یادداشت

ویژه نامه ابراهیم گلستان (1390) - دبیر علمی: لیلا صادقی

 

یادداشت دبیر ویژه‌نامه

لیلا صادقی

درباره رسم‌الخط مقالات

از آنجایی که زبان فارسی در زمان‌های کهن به خطی نوشته می‌شده که با آن همخوانی داشته است، اما به دلیل کشمکش‌های مختلف تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به ناگاه با خطی نوشته شد که متعلق به زبان و فرهنگ دیگری بود، ناهمخوانی‌های بسیاری میان این خط و زبان به وجود آمد که از آن جمله می‌توان به وجود نشانه‌هایی اشاره کرد که در زبان فارسی کاربرد نداشته‌اند و ندارند، اما خط به عاریه گرفته شده‌ی عربی آن‌ها را به زبان فارسی تحمیل کرد، همانند وجود انواع و اقسام [s]، [z]، [t]، [h] و [G]هایی که همه به یک صورت تلفظ شده، اما با نشانه‌های مختلفی مانند ث، س، ص، ق، غ و غیره بیان می‌شوند. همچنین وجود تنوین که صرفن به واژه‌های قرضی عربی مربوط است و یا عدم حضور نشانه‌هایی برای یای میانجی و حتا حضور برخی از واژه‌هایی که به الف مقصوره ختم می‌شوند، از دیگر مشکلاتی است که خط محافظه‌کار فارسی تاکنون با آن کج‌دار مریز کنار آمده است و به زور و ضرب تعلیم، انبوهی از این استثاءها را به کودکان در مدرسه‌ها آموخته است. اما از آنجایی که واژه‌های قرضی فارسی در زبان عربی، انگلیسی، چینی و یا هر زبان دیگری به رسم‌الخط مناسب آن زبان تغییر پیدا می‌کند و هرگز کلیشه‌ی استفاده از رسم‌الخط زبان مادر شامل حال همه‌ی زبان‌‌ها نمی‌شود، به نظر می‌رسد که این حق خط فارسی باشد که خود را به زبان کاربردی خودش نزدیک کند و به این قهر و ناهماهنگی میان خط و زبان پایان دهد، اما نه به آن سان که خط ترکی برعلیه زبانش انقلاب کرد و به خط لاتین تغییر پیدا کرد، بلکه با تغییری اصلاح‌طلبانه که اندکی از معضلات این عدم هماهنگی را کنار بگذارد. این معضل که به دلیل واهمه‌ی بریده شدن ارتباط نسل‌های بعدی با ریشه‌های فرهنگ و ادبیات غنی فارسی تا به حال حل نشده باقی مانده است، شاید با اندکی جرح و تعدیل‌هایی که در وهله‌ی اول از سوی برخی مخاطبان، به دلیل عادت به کلیشه‌ها،  پس زده می‌شود، گامی باشد به سوی از میان رفتن این دوگانگی و تفرقه‌ی موجود میان خط و زبان. به همین دلیل، دبیر این ویژه‌نامه، مقالات رسیده را با این اسلوب نه چندان تازه که پیش‌تر از سوی برخی بزرگان پیشنهاد شده بود، به مخاطبان ارائه می‌دهد و امید است که عادت مخاطب به دیدن کاملن‌ها و واقعن‌هایی با تنوین، همانند دیگر تابوشکنی‌هایی که می‌پسندد، شکسته شود و خنثاها و حتاها را آن‌گونه ببیند که می‌خواند.

(مقالات ویژه‌نامه به ترتیب تاریخی کتاب‌ها و آثار گلستان قرار گرفته‌اند)

به مناسبت نودسالگی ابراهیم گلستان

اگر به خانه‌ی من آمدی

برایم ای مهربان چراغ بیار

نود سال پیش بود که آمد تا بگوید، می‌شود از سرزمینی نوشت که “به دزدی رفته‌هایش” خاک است و تاریخ و اندیشه‌ و مردمانی که در زندان‌های درونشان درگذشته می‌شوند، بی‌آنکه به فکر باز کردن این درهای گذشته باشند. که بگوید “آذر، ماه آخر پائیز” است، اما ماه آخر سال نیست و همیشه بعد از هر پایانی، درهای دیگری رو به آغاز ایستاده‌اند. که بگوید مردمانی هستند که به “شکار سایه‌ها” می‌روند و در کنار “جوی و دیوار و تشنه” به کمین می‌نشینند تا “از روزگار رفته حکایت” کنند در حال و هوایی که “مه” گرفته و هر روز با بادی از جانب شرق یا غرب، امواج دریایشان به جزر می‌رود و به “مد” می‌آید و در آخر با لرزه‌ای در لایه‌های زیرین این “این دره‌ی جنی”، “اسرار گنج” همچنان نهفته می‌ماند و آه که جز ویرانی چیزی به ارمغان نمی‌آید. آمد تا بگوید که زبان سرخ چگونه سر سبز “خروس” را می‌دهد به باد، زبانی که بر آن است تا بانگ بیداری سردهد، از جا درمی‌آید، اما می‌گوید مجسمه‌های بزهای گچی نیز دوامی چندان نمی‌آورند.

نود سال پیش بود که آمد تا بگوید، می‌شود با سنت سعدی‌ها و بیهقی‌ها چنان نوشت که بنایی مرتفع بر جای بماند، بی‌آنکه زیر بار شعارهای مد روز رفته باشد و دم از تعهد اجتماعی و اصالت مضمون و جانم فدای این و آن زده باشد و آمد که کلمه را گفته باشد برای کلمه، تصویر را برای تصویر و قلم را به دست گرفته باشد برای سایه‌ای که آفتاب است و از زبان سعدی در حکایت از ابراهیمی در“گلستان” گفته باشد:

فکرت من در تو نیست، در قلم قدرتی است            کو بتواند چنین صورتی انگیختن

و این ویژه‌نامه به مناسبت زندگی نودساله‌ی قلمی است که در خلال بودنش، به ادبیات داستانی ایران از خلال آثارش غنا بخشیده است، آثاری چون “آذر، ماه آخر پاییز (1328)، “شکار سایه” (1334)، “جوی و دیوار و تشنه” (1346)، “مد و مه” (1348)، “اسرار گنج دره‌ی جنی (1353)، “خروس” (1349). همچنین اولين‌های بسیاری به نام اوست که دریافت جايزه‌های بين‌المللي برای آثار سینمایی‌اش یکی از آن بسیارها است. آثاری که به مثابه‌ی بخشی از تاریخ سینمای ایران همچنان حرف‌های ناگفته‌ی بسیار در دل دارند: “از قطره تا دریا” (1332)،‌ “چشم‌اندازها” (آتش،‌آب و گرما، ) (1336-1341)، “موج و مرجان و خارا” (1337-1341)، “خواستگاری” (1341)، “تپه‌های مارلیک” (1342)، “خشت و آینه” (1344)، “گنجینه‌های گوهر” (1345)، “خراب‌آباد” (1345)، “خرمن و بذر” (1345) و “اسرار گنج دره‌ی جنی” (1352).

گلستان نه تنها داستان‌نویس و کارگردان تئاتر و سینما، بلکه روزنامه‌نگار، عکاس و مترجمی بود که آثاری در این حوزه از خود به جای گذاشت و از ترجمه‌های او می‌توان به “کشتی‌شکسته‌ها” (1334) با آثاری از فاکنر، همینگوی، چخوف، وینسنت بنه و کرین، “زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر” (1328)، هاکلبری فین(1328) اثر مارک تواین و “دون ژوان در جهنم” (1354) اثر جورج برنارد شاو اشاره کرد. همچنین در زمینه‌ی عکاسی با ماهنامه‌ی مردم (1325) همکاری می‌کرد و نیز برنده‌ی اولین مسابقه‌ی عکاسی ایران (1944) شد و آخرین نمایشگاه عکاسی او، در گالري سيحون در مهر ماه 1356به نمایش درآمد.

از آنجایی که ابراهیم گلستان در هر یک از شاخه‌های هنری که فعالیت می‌کرده، صاحب سبکی منحصر به خود بوده است، جای شگفتی دارد که نه هیچ شناخت‌نامه‌ای، نه هیچ کتاب جامعی برای بررسی آثارش و نه هیچ مرجع مدونی درباره‌ی تحلیل، بررسی و شناخت جایگاه فرهنگی او و آثارش برای پژوهشگران در دست نبوده و افسوس که پژوهش‌های انجام شده تا کنون درباره‌ی آثار او نه جامع بوده‌اند و نه مانع و بیش‌تر جنبه‌ی های و هوی تبلیغاتی داشته‌اند که جای خالی بررسی‌های تحلیلی از جنبه‌های مختلف و با رویکردهای مختلف همچنان خالی مانده است.

تلاش این ویژه‌نامه بر این بوده است که به سهم خود قدمی در پر کردن این جاهای خالی ایفا کرده باشد و سنت یادداشت‌نویسی‌های معمول را که به مثابه‌ی نقد در نظر گرفته می‌شوند، پشت سرگذاشته باشد، اما به گمانم، خانه دورتر از آن بوده است که با این قدم کوچک،‌ قایقی را در دریایی توفانی و با بادبانی کوچک به ساحل رسانده باشیم و امید است که در مجموعه‌ی مقالات دیگری درباره‌ی ابراهیم گلستان، که مد نظر است به صورت کتابی منتشر شود، این انگیزه و فرصت برای همه‌ی منتقدان و صاحب‌نظران فراهم آید تا ماحصل پژوهش‌های خود را به منظور ارتقای اهداف تحقیقی و شناخت اهالی فرهنگ و ادب ارائه دهند.

و اما این ویژه‌نامه به مناسبت آتشی است که همچنان روشن است، روشن می‌ماند و روشنایی‌اش خاموش نخواهد شد...

 

برخورد در زمانه‌ی برخورد

ابراهیم گلستان

 

نویسندگی ایرانی: متن ِخواندنی (ابراهیم گلستان و نسل سایه)

علیرضا سیف­الدینی

 

ابراهیم گلستان و مسئله تجدد

دکتر عباس میلانی

 

تقابل نثر شاعرانه با زبان عامیانه در آثارابراهیم گلستان

دکتر محمدعلی آتش سودا

 

حرکت یک هشتم کوه یخی بالای آب است

          خوانش “به دزدی رفته‌ها”، اثر ابراهیم گلستان

لیلا صادقی

 

بینامتنیت و ساخت داستان کلان در “آذر، ماه آخر پائيز”

آتنا پوشنه

 

تلقیِ مرسوم از امر شاعرانه در داستان

           کدام فاعلِ شعر؟ کدام شاعرِ نثر؟

صابر محمدی

 

تپه‌های مارلیک: مستندی شاعرانه

منصور پویان

 

همچون در یک آینه: بازخوانی خشت و آینه ابراهیم گلستان

پرویز جاهد

 

بررسی سویه‌های مدرنیسم  در جوی و دیوار و تشنه، اثر ابراهیم گلستان

جواد اسحاقیان

 

نقد جامعه و فرهنگ در داستان از روزگار رفته حکایت

دکتر شیرزاد طایفی، الناز خجسته

 

داستان کوتاه امری ژرف‌ساختی است و نه روساختی

          (نگاهی انتقادی بر دو اثر از ابراهیم گلستان)

غلامرضا صراف

 

اغراق: شگردی نو در روايت فيلم “اسرار گنج دره‌ی جنی”

حسین آتش‌پرور

 

گام معکوس گلستان میان ­کنش سینما و ادبیات داستانی در “اسرار گنج دره ­ی جنی”

اشکان بحرانی

 

نگاهی به مقوله‌ی زبان در آثار داستانی ابراهیم گلستان

           (نبض را لای انگشت‌ها گرفتن و شناختن)

کاوه فولادی‌نسب

 

ابراهیم گلستان و مکتب جنوب

ناهید زندی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است