دوفصلنامه علمی پژوهشی زبان و زبان شناسی

سال هفتم، 1392، شماره 14

کتاب: در جستجوی نشانه‌ها: نشانه شناسی، ادبیات، واسازی

نوشته: جاناتان کالر، برگردان: لیلا صادقی و تینا امرالهی

تهران: نشر علم، چاپ دوم (۱۳۹۰)،۴۷۱ صفحه.

 

«چرا به سراغ زبان شعر که خاصیت عبور از آهنگ زبان‌های طبیعی تکراری به آهنگی متفاوت را دارد، نرویم ؟ آهنگی متفاوت که پر از انتظار لحظاتی نادر است؛ لحظاتی که خود در انتظار لحظاتی دیگر هستند و سرانجام در ما انتظارِ انتظار می‌‌آفرینند.» (گرِماس، 1389: ۷۸)

شاید هنوز چندان که باید­ و ­شاید، در کشور ما محدوده ­ی عملکرد علم نشانه­ شناسی‌ حتی در میان افراد آشنا به علوم انسانی‌، شناخته‌ شده نباشد. به عنوان مثال، آنگاه که یک نشانه ­شناس بر اساس نگاهی‌ که نشانه­ شناسی‌ به او هدیه کرده است به نقد فیلمی می‌‌ پردازد، نظراتش در بسیاری اوقات چندان جدی گرفته نمی‌ شود و در پاره‌ ای اوقات با این جمله مواجه می‌‌ شود که نشانه ­شناس را به حوزه ­ی سینما چه کار؟ نگاهی‌ که به قول کالر نشانه ­شناس را همچون یک "مزاحم توسعه ­طلب" می‌‌ بیند که در صدد تسخیر منطقه‌ ای دیگر برای افزودن به حوزه ­ی امپراطوری خود است (کالر، 1390: 15). در این مواقع است که ضرورت وجود و در دسترس بودن منابعی که بیشتر حوزه­ی عملکرد علم نشانه­ شناسی‌ را روشن می‌‌ کنند و بر مضر بودن مرزکشی‌ های مرسوم میان علوم، خصوصاً در زمینه ­ی علوم انسانی‌ تأکید می‌‌ ورزند، بیش از پیش نمایان می‌‌ شود.

کتاب  "در جستجوی نشانه‌ها، نشانه­ شناسی‌، ادبیات، واسازی " توسط لیلا صادقی و تینا امرالهی، دو مترجم جوان اما صاحب تجربه در عرصه ­ی ترجمه، زبانشناسی و ادبیات به فارسی برگردانده شده است و دکتر فرزان سجودی آن را ویرایش کرده است. این کتاب، پنجمین کتاب از مجموعه ­ی نشانه­ شناسی‌ و زبان­ شناسی است که نشر علم آن را در سال ۱۳۸۸ منتشر کرده و در سال ۱۳۹۰ چاپ دوم آن را در ۴۷۱ صفحه و در قطع رقعی به بازار عرضه نموده است.

«بیست سال پیش، اگر می‌‌ خواستید بدانید جایگاه نظریه ­ی ادبی‌ کجاست، من می‌‌ گفتم "نشانه­ شناسی‌" و برای شناخت پیوندهای بین نظریه ­ی ادبی‌ و نشانه­ شناسی‌، جستجوی نشانه‌های کالر بهترین انتخاب بود. اما آیا امروزه نیز بهترین انتخاب است؟ پاسخ همان است ....» (همان: 1). این عبارات بخشی از تمجید میکی بال، استاد نظریه ­ی ادبی‌ دانشگاه آمستردام، از کتاب "در جستجوی نشانه ­ها"ی جاناتان کالر است که قبل از پیشگفتارِ کتاب آمده است.

کتاب با دو پیشگفتار از نویسنده که دومی‌ را بر ویرایش جدید کتابش و در سال ۱۹۸۱ نگاشته است، آغاز می‌‌شود. مطالب در سه بخش و یازده فصل تنظیم شده ­اند که سهم هر بخش به ترتیب، دو، چهار و پنج فصل است. فهرست منابع، واژه­نامه ­ی انگلیسی به فارسی‌ و فارسی‌ به انگلیسی و نمایه­ ی نام‌ها و اصطلاحات، بخش‌ های پایانی کتاب را تشکیل می‌‌ دهند.

کالر در فصل اول که "فراسوی تفسیر" نام دارد به‌‌ نقد نو و جایگاه منتقد و وظیفه­ی او در نقد می‌‌ پردازد و نظریات نورترُپ فرای را در این باب به نقد می‌‌ کشد. در ادامه ­ی فصل به نقد معاصر اروپایی پرداخته می‌‌ شود و نظریه ­ی دریافت هانس روبرت یاوس و نظریات هارولد بلوم و اریک دونالد هرش در باب معنای شعر و نقد و تفسیر، مطرح می‌‌ گردد.

فصل دوم به بررسی‌ نشانه­ شناسی‌ به­ عنوان روشی‌ جدید در فعالیت‌ های علمی‌ پرداخته و بر اهمیت آن از جهت طرح پرسش‌ هایی‌ جدید و به ارمغان آوردن اشاراتی گسترده برای علوم معاصرش تأکید نمو‌‌ده است. کالر اظهار می‌‌ دارد که نشانه­ شناسی‌ این امکان را فراهم می‌‌ کند که بتوان به جای اشیاء مستقل، به نظام روابط فکر کرد. وی با اشاره به تحقیقات مردم­ شناختی‌ لوی استروس، بر نشانه ­شناختی بودن آن تأکید می‌‌ کند و اعتقاد دارد‌ که نشانه­ شناسی‌، مرزهای سنتی میان خود و دو رشته ­ی جامعه­ شناسی‌ و مردم­ شناسی‌ را از میان برداشته است. مسأله ­ی "عدم قطعیت معنا" به عنوان ویژگی اصلی‌ نظام‌ های نشانه­ ای، لزوم مستقل ندیدن آثار ادبی‌ و توجه جدی به بینامتنیت و نائل شدن مطالعات ادبی‌ به کشف خواننده، از دیگر مطالب مطرح شده در این فصل است.

نام فصل سوم، "نشانه ­شناسی‌ به مثابه نظریه ­ی خوانش" است. به نظر نویسنده، نشانه ­شناسی‌ در پی‌ تعریف قرارداد‌ها و عملکردهایی است که به وسیله ­ی آن هر عمل دلالی، از جمله ادبیات، تأثیرات معناییِ روشنی بر خواننده می‌‌گذارد. در این فصل بحث تفسیر، نقش خواننده در فرایند آن و قدرت متن در تأثیرگذاری و جهت­ دهی‌ به تفسیر خواننده، مورد بررسی‌ و تحلیل قرار می‌‌ گیرد. در انتهای فصل به تشریح فرایندهای تفسیری خواننده پرداخته می‌‌ شود و نقش قدرت‌ های فرهنگی‌ در شکل­ دهی‌ معیارهای درستی‌ یا نادرستی یک خوانش و همچنین ایجاد تنوع تفسیری به واسطه­ی تنوع قراردادهای هر فرهنگ، مورد تأکید قرار می‌‌ گیرد.

فصل چهارم، "ریفاتر و نشانه­ شناسی‌ شعر" نام دارد که اشاره ­اش به کتاب نشانه­ شناسی‌ شعر مایکل ریفاتر است که اثری بلندپروازانه در باب نظریه ­ی ادبی‌ دانسته شده است. اصطلاحات خوانش اولیه یا "اکتشافی"، خوانش "پس­نگر" یا تأویلی، "نظام توصیفی" یا مجموعه‌ی مضمونی، از جمله اصطلاحاتی است که کالر از ریفاتر نقل می‌‌ کند و در حد امکان به توضیح آن‌ ها می‌‌ پردازد. کالر در ادامه، جهت پیشبردِ بحث، چند نمونه مثال را با استفاده از نظریات ریفاتر، مورد تحلیل و بررسی‌ قرار می‌‌ دهد و به نقد نظریات او می‌‌ پردازد و نقاط ضعف و قوت دیدگاه‌ های او را یادآور می‌‌ شود.

در فصل پنجم که "پیش ­انگاری و بینامتنیت" نام دارد، به بحث دانش پیشین خواننده پرداخته می‌‌ شود که شکل ­دهنده ­ی انتظارات او در مواجهه با نقد آثار ادبی‌ دانسته شده است. همچنین بحث معناداری مطرح می‌‌ شود که از نظر کالر شدیداً وابسته به ارتباط متن با مجموعه‌ ای از گفتمان‌ های از پیش موجود است؛ وی تا جایی‌ پیش می‌‌ رود که استقلال متون را مفهومی گمراه ­کننده تلقی می‌‌ کند. در ادامه، تعاریفی از بینامتنیت از قول لوران ژنی و هارولد بلوم نقل شده و در پایان به بحث پیش ­انگاری و انواع آن پرداخته می‌‌ شود و مثال‌ هایی‌ از اشعار شاعرانی چون بودلر و هیوز ذکر می‌‌ گردد.

فصل ششم که فصل پایانی بخش دوم کتاب را تشکیل می‌‌ دهد، به استنلی فیش و نظریات او در باب جایگاه خواننده در فرایند دلالت اختصاص دارد. به­ طوری که نام فصل، "استنلی فیش و حقانیت خواننده" نام نهاده شده است. به گفته ­ی نویسنده، فیش، خوانش را فرایندی فعال و خلاق و نه دریافتی منفعل می‌‌ داند و از حقوق خواننده یاد می‌‌ کند و دلالت را مشخصه ­ی متن نمی‌‌ داند. کالر چندین امتیاز این نظریه را بر می‌ شمارد؛ اما این نکته را نیز یادآور می‌‌ شود که نظریه ­ی فیش در برابر این سؤال که خواننده چگونه به آفرینش معنا دست می‌‌ زند، هیچ پاسخی ندارد و به قول او نظریه در مواجهه با این پرسش، رنگ می‌‌ بازد.

صنعت بدیعی "التفات" به معنای «خطاب مستقیم به اشیاء، موجودات و یا حتی افرادی که هیچ کدام مورد خطاب مستقیم پاره گفتار مورد نظر نبوده ­اند» (کالر، 1390، ص23)، عنوان فصل هفتم "در جستجوی نشانه‌ ها" است. نویسنده از صاحب­ نظرانی چون ایبرمز و شوستر که در نوشته‌ های خود به التفات اهمیت چندانی نداده ­اند، انتقاد می­ کند و در ادامه به ذکر اهمیت بررسی این صنعت ادبی می‌‌ پردازد. او در انتهای فصل به بحث درباره­ ی‌ نیروهای روایی و التفاتی در شعر می‌‌ پردازد و نحوه ­ی تعامل این دو نیرو را با یکدیگر مورد بررسی‌ قرار می‌‌ دهد.

فصل هشتم به کتاب "آینه و چراغ" ایبرمز اختصاص دارد و "مرحله ­ی آینه" نامیده شده است. کالر کتاب "آینه و چراغ" را به آینه‌ ای تشبیه کرده است که برای تشخیص خاستگاه‌ های رومانتیک مفاهیم انتقادی معاصر در آن نگریسته و خود را یافته ­ایم. به زعم کالر آنچه روانکاوان "مرحله­ی آینه" نامیده­ اند، در این کتاب معرفی می‌‌ شود؛ یعنی مرحله‌ ای از رشد که کودک خود را از طریق تصویرش در آینه شناسایی می‌‌ کند. به اعتقاد نویسنده، در توصیف نظریه ­ی رومانتیک نیز، "آینه و چراغ" اتفاق مشابهی‌ را موجب شده است و به شناخت منتقدِ معاصر از خود انجامیده است.

فصل نهم "داستان و گفتمان در تحلیل روایت" نام دارد و به بحث در مورد روایت ­شناسی می‌‌ پردازد. در این فصل نظریه ­ی روایت، نیازمند تمایز میان داستان و گفتمان دانسته می‌‌ شود و به بررسی‌ این تمایز از نگاه فرمالیسم روسی و سنت آمریکایی پرداخته می‌‌ شود. در انتهای فصل به تحقیق ویلیام لباو درباره‌ی گونه ­ی انگلیسی سیاهان اشاره می‌‌ شود که در این پژوهش، وی به مهارت‌ های روایی کودکان و نوجوانان علاقه‌ مند شد و در این میان دریافت که بسیاری از جملاتی که صرفاً برای گزارش کنش‌ها به کار می‌‌ روند، دارای کارکردی ارزش­ گذارانه نیز می‌‌ باشند.

فصل دهم "چرخش استعاره" نام دارد. یکی‌ از مباحث این فصل، مسأله ­ی اهمیت استعاره در میان سایر صنایع بلاغی است و اینکه چرا این همه ارجحیت قائل شدن برای استعاره، طبیعی به نظر می‌‌ رسد. نگارنده، استعاره را آرایه­ ی آرایه‌ ها و مادر همه ­ی صنایع ادبی می‌‌ داند‌. در ادامه با طرح مقاله‌ ای از استفان اولمان در باب "ماهیت صور خیال"، تمایز میان استعاره و مجاز مرسل مورد بررسی‌ قرار می‌‌ گیرد. بخش دیگری از این فصل دربرگیرنده­ ی نظریات رومن یاکوبسن و ژرار ژنت در باب نحوه­ی ارتباط و تعامل این دو صنعت بلاغی است و در پایان، مشکلات موجود در بررسی‌ استعاره بیان شده است.

فصل یازدهم که فصل پایانی کتاب نیز است، "نظریه ­ی ادبی‌ در دوره­ی تحصیلات تکمیلی" نام دارد. نکته ­ی جالب در همان شروع فصل، بحثِ بازار کار محدود و کاهش بودجه در بخش تحصیلات تکمیلیِ رشته ­ی زبان انگلیسی است که ظاهراً باعث شده است تا در میان صاحب نظران، بحث‌هایی‌ در مورد چگونگی اجرای این دوره دربگیرد. کالر هر یک از دو ایده­ ی آسان­ گیری بر دانشجویان و آموزش تخصصی صِرف که در این ارتباط مطرح شده را در عین ناسازگار بودن با یکدیگر، دارای دغدغه ­ی موجهی می‌‌ داند که باید برای آن ارزش قائل شد. راه حل پیشنهادی او وارد کردن زمینه‌های مطالعاتی دیگرِ علوم انسانی‌ از جمله فلسفه، روان­شناسی‌، جامعه­شناسی‌ و ... در ادبیات است. وی همچنین معرفی مجدد علم بلاغت و مقولات مربوط به آن را از دیگر مباحثی دانست که می‌‌ تواند پایه­ی آموزش در سطح تحصیلات تکمیلی قرار گیرد.

کتاب در عین حفظ رویکرد نظری خود در حوزه ­ی مطالعات نشانه­ شناسی‌ ادبی‌، تا حد ممکن از مثال‌ها و نمونه‌ های شعری برای بیان مفاهیم مورد نظر و همچنین بررسی‌ نظریاتی که پیشتر به طرح آن­ ها پرداخته، بهره جسته است. اما به لحاظ نوع دیدگاه، به نظر می‌ رسد نویسنده تحت تأثیر اندیشه‌ های پساساختارگرایانه خصوصاً نظریه ­ی "مرگ مؤلف" بارت باشد؛ مفهومی که برتنز آن را اتفاقی همزمان با تولد خواننده و مصادف با واگذاری مسؤولیت تفسیر به او می‌‌ داند (برتنز، 1388، ص۱۸۱). استدلال نگارنده ­ی این سطور در این ­باره، تأکید فراوان نویسنده بر اهمیت نقش خواننده در فرایند تفسیر در جای­جای کتاب در کنار ذکر اهمیت متن و اشارات آن و اختصاص دادن یک فصل مجزا به بحث نظریات استنلی فیش و مبحث "حقانیت خواننده" است.

ترجمه­ ی کتاب، روان و به دور از جمله ­بندی‌های پیچیده­ ای است که گاهی در کتاب‌ های ترجمه ­شده با موضوع نشانه ­شناسی‌به چشم می­ خورد؛ پیچیدگی‌‌ هایی‌ که حتی گاهی در کتاب‌ های تألیفی انتشار یافته در این زمینه نیز دیده می‌‌ شود و موجب به سختی افتادن خواننده در درک محتوای کتاب می‌‌ شود. اما نکاتی‌ نیز در کتاب به چشم می‌‌ خورند که می‌‌ توان از آن‌ ها به عنوان ایراد یاد کرد که در این بخش به چند نمونه از این موارد اشاره می‌‌ شود. (این نکات به ترتیب به پانوشت­ ها، واژه نامه‌ ها و نمایه ­ی کتاب اختصاص دارند.) مورد اول مربوط به صفحه ­ی ۳۲۵ و پانویس ارائه­ شده برای ویلیام لباو است که غلط املایی دارد؛ با اینکه تنها یک جابجایی‌ در دو حرف از اسم کوچک لباو اتفاق افتاده است، اما از آنجا که ممکن است خواننده، متوجه اشتباهِ رخ ­داده نشود و حتی به آن استناد کند، دارای اهمیت زیادی است. نکته ­ی بعد، ندادنِ پانویس برای بودلر و ایبرمز است که لازم به نظر می‌‌ رسید. دیگر آنکه در صفحه ی ۳۳۴ برای عبارت "ماهیت صور خیال"، عددِ پانویس، خارج از گیومه آمده است که این کار، این­گونه به ذهن متبادر می‌‌ کند که معادلِ آمده در پانویس برای کل عبارتِ داخل گیومه داده شده است؛ در حالی که اینطور نیست و معادلِ ارائه ­­شده، مربوط به بخشی از آن عبارت است و در نتیجه جهت جلوگیری از بدفهمی احتمالی‌ خواننده، بهتر است عدد، داخل گیومه قرار داشته باشد. نکته ­ی بعد مربوط به اصطلاح "metaphor" است که چه در واژه ­نامه ­ی انگلیسی به فارسی (ص۴۱۷) و چه در واژه­نامه ­ی فارسی‌ به انگلیسی (ص۴۳۲) با "e" پایانی (metaphore) آمده است که صحیح نیست. در صفحه­ ی ۳۰۴ اصطلاح "ناروایت" آورده شده و پانویس هم برایش ارائه شده است، اما به این دلیل که از ترکیب "non" و "narrative"، خواننده به ناروایت نمی‌‌ رسد، جای خالی‌ این اصطلاح در بخش واژه ­نامه (چه انگلیسی به فارسی و چه فارسی به انگلیسی) احساس می‌‌ شود. نکته ­ی آخر اینکه در بخش نمایه، برای واژه ­ی ایبرمز، هیچ صفحه‌ ای از ۲۸۷ تا ۲۹7 ذکر نشده است. این در حالی‌ است که این واژه در صفحات 287، ۲۸۸، ۲۹۰، ۲۹۱، ۲۹۲، ۲۹۳ و ۲۹۷ آمده است و لازم است نمایه ­ی آن اصلاح گردد. توجه به این نکات و موارد دیگری از این دست و تصحیح آن‌ ها می‌‌تواند به هرچه باکیفیت ­تر شدن کار منجر شود.

کتاب "در جستجوی نشانه‌ ها" با موضوع کلی‌ نشانه­ شناسی‌ ادبی‌، می‌‌ تواند منبع دریافت‌ های جدیدی از حوزه­ ی عملکرد علم نشانه­ شناسی‌ برای مخاطبین عام و علاقه­ مندان به مطالعه در زمینه‌ های مختلف علوم انسانی‌ باشد و همچنین دربردارنده ­ی نکات ظریف تر و جالب ­توجه ­تری برای دانشجویان رشته‌ های ادبیات، زبان­ شناسی‌، مطالعات فرهنگی‌، پژوهش هنر و ... باشد.

 

 

 

منابع

برتنز، یوهانس ویلم (۱۳۸۸). نظریه ­ی ادبی‌. ترجمه ­ی فرزان سجودی، تهران: انتشارات آهنگ دیگر.

کالر، جاناتان (۱۳۹۰). در جستجوی نشانه ­ها، نشانه­ شناسی، ادبیات، واساز. ترجمه­ی لیلا صادقی‌ و تینا امرالهی، تهران: نشر علم.

گرِماس، آلژیرداس ژولین (۱۳۸۹). نقصان معنا. ترجمه ­ی حمید­رضا شعیری، تهران: نشر علم. 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: