هنر و اضطراب

لیدا تبیانی

رویکردهای مختلف روانشناسی، هریک فعالیت‌های هنری را، از خاستگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌دهند. شاید بتوان فروید را نخستین کسی دانست که هنر را ناشی از اضطراب میان درخواست‌های نهاد، و فرامن می‌دانست. از ديدگاه فرويد ادبيات و شکل‌هاي ديگر آفرينش خلاق، نتيجه والايش و روان‌ رنجوري دانسته مي‌شوند )براند 1979، به نقل از محمدی). «والایش»، با دگرگونی یا جابه‌جایی خود تکانه‌های نهاد سرو کار دارد. و انرژی غریزی به مجراههای اجتماع پسند و قابل ستایش جامعه از جمله رفتارهای خلاق و هنر معطوف می شود(پروچسکا، به نقل از سید محمدی 1387). از سويي ديگر يونگ در برابر ديدگاه کاهش‌ گرايانه فرويد، کار هنري را نه يک فرآورده‌ي روان‌ رنجورانه که حاصل يک خواست خلاق و هشيار يا رويدادي مي‌داند که ريشه در طبيعت ناهشيار دارد. بنابراين يونگ تصور بيماري را از مفهوم خلاقيت زدوده و آن را يک فرآيند سالم در نظر مي‌گيرد. روانشناسي تحليلي يونگ با اين ادعا که هر کسي پتانسيل کشف سطوح هرچه عميق‌تر هشياري و ناهشياري به وسيله يک قالب هنري از جمله شعر را دارد، روان‌ تحليل‌گري را با مفاهيم انسان‌ گرايانه ي هنر پيوند داد )براند 1979، به نقل از یوخابه محمدی). با وجود پیشینه تحقیقاتی غنی در باره ی مکانیسم تاثیر هنر بر هنرمند، دو جریان متعارض در باره ی نویسندگی خلاق و سلامت روان وجود دارد. یکی از این رویکردها نویسنده را  فردی روانی و «دیوانه» می داند  و رویکرد دوم نویسندگی را به منزله ی نوعی درمان می داند که مزایای نویسندگی خلاق را در بر می گیرد(کافمن، 2006). با وجود پژوهش های بسیاری که در خصوص هنر و سلامت روان صورت گرفته است، کمتر به پژوهش هایی که به این مسئله با رویکرد آزمایشی نزدیک شده اند، بر می خوریم. شاید بتوان شناخته شده ترین مطالعه ی تجربی را به آندرسون (1987) نسبت داد که مصاحبه هایی ساختاریافته  برای تحلیل 30 نویسنده ی خلاق، 30 گروه کنترل و یک گروه مرتبط به گروه نویسندگان  به کار بست. پژوهش او نشان داد که نویسندگان بیشترین گرایش به  اختلالات دوقطبی و اختلال عاطفی را نشان دادند. استالتارو (2003)، 43 شاعر را مورد بررسی قرار داد و دریافت به طور تقریبی از هر 3 شاعر، یک نفر دارای تاریخچه حداقل یک وضعیت روانپزشکی و بیش از نیمی از آنان تحت درمان بودند. در پژوهشی که بارون (1969) در موسسه ی سنجش خلاقیت روی افراد خلاق و برجسته انجام داد، افراد خلاق نمره بالایی در مقیاس ها و محورهای  مرتبط با آسیب روانی در تست شخصیتی ((MMPI نشان دادند. در میان این افراد خلاق، نویسندگان دارای بالاترین نمره ها در افسردگی، اسکیزوفرنی، پارانویید و هیپومانی بودند.

در پژوهشهایی با رویکرد هیستریومتریک، جودا (1949)، در پژوهشی 17 ساله  روی 409 مرد آلمانی (113هنرمند، 181 دانشمند و 115 نفر گروه کنترل)،  دریافت بیشترین مدارک بیماری و خودکشی میان هنرمندان و خانواده شان بوده که شاعران بالاترین میزان ناهنجاری های روانپژشکی را نشان دادند. لودیک (1995) در پژوهشی دیگر 1000 نفر از افراد برجسته را مورد پژوهش قرار داد و دریافت هنرمندان با احتمال بالاتری نسبت به سیاستمداران و تاجران و دانشمندان در معرض خطر ابتلا به مشکلات روانی هستند. در خصوص خودکشی هنرمندان اشنایدر (2002) به مقایسه ی میزان خود کشی میان هنرپیشه ها،  نویسندگان، فیلسوفان، آهنگسازان، و ریاضیدانان با جمعیت کلی، دریافت که نویسندگان و هنرپیشه ها بالاترین میزان خودکشی را نسبت به جمعیت کل سوییس دارا بودند. پژوهش استاک (2001)،  در مقایسه میزان خودکشی شغل های مختلف نشان داد که هنرمندان و افراد اهل هنر میزان خودکشی بالاتری را نسبت به گروههای شغلی دارند و دندانپژشکان نیز در رده بعدی این فهرست بودند جیمزسون (1993)، 36 شاعر بریتیش و ایرلندی از 1805-1705 را مورد بررسی قرار داد و دریافت در مقایسه با جمعیت کلی آنها 30 بار بیشتر از افسردگی دوقطبی و  پنج بار بیشتر از جمعیت کل خودکشی داشته اند. پژوهش های لستر (1994)؛ استاک (1997)؛ پرِتی ومیوتو (1999)؛ اشنایدر (2002) و ... نیز این یافته ها را تایید می کنند.

اگر چه پژوهش های ذکر شده نویسندگان را دارای خطر بیشتری نسبت به سایر هنرمندان در معرض بیماری های روانی می داند، با توجه به طیف فعالیتهای نویسندگی(شاعری، نمایش نامه نویسی، رمان نویسی و نویسندگان غیرداستانی)، پژوهش های لودویگ (1995)، آمیسونس (1989)، پست (1996) کافمن (2001)، کافمن (2005) و ...نشان می دهدکه شاعران در این دسته بندی بیشترین مشکلات روانی و آسیبهای شخصیتی را داشته اند. لودویگ(1981) سبک نوشتن را علت این امر می داند. بطوری که استریمانگ پنبرکر(2001) در پژوهش خود به مقایسه شاعران با و بدون ارتکاب به خودکشی نشان داد شاعرانی که گرایشات خودکشی داشته اند بیشتر از کلمات «مفرد» و وابسته به «خود» در شعرشان استفاده کرده اند در حالیکه گروه مقابل، بیشتر از ضمیرهای جمع نظیر (ما) استفاده کرده اند. از دیگر دلایل، این است که سبک نوشتار نویسندگان رمان و... از یک روایت(شروع-میانه و پایان) پیروی می کند که تاثیر درمانی دارد. اما نوشته شاعران اغلب فاقد روایت و قطعه قطعه است (کافمن، 2006). باتوجه به طیف پژوهش های صورت گرفته در این پژوهش هدف بررسی ویژگی های شخصیتی آن دسته از شاعرانی است که سبک فکری شعر خود را پست مدرن می دانند. آنها معتقدند هنر آن چیزی نیست که صرفا ناشی از تجارب ناخودآگاه فردی باشد. هنر در بطن تعارضات و اضطراب اجتماعی تعریف میشود. برخلاف تعریف هنر در دوران مدرن، که صرفا از بالا به پایین بود، در اندیشه پست مدرن، هنر، فریاد اعضای جامعه است. این فریاد ها ممکن است نوعی عصیان در برابر فراروایت هایی باشد که بر جامعه تسلط یافته اند. معمولا هنر پست مدرن حاوی نقد و اعتراض است. پست مدرن حتی در شرایطی که نگاه هجوآلود خودش را کنار می گذارد دنیای تازه ای که می سازد، با تمام فراروایت هایی که از پیش در ذهن ما ایجاد شده متفاوت است و به نوعی اعتراض به همه ی آنها (مهدی موسوی، 1389). از این جهت بررسی ویژگی های شخصیتی و فهم صفات شاعرانی که خودرا  پست مدرن می دانند،  ما را به سمت شناخت نیازهای روانشناختی جامعه که توسط فراخود اجتماعی، سانسور می شوند، سوق می دهد. چراکه این شاعران، با پیدا کردن محلی امن(شعر) به بیان اضطرابها، تعارضات و عصیان در برابر نیازهای روانشناختی سرکوب شده توسط فراخود اجتماع، پرداخته اند.

بررسی ویژگی های شخصیت شاعران پیشرو

 جامعه آماری مورد تحقیق شامل32 نفر(18مرد و 14 زن)  دارای تحصیلات عالی لیسانس به بالا و مجرد هستند که حداقل یک مجموعه شعر چاپ شده و پنج سال سابقه فعالیت شعر دارند و همینطور در حال حاضر نیز شاعر می باشند و دارای ویژگی های شعری هنر مدرن و پست مدرن هستند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند.  ابزار مورد استفاده پرسشنامه چندشخصیتی مینه سوتا (2004) می باشد که  نسخه تجدید نظر شده آن توسط کامکاری(1387) در ایران اعتبار یابی شده است.

هدف پژوهش حاضر «بررسی وضعیت و ویژگیهای شخصیتی شاعران پیشرو» است.جهت این بررسی و در راستاي تحليل داده‌ها و پاسخ به سؤال‌هاي پژوهش، از مدل‌هاي آماري t تك گروهي (به منظور بررسي ویژگی­های شخصیتی نمونه‌هاي تحقيق) و t دو گروه مستقل (به منظور مقايسه ویژگی­های شخصیتی نمونه‌ها با تأکید بر جنسیت) پرداخته شد. لازم به ذکر است که تحلیل­های فوق پس از اطمینان از نرمال بودن متغیرها از طریق شاخص‌هاي گرايش مركزي، شاخصهاي پراكندگي و شاخص‌هاي توزيع انجام گرفته است.

مقیاس­

ميانگين نظري

ميانگين تجربي

ميزان t

درجۀ آزادي

سطح معني‌داري

نارسایی هیجانی

18/55

20/75

1/57

31

0/126

نارسایی تفکر

9/84

5/87

-6/26

31

0/001

نارسایی رفتاری

8/97

8/40

-0/92

31

0/364

ضعف روحیه

9/66

13/15

3/30

31

0/002

شکایات جسمانی

10/35

9/56

- 0/82

31

0/419

هیجانات مثبت پایین

6/24

7/15

1/36

31

0/184

بدبینی

8/27

10/21

3/98

31

0/001

رفتار ضداجتماعی

8/17

6

- 88/4

31

0/001

عقاید گزند و آزار

6/97

3/81

- 8/43

31

0/001

هیجانات منفی مختل کننده

8/95

10/56

2/06

31

0/048

تجارب عجیب و غریب

8/36

6/53

- 92/2

31

0/006

فعالیت­گرایی هیپومانیک

9/42

14/75

5/21

31

0/001

جدول 1-t تك گروهي جهت بررسي «مقیاس­های بالینی» نمونه­های تحقیق
 

با توجه به جدول فوق و با تاكيد بر ميزان مقادير t به‌دست آمده، مي‌توان مطرح نمود كه تفاوت معني‌داري در سطح  01/0 = α بين ميانگين نظري با ميانگين‌هاي تجربي در مقیاس­های «ضعف روحیه»، «بدبینی»، «رفتار ضد اجتماعی»، «عقاید گزند و آزار»، «هیجانات منفی مختل کننده»، «تجارب عجیب و غریب»و «فعالیت­گرایی هیپومانیک» وجود دارد. بنابراين، با توجه به اينكه در مقیاس­های «ضعف روحیه»، «بدبینی»، «هیجانات منفی مختل کننده» و «فعالیت­گرایی هیپومانیک» ميانگين تجربي بالاتر از ميانگين نظري مي‌باشد، عنوان مي‌شود كه نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی بالاتر از حد متوسط است.

در مقیاس­های «نارسایی تفکر»، «رفتار ضداجتماعی»، «عقاید گزند و آزار»، «تجارب عجیب و غریب» ميانگين تجربي پایین­تر از ميانگين نظري مي‌باشد، عنوان مي‌شود كه نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی پایین­تر از حد متوسط است.

در مقیاس­های «نارسایی هیجانی»، «نارسایی رفتاری» و «شکایات جسمانی»، «هیجانات مثبت پایین» تفاوت معني‌داري بين ميانگين نظري و ميانگين‌هاي تجربي مشاهده نشده است. از اين رو، عنوان مي‌شود كه نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی در حد متوسط است.

مقیاس

ميانگين نظري

ميانگين تجربي

ميزان t

درجۀ آزادي

سطح معني‌داري

ناخوشی

4/02

4/06

0/12

31

0/903

شکایات گوارشی

1/88

1/15

- 3/50

31

0/001

شکایات سردرد

2/54

2/18

- 1/14

31

0/263

شکایات عصب­شناختی

3/63

3/09

- 1/12

31

0/269

شکایات شناختی

4/63

4/06

- 1/31

31

0/199

عقاید مرگ- خودکشی

1/56

1/49

- 0/31

31

0/759

ناامیدی- درماندگی

2/05

1/90

- 0/56

31

0/578

خودتردیدی

1/84

1/21

- 3/11

31

0/004

ناکارآمدی

4/39

4/25

- 0/39

31

0/697

فشار روانی –  نگرانی

3/42

3/90

1/54

31

0/133

اضطراب

2/19

1/50

- 267

31

0/012

استعداد خشم

3/85

4/40

1/52

31

0/137

ترس­های محدودکننده رفتار

4/01

2/34

16/5-

31

0/001

ترس­های چندگانه مشخص

4/50

3/46

- 2/60

31

0/014

مشکلات سلوکی نوجوانی

2/39

1/31

- 5/06

31

0/001

سوء استفاده از مواد

1/70

0/68

- 8/26

31

0/001

پرخاشگری

4/15

3/43

- 2/06

31

0/047

فعالیت­گرایی

4/32

3/78

- 1/63

31

0/112

مشکلات خانوادگی

3/60

4/53

2/11

31

0/042

منفعل­گرایی بین­فردی

5/70

4/50

- 3/42

31

0/002

اجتناب اجتماعی

6/21

4/03

- 4/89

31

0/001

کمرویی

2/62

2/28

- 1/27

31

0/213

عدم پیوندگرایی

2/39

1/96

- 1/67

31

0/105

علائق ادبی- زیباشناسی

3/55

4/43

79/2

31

0/009

علائق مکانیکی- جسمانی

4/31

1/87

- 8/29

31

0/001

جدول 2-t  تك گروهي جهت بررسي «مقیاس­های مشکلات ویژه» نمونه­های تحقیق

با توجه به جدول فوق و با تاكيد بر ميزان مقادير t به‌دست آمده، مي‌توان مطرح نمود كه تفاوت معني‌داري در سطح 01/0 = α بين ميانگين نظري با ميانگين‌هاي تجربي وجود دارد. به این معنی که  «شکایات گوارشی»، «خودتردیدی»، «اضطراب»، «ترس­های محدودکننده رفتار»، «ترس­های چندگانه مشخص»، «مشکلات سلوکی نوجوانی»، «سوء استفاده از مواد»، «پرخاشگری»، «مشکلات خانوادگی»، «منفعل­گرایی بین­فردی»، «اجتناب اجتماعی»، «علائق ادبی- زیباشناسی» و «علائق مکانیکی- جسمانی»  در شاعران پایین­تر از ميانگين نظري جامعه مي‌باشد، و نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی پایین­تر از حد متوسط هستند

مقیاس­

ميانگين نظري

ميانگين تجربي

ميزان t

درجۀ آزادي

سطح معني‌داري

پرخاشگری

8/92

8/75

- 0/25

31

0/799

روان­پریشی

11/06

5/75

- 8/71

31

0/001

بی­مسئولیتی

8/42

6/87

- 2/76

31

0/009

روان­نژندی

0/08

11/03

1/71

31

0/096

درون­گرایی

758

8/18

0/84

31

0/406

           
   جدول 3-T  تك گروهي جهت بررسي «مقیاس­های آسیب­شناسی شخصیت» نمونه­های تحقیق

با توجه به جدول فوق و با تاكيد بر ميزان مقادير t به‌دست آمده، مي‌توان مطرح نمود كه تفاوت معني‌داري در سطح     01/0 = α  بين ميانگين نظري با ميانگين‌هاي تجربي در مقیاس­های «روان­پریشی» و «بی­مسئولیتی» وجود دارد. به طوریکه نمره مقیاس های «روان­پریشی» و «بی­مسئولیتی» در شاعران پایین­تر از ميانگين نظري مي‌باشد، و می توان عنوان کرد كه نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی پایین­تر از حد متوسط هستند.

اما در مقیاس­های «پرخاشگری»، «روان­نژندی» و «درون­گرایی» تفاوت معني‌داري بين ميانگين نظري و ميانگين‌هاي تجربي مشاهده نشده است. از اين رو، عنوان مي‌شود كه نمونه­های تحقیق در مقیاس­های مزبور دارای برانگیختگی در حد متوسط است.

 

نتایج حاصله از پژوهش

این پژوهش نشان داد که ویژگی های شخصیتی شاعران با ویژگی شخصیتی جامعه، متفاوت است. به طوری که آنان تنها در «ضعف روحیه»، «بدبینی»، «هیجانات منفی مختل کننده» و «فعالیت­گرایی هیپومانیک» بالاتری را نسبت به گروه جامعه نشان دادند. اما در مقیاس­های «شکایات گوارشی»، «خودتردیدی»، «اضطراب»، «ترس­های محدودکننده رفتار»، «ترس­های چندگانه مشخص»، «مشکلات سلوکی نوجوانی»، «سوء استفاده از مواد»، «پرخاشگری»، «مشکلات خانوادگی»، «منفعل­گرایی بین­فردی»، «اجتناب اجتماعی»، «علائق ادبی- زیباشناسی» و «علائق مکانیکی- جسمانی»، «روان­پریشی» و «بی­مسئولیتی» ميانگين شاعران پایین­تر از ميانگين جامعه یعنی دارای برانگیختگی پایین­تر از حد متوسط به دست آمد.

همچنین شاعران «نارسایی تفکر»، «رفتار ضداجتماعی»، «عقاید گزند و آزار»، «تجارب عجیب و غریب» پایین تری نسبت به  جامعه نشان دادند. با توجه به اینکه در این پژوهش نیز، نمره ی شاعران در مقیاس«فعالیت­گرایی هیپومانیک» بالا تر از افراد غیر عادی بود، با پژوهش آندرسون (1987) که نویسندگان را دارای بیشترین گرایش به اختلالات دوقطبی و اختلال عاطفی میداند همخوان است و بارون(1969) که با اجرای تست شخصیتی ((MMPI نشان داد که نویسندگان دارای بالاترین نمره ها در افسردگی، اسکیزوفرنی، پارانویید و هیپومانی بودند. همچنین پژوهش های جیمزسون (1993)، لستر (1994)؛ استاک (1997)؛ پرِتی ومیوتو (1999)؛ اشنایدر (2002)و ... نیز هیپومانیک بودن شاعران را نسبت به افراد غیرشاعر تایید می کنند.

یکی از تبیین های احتمالی برای بالاتر بودن نمره ی«بدبینی» این است که شاعران مورد پژوهش به دلیل هنجارشکنی ها گاه مورد انتقاد و قضاوت جامعه قرار می گیرند و این آنها را در موضع دفاعی قرار می دهد. اما همانگونه که فروید مطرح می کند، آنها با استفاده از مکانیزم دفاعی «والایش»، انرژی غریزی را به مجراههای اجتماع پسند و قابل ستایش جامعه معطوف میکنند(پروچسکا، به نقل از سیدمحمدی1387). به همین دلیل پژوهش حاضر نشان داد که آنها در بسیاری از محورهای این آزمون، سلامت روان بیشتری نسبت به افراد غیرشاعر دارند و میتوان گفت «نوشتن شعر» بدون سانسور خود و برون ریزی هیجانات و اضطراب ها به بهبود وضعیت افراد کمک می کند.آنها نسبت به شرایط و تغییرات اجتماعی حساس هستند و مسئولیت پذیری آنان در برابر اجتماع، مانع شکل گیری آسیب های اجتماعی نظیر «مشکلات سلوکی نوجوانی»، «سوء استفاده از مواد»، «پرخاشگری»، می شود.

بالا بودن مقیاس «هیپومانیک» در شاعران به نظر می آید جنبه ی سازشی داشته باشد و موجب خلاقیت بیشتر در آنان شود.

پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی، به مقایسه ویژگی های شخصیتی شاعران «پست مدرن» و شاعران«کلاسیک» پرداخته شود. چراکه به نظر می آید در جریان «پست مدرن»، به دلیل آنکه هنر اعتراض به «فراروایت ها» و اعتراض به هرگونه چارچوبی ست که فراخود جامعه به افراد تحمیل می کند، شاعران به بیان آزادانه ی تمامی تکانه های روانی خود مانند آنچه در «تداعی آزاد» وجود دارد می پردازند. اما در سبک کلاسیک معمولا این مسئله کمتر به چشم می خورد. لذا  همانگونه که پژوهش های لودویگ(1981) استریمانگ پنبرکر(2001) (کافمن، 2006)، نشان داده است، اثر درمانی شعر، ممکن است در سبک ها و روشهای نگارشی مختلف متفاوت باشد. 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #5 sajad mahmoudi 1393-07-22 20:33
سلام بدون اینکه چیزی بخونم فقط از این عکس کنار خوشم اومد قشنگ بود. من نقاش مجسمه ساز و طراح هستم.
نقل قول کردن
 
 
0 #4 مارال عباسی 1392-03-20 00:04
دعوتید به خوانش یک سپید...
نقل قول کردن
 
 
+1 #3 mohammad abotaleb 1392-01-20 22:27
مقاله پر مغزي بود مچكر
نقل قول کردن
 
 
0 #2 محمدحسین افشار 1391-12-30 23:25
سلام بانو لیدا تبیانی
مقاله ی تحقیقی تون رو خووندم و نت برداری هم کردم. ممنونم برام آموزنده بود... امیدوارم بازم ازتون مطالب هنری و شعری بخوونم و یاد بگیرم... خسته نباشید... مانا باشید
نقل قول کردن
 
 
+1 #1 nasrullah sahil 1391-12-30 09:07
i want to go iran
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: