درخت که می‌شوی به تو فكر مي‌كنم

نه از روي ريشه كردن

از روی كندن

وقتي كه قطعيت درخت تعظيم مي‌كند

تا شعله‌هايت بلند شوند براي شنيدن آب

كوتاه شوند

براي وقتي كه با حرف قاطع تبر مي‌افتي

                                       به خاك

 

درخت که می‌شوی

نمی‌شود قطع کنی رابطه‌ات را با اين همه صندلي

که پایه‌هایت را رقم می‌زنند برای نشستن

به تو فكر مي‌کنم نه از روي بستن

از روی دل،

ریشه،

جان کندن

 

---

لیلا صادقی

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #1 سیف اله ملکی 1394-03-30 08:02
ای کاش برای این شعرها اسم میذاشتی من شعردرخت که می شوی راشعری قاطع واستواردیدم شعری درخورشاعرفرهیخت ه ایی چون لیلاست دغدغه ی شاعر تنها سرایش تمنیات روحی اش نیست به زبانی رسیده است که مارابه دیددیگری می کشاند
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: