مقالات فارسی

سرقت علمی و تشتت نظری - لیلا صادقی

 

ليلا صادقي (1399)، «سرقت علمي و تشتت نظري»، مجله‌ي ايران نامك، سال 5، شماره ي 2، تابستان 1399، صص. 229-244.

5-2-summer-2020-fa

دسته‌دسته جماعت مشکوک

متفرق میان شهر و بلوک

  همه را داشتن به زیر نظر

خواه در خانه خواه در معبر

پشت هر سرقتی پی افشردن

از عمل پی به عاملش بردن

راهزن را گرفتن اندر راه

گرچه خود را نهان کند در چاه[1]

مقدمه

سرقت ادبی در ادبیات بحثی است که همواره مرزهای نامشخصی دارد و در خوشبینانه‌ترین شکل به الهام و تأثیر تبدیل شده و حتی گاهی مرزهایش چنان مخدوش است که به ادبیاتی بینامتنی مبدل می­شود که سرشت جهان خیال‌انگیز هنر است؛ چه شعر، چه داستان و چه سینما. اما آیا گفتمان تحقیقاتی در فضای آکادمیک نیز در سرشت خود از بینامتنیت با متون دیگر بهره می‌گیرد؟[2] به نظر می‌رسد آنچه در ادبیات در صادقانه‌ترین شکل ممکن بینامتنیت نامیده می‌شود، در تحقیقات دانشگاهی و مقالات و کتب تحقیقی نام دیگری داشته باشد و در صورت رواج چنین اخلاقی در میان محققان، گذشته از بی‌اعتبار شدن رنج تحقیقات، شاهد پیامدهای فرهنگی و اجتماعی بسیار وخیمی خواهیم بود. رواج این نگرش که می‌توان اندیشۀ دیگران را به سرقت برد و با نام خود منتشر کرد، انگیزۀ پژوهش را در میان محققان تضعیف می‌کند که به معنای از بین رفتن زیرساخت تحقیقات در جامعه است.[3] از سوی دیگر، اشاعۀ چنین رفتاری كه مي توان با عنوان سرقت ادبي[4] يا علمي به آن اشاره كرد، باعث خلط سره و ناسره از دید مخاطب می‌شود. متأسفانه سال‌هاست در فضای دانشگاهی ایران شاهد چنین تخم‌مرغ­دزدی‌ها و گاه شتردزدی‌هایی بوده‌ و هستیم و یگانه نتیجه‌ای که چنین فضایی ایجاد می‌کند، از بین رفتن زمینه­های نقد و تبدیل نقد به وسیله‌ای مکانیکی برای تکثیر یک نظریه بدون تلاش برای کاربست دقیق و احیاناً نقد و افزودن به آن خواهد بود. البته در بسیاری موارد هم، شبه­محققان درک درستی از آنچه به سرقت می‌برند ندارند و لغزش‌های نظری در کار آنان چه بسا به وفور دیده ‌شود و در نتیجه، نظریه کارکرد خود را از دست داده و اعتماد جامعه نسبت به اعتبار و قدرت نقد دانشگاهی نیز از دست می­رود.

متأسفانه برداشتن يا ايده گرفتن از مطالب دیگران بدون ارجاع مشخص، که سرقت ادبی يا علمي نام دارد، فقط شامل حال محققان ساکن ایران نمی‌شود و برخی از ایرانیانی که مهاجرت می‌کنند یا مقالات خود را به زبان‌هایی غیر از فارسی می‌نویسند نیز این ویژگی اخلاقی ناپسندیده را دارند. در این شرایط، اثبات بی‌اخلاقی آکادمیک بسیار دشوارتر خواهد بود، چراکه زبان مقصد از زبانی که ايده يا مطلبي از آن برداشت شده در امان بوده و احتمال پی‌بردن خوانندگان به چنین رفتاری کمتر از متون هم‌زبان است. از آنجا که پیش‌تر در کتاب­ها و مقالات بسیاری به چیستی سرقت ادبی، به عنوان اصطلاحي آكادميك و علمي، پرداخته شده است،[5] در این مجال از این مقال می‌گذریم و به تأثیر سرقت ادبی و علمي بر چگونگی کارکرد نظریات ادبی و نقد ادبیات و هنر با اشاره به برخی مصادیق آن می‌پردازیم.

 

----------

به زودي ادامه مقاله قابل دانلود خواهد بود

 

 

 

 

 

 

 

 

[1]­محمدتقی بهار، ”منظومۀ کارنامۀ زندان: بخشی از داستان مسافرت به یزد،“ دسترس­پذیر در

https://ganjoor.net/bahar/manzoomebk/karnamez/sh50/.

[2]از مصطفی عابدینی­فرد سپاس­گزارم که مشوق من برای نوشتن دربارۀ سرقت ادبی، یکی از حیاتی­ترین موضوعاتی که در ایران­پژوهی می­باید به آن توجه کرد، بود و با پیشنهادهای سازنده­اش هنگام ویرایش متن همراهی­ام کرد.

[3]حسین پاینده، ”نقد و بررسی کتاب درسی: شحنه باید که دزد در راه است (مصداق­ها و پیامدهای سرقت ادبی)، “پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی، شمارۀ 13 (1383)، 80.

[4] اصطلاح سرقت ادبي به صورت مجازي براي تمام انواع سرقت‌هاي علمي و هنري نيز به‌كار مي‌رود.

[5]جلال‌الدین همایی، فنون بلاغت و صناعات ادبی (تهران: انتشارات سپاهیان انقلاب ایران، 1354)، جلد 2، 396-397.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تمامی حقوق این سایت متعلق به شخص لیلا صادقی است و هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است