خيابان مي‌شود فكرم

هي بوق مي‌زنند توي ترافيك

سبز مي‌كنم كه رد شوي چراغ را

پنچر كرده‌اي و مي‌ايستي هي آن وسط دوستت هي مي‌گويي كه دارم

قرمز مي‌كنم كه گم شوي

سبز مي‌شود و آن وسط چشم هي مي‌بندي و باز مي‌شوي

عوض مي‌كنم فكرم را و پنجره مي‌شوم

تلق تلقتوي خيابان فقطيك قوطينوشابهرد مي‌شود از جوب آب.

 

---

لیلا صادقی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: