شعرها

عملیات تفحص - مهرنوش قربانعلی

 

مهرنوش قربانعلی

تکه تکه هایم را
از زیر خواب هایم بیرون می کشم
معدنی که نفس هایش پر از میل انفجار بود
تکه های جواهر را تخریب کرده است

ذرات نفس هایش را هر جا که باشد،پیدا می کنم
هیچ نشانه ای برای شناسایی نیاز نیست

تکه تکه خواب هایم را
به دنبال تعبیری کنار هم می چینم
عشقی که می خواست سرنوشت  غنی سازی را
در اتم های قلبم تعين کند
در ایهام کابوسی دور می شود

برای شناسایی نیاز به نشانه ای نیست
پشت های های چشم هایم می ایستم
گرگ و میش حدس هایم را پاک می کنم

لبخندی
جای بمب های هسته ای 
خواب هایم را زیر و رو می کند!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است