لیلا صادقی

بگو نیست مگر نیست به جز خدا

که کوک می‌کنی‌ خواب را برای روز مبادا

چه تنگ گرفته‌ای به تن

حبس شده‌ای در روده‌های خاک

بی‌شباهت به دود در سینه‌ی مادر مبتلا به کفن!

بی‌دلیل مرده‌ای در پیله‌ی کرم ابریشم

بگو نیست به جز خدا در این دیار مگر کس

که خاک برده است تکه‌ای از تو از ما

لعنت ‏كند خدا و لعنت‏ كنندگان نیز کنند لعنت را

آتش نشانی به زبان این مردم چه می‌شود؟

روزنامه‌ها منتشر می‌کنند و پر تیراژ آه می‌کشند

سندروم مرگ ناگهانی کودکان در ارتفاع بالای هشت هزار متر

سندروم مرگ خاموش در نرده‌های حفاظ پنجره

سندروم بمباران شیمیایی

سندروم رویاها

مردم هم پر تیراژ ویراژ می‌دهند توی خیابان‌ و با شمع‌ها ها ها

با هربار خرید بلیت هواپیما

یک بلیت استخر و بدنسازی وی آی پی رایگان دریافت نمایید

هشتاد و هشت

نود و چهار

نه هزار و ششصد و یک نوزاد

زاد و نزاد

بگو نیست مگر به جز خدا نیست

خوابي كه مي شود پرز قالي و

هيچ شباهتي ندارد به شب‌هايي كه موش‌ها

به صورت آزمايشگاهي

منفجر می‌شوند

از بيداري پي در پي

نه از بي‌خوابي در پي

و سندروم

نام زنی است كه در نسبت خوني‌اش با خاک

چشم‌هاي بسته را از در مي‌گيرد و باز مي‌ماند

دانشمندان تنها مي‌دانند كه

مرگ روياها منجر به مرگ انسان مي‌شود

بگو مگر نیست هیچ کس

که نیست هیچ مگر نیست کس

 


این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: