظاهر اندیشیدن به سوال با تلفیقی که از تصویر بر ذهنش اعمال میشود. گویا از نردبان بالا می رود، پس در آمریکا امکان ترقی وجود دارد. حتی اگر در میان فرصتها خللی وارد شود و حتی اگر عمد و یا اشتباه در راه این پیشرفت باشد، ایالات متحده آمریکا، سرزمینی ایده آل برای رسیدن به تعالی و پیشرفت است.

استفاده از عبارت فعلی MOVE UP نیز هدفمند است. هم مفهوم حرکت و بالا رفتن را در خود دارد و دیگر اینکه گستره معنایی وسیع تری نسبت به ترقی، پیشرفت دارد. این عبارت یعنی صعود از بدترین و پایین ترین نقطه اجتماعی (فقرکامل) به بالاترین جایگاه اجتماعی و اقتصادی.

 علاوه بر موارد فوق، قرار گرفتن میله چوبی روی کلمه زمان، این معنا را به مخاطب منتقل میکند که حتی زمان راتحت تسلط خواهید داشت و از آن رد خواهید شد، پس هیچ عامل بازدارنده ای در این مدینه فاضله سد راه صعود نخواهد بود.

تصویر شماره 6

در تصویر 6، در این شماره مجله تایم تیتر خود را در پس زمینه ای خالی و سفید رنگ می نویسد;

آیا آمریکا اسلام ستیز یا اسلام گریز است؟ (Is America Islamophobic).

این تیتر در زبان انگلیسی به علت تشابه واجی کلمه های Is  و Islam صورت آهنگین گرفته که خود نکته ای جالب توجه است و به طور ناخود آگاه تأثیرگذار است.

ساخت عبارت Islamophobic خود دارای اهدافی خاص است چرا که فوبیا که نوعی هراس شدید است معمولاً در مواجهه با موقعیت های خطرناک بروز می کند، که این ترس نامعقول و غیرقابل کنترل است در این ساخت واژه در اصل اسلام خواسته یا ناخواسته به عنوان یک عامل خارجی خطرناک معرفی شده است.

علامت ماه و ستاره، که نمادی از اکثر کشورهای اسلامی است، گویی پرچم آمریکا را برتن کرده است و این ماه و ستاره آمریکایی پوش در زمینه ای سفید قرار گرفته اند که در نگاه اول منظور گفتمانی نهایی که دوستی اسلام و آمریکاست به ذهن خطور میکند. اما اگر چند نکته دیگر توجه شود، شاید هدف این گفتمان را بتوان بشکل دیگری بررسی کرد.

قرار گرفتنIs  در ابتدای کلمه اسلام ستیز و فعل هست  "is" در راستای یکدیگر میتواند معنای دیگری ایجاد کند و آن گریزآمریکا از اسلام است. چنانچه میتوان گفت این پرچم آمریکاست که تمام این ماه و ستاره را پوشانده است پس سودای سلطه قدرت بر مسلمانان یا کشورهای مسلمان است که هراس آور است. و حتی اگر کمی بخواهیم بیشتر در این خوانش نشانه ها پیش رویم، میتوانیم آن ستاره را به نماد ستاره حضرت سلیمان تعبیر کرده و اسلام راخطری در برابر اسرائیل و صهیونیسم در نظر گیریم.  با این روش خواندن معنای القا شده متفاوت خواهد بود. در همین جا می توان گفت که نشانه شناس از کدام منظر گفتمانی، این متن خاص را خوانده است موافق یا مخالف ایالات متحده.

5. قیاس تحلیل متن و تصویر خبری

با توجه به تصویر 1 ـ 7 خبری است که صبح روز 26 فروردین، خبرگزاری مهر در نخستین ساعات برگزاری نشست 1 + 5 منتشرکرد.

تصویر شماره 7-1 تصویر شماره 7-2

نخستین اظهارنظر پس از پایان دور نخست/ سخنگوی اشتون ابراز خرسندی کرد. سخنگوی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دور نخست (صبح) مذاکرات 1 + 5 و ایران در استانبول را سازنده توصیف کرد و تصویر 2 ـ 7 که خبرگزاری فارس در یک روز پس از نشت 1 + 5 منتشر کرد.

اوباما در واکنش به مذاکرات استانبول: فضا برای حل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران وجود دارد.

رئیس جمهور آمریکا در واکنش به مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 در استانبول گفت به اعتقاد من هنوز روزنه و فضایی برای حل موضوع هسته ای ایران از طریق دیپلماتیک وجود دارد.

در هردو خبرگزاریهای جمهوری اسلامی فضای بسیار اندک برای حل مسئله هسته ای میان ایران و آمریکا، اشاره شده است. که مهر تنها با عکسی با قرار دادن پرچم جمهوری اسلامی ایران در کنار پرچم ایالات متحده آمریکا با فاصله ای بسیار کم ، موضوع اصلی خبر خود را به مخاطب می رساند.

و در تصویر و خبر 2 از خبرگزاری فارس ژست دستان اوباما و فاصله اندک انگشتانش با واکنش او به مذاکرات استانبول و نکته مندرج در خبر مطابقه دارد.

6. نتیجه گیری

در مقاله حاضرسعی بر این بوده با توجه به استراتژی های خوانش نظام های نشانه ای، روشهای اقناع مخاطب رسانه ای بررسی گردد. از این رو با قیاس چند نمونه خبری مبتنی بر زبان وتصویر، چرایی و چگونگی به کار گیری کلام خاص، تصاویر، انتخاب واژگان و نوع و رنگ نوشتار در رسانه ها مشخص گردید. اینکه رسانه به عنوان ابزاری در خدمت گفتمانی مسلط با اعتبار بخشی به عناصری خاص چگونه از دیگر نکته ها و واقعیتهای اجتماعی اعتبار زدایی میکند. ارزش گذاری های اخلاقی واسطوره سازی همانند روشهای رتوریک اتوسی، طبیعی سازی روالهای مبتنی بر روابط قدرت بنابر الگوی پاتوس، رجوع به انتزاعات و تجربیات و توجیهات عقلانی با ترفندهایی لوگوسی، همگی در راستای برجسته سازی قدرت و القای هدف آن گفتمان خاص است. تا بتواند با مشروعیت بخشی به ایدئولوژی مستتر درخود به هدف نهایی یعنی تثبیت و باز تولید قدرت دست یابد.

هر چند خوانش معنایی در بسیاری موارد میتواند از منظری متفاوت باشد اما بنابر اینکه یک سوی این ارتباط "خود" و دیگر سوی آن "دیگری" است، "خودی" روال، هنجار،  فرهنگ و گفتمانش را طبیعی و مشروع دانسته و پیوسته در راستای اثبات خود، دیگری را غیر طبیعی و نامعتبر جلوه می دهد تا از طریق اذهان هژمونیک شده بر تمام ابعاد شبکه قدرت مسلط شود.

 

 

 

منابع

ـ افتخاری، اصغر. ثبات سیاسی رسانه‌ای، به نقل از جمعی از نویسندگان در: رسانه ها و ثبات سیاسی، انتشارات پژوهشکدة مطالعات راهبردی، 1380.

ـ بوردیو، پی‌یر. نظریه کنش، ترجمه مرتضی مردیها، انتشارات نقش و نگار، چاپ اول 1380.

ـ ساروخانی باقر، دایره‌المعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ سوم، 1378.

ـ ساروخانی باقر، جامعه‌شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، هفدهم، 1385.

ـ قوام، عبدالعلی. جهانی شدن و جهان سوم: روند جهانی شدن و موقعیت جوامع در حال توسعه در نظام بین‌الملل. وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1382.

ـ نظام بهرامی کمیل. «نظریة ‌رسانه‌ها جامعه شناسی ارتباطات»، انتشارات کویر، 1388.

Althusser, L. (1971) 'Ideology and ideological state apparatuses', in L. Althusser Lenin and Other Essays. London: New Left Review.

Ashmore, M. (1989) The Reflexive Thesis. Wrighting Sociology of Scienific Knowledge. Chicago: The University of Chicago Press.

Bakhtin, M. (1981) The Dialogical Imagination. Austin: University of Texas Press.

Barthes, R. (1982) 'Inaugural lecture, College de France',in S. Sontag (ed), A Barthes Reader. London: Jonathan Cape.

Derrida, J. (1998) Of Grammatology. Baltimore, MD: Johns Hopkins University Press.

Fairclough, N. (1989) Language and Power. London: Longman.

Fairclough, N. (1993) 'Critical discourse analysis and the marketization of public discourse: the universities', Discourse and Society, 4(2): 133-68.

Fairclough, N.(1995b) Media Discourse. London: Edward Arnold.

Foucault, M. (1980) 'Truth and power', in C. Gordon (ed.) Power/knowledge. Selected Interviews and other Writings 1972 – 1977. Hemel Hempstead: Harvester Wheatsheaf.

Hall, S. (1980) 'Encoding and decoding the television discourse',in S. Hall, D. Hobson, A. Lowe and P. Willis (eds), Culture, Media, Language. London: Hutchinson.

Hall, S. (1990) 'Cultural identity and diaspora', in J. Rutherford (ed.), Identity Community, Culture, Difference. London: Lawrence and Wishart.

Halliday, M. (1994) Introduction to Functional Grammar. London: Edward Arnold.

Hollway, W.(1989) Subjectivity and Method in Psychology: Gender, Meaning and Science. London: Sage.

Laclau, E. (1996a) ' The death and resurrection of the theory of ideology', Journal of Political Ideologies, 1(3): 201- 20.

Van Dijk, T. (ed.)(1997b) 'Introduction',in Discourse as Stracture and Process: A Multidisciplinary Introduction. Vol. 1. London: sage.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 مرجان هوشیاری 1395-11-21 00:28
سلام از شاگردان مادر بودم، حتما مرا یادش هست، روزی شاید بخواهم در سال نو ببینمش، موفق باشید.
مرجان هوشیاری
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: