چگونه بگريزم از هجوم طبيعت مصنوعي
[بمبی به انتشار رسيد
به تيراژ همه این آدم‌ها
«جنگ تن به تن» می‌شود تيتر اول روزنامه‌ها

در میانه میدان مین باز می‌شوند این کلمه‌ها

پرت می‌شوند بیرون از گیومه‌ای که محصور می‌شوم

عشق هم مگر تن به تن می‌شود مگر

وقتی که هرآن منتشر می‌شود بمبي توي مغزم].

 (سوگند به صبح صادق و شبی که می‌گذری کاذب

سوگند به تو که پیراهنم می‌شوی

سوگند به کلمه‌ای که مسموم می‌شود

وقتی عشق تو جنگ تن به تن نیست با من

چرا هنوز ایستاده‌ای توی فکرم؟)
ِ[افسوس که برای بودن هم باید مرد

وقتی که رود می‌شوم از نمرود
وقتی که می‌شکند از سنگی که می‌پرستم

   - چرا هنوز ایستاده‌ای سر خطم -

وقتی که ویران می‌آیی از سطرهایی که زندگی می‌کنم

(ـ منفجر نه منزجر نه پر نمي‌کند هيچ چيز ديگری جاي تو را)

جز عشقی که تن به تن می‌شود با جنگ

درون گیومه‌ای که محصور می‌کند بمبي توي مغزم ـ )]

 

---

لیلا صادقی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #3 Habib Yar 1392-06-17 16:52
سلام و خدا قوت. من تازه با کار هاتون آشنا شدم و ابدا نیت قضاوت ندارم ، پیش فرضم برای صحبت روی اثر کاملا حول مدار مرگ مولف است اما دلم نمیاد اینو نگم که اگه فکر میکنی به یک زبان شخصی رسیدی همین میتونه به شعرت ضربه وارد کنه. رویه این کارهم جا برای صحبت هست اما از این طریق (تایپ) مشکله. پاینده و پیروز باشید.
نقل قول کردن
 
 
0 #2 Mehrzad Beyranvand 1392-06-17 16:52
سپاس که شاعری در اوج بلند کلمات
نقل قول کردن
 
 
0 #1 Kheirollah Farrokhi 1392-06-17 16:51
درود بر شما و شعرهای مانده گارتان!
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: