آیا باید استعاره و مجاز با رویکرد شناختی را بخوانیم؟

نوشته: حامد داراب

حامد داراب



ما در جهانی زندگی می کنیم، که بیشتر اوقات دوست ندارد آنچه را که هست، همان گونه بیان کند که وجود دارد. اصولا ما داریم در دنیایی زندگی می کنیم که خیلی اوقات خجالت می کشیم آن چیزی که هست را، همانگونه که وجود دارد، به یک نفر بگوییم.

 

 

دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم خیلی مایل است، برای چیزهایی که وجود دارد، یک چیزِ یک سان پیدا کند و زمانی که می خواهد از آن چیزِ اولی صحبت کند، به جای اشاره ی مستقیم به آن، نام آن چیزِ یک سان را به جایش بیاورد. خلاصه که جهان پیرامون ما مملو است از همه ی آن چیزی که می توانیم آن را استعاره بخوانیم، و درگیر است با همه ی چیزهایی که باید آنها را مجاز خطاب کنیم و این شاید به ما می فهماند که استعاره و مجاز تنها مخصوص ادبیات نیستند، و تنها موضوع هایی نمی باشند که در پیِ شان باید به کتاب های آرایه ی ادبی رجوع کنیم.

 

استعاره ها و مجازها آنقدر در لایه های اجتماعی، فرهنگی و انسانی زندگی ما رخنه کرده اند که گویی بخشی از هویت ما را تشکیل می دهند. شاید از همان ابتدا هم همینگونه بوده است. درست همان زمانی که نخستین استعاره ها از اعماق تاریخ بر می آمدند، یعنی همان موقعی که انسان در اثر وحشت یا تقدس نخواست نام یک شیء، جانور یا پدیده ای را به زبان بیاورد و ناگزیر آن را با واژه ای که مصداقش مشخص ترین یک سانی را با پدیده یا جانور یا شیء مورد نظر داشت مورد اشاره قرار داد، شاید از همان زمان بود که استعاره به زندگی انسانی و اجتماعی بشر رخنه می کرد، تا فیلسوفان با آنکه از پذیرش استعاره و مجاز در حوزه ی بیانِ افکار خویش خود داری می کنند اما در عمل با آنها بی اندیشند، شاعران با آنها بنویسند و روزگارِ امروز ما همراه با آن ها پیش برود. با این حال در صحت ادعای سطرهای بالا تنها می توانم پیشنهاد دهم که اندکی دقیق به پیرامون و بیان روزمره، تبلیغات بیلبوردها، تیتر روزنامه ها و مجله ها، سرخط اخبار رسانه ها، پیامک های گوشی همراه خویش و بسیاری موارد دیگر تامل نمایید، بی تردید آنچه که (در محور موضوع این مطلب) در آن ها خواهید یافت شگفت زده ی تان می کند. با این همه آن چیز که منجر به نوشتن این مطالب شد، کتاب بسیار مفید و قابل تاملی است که به تازه گی توسط نشرِ «نقشِ جهان» روانه ی بازار شده، کتابی با عنوان «استعاره و مجاز بارویکردی شناختی». این کتاب که مجموعه ی «ده» مقاله درباب استعاره و مجاز می باشد، پیش از این توسط «آنتونیو بارسلونا» ی اسپانیایی که پژوهش ها و تالیف هایش در حوزه ی استعاره و مجاز، مورد توجه زبان شناسان می باشد، جمع آوری شده است، مقاله های این مجموعه ی چهارصد و هجده صفحه ای هر کدام توسط یک نویسنده نوشته شده است، موضوعی که «لیلا صادقی» یکی از مترجمان این کتاب به بهانه ی آن معتقد است «دیدی وسیع تر را به مخاطبانش ارائه می دهد».

استعاره و مجاز با رویکردی شناختی اگرچه که شاید خواستگاه مقدمه ی این یادداشت را مورد بررسی قرارنمی دهد اما، در بسیاری از موارد همچون «دامنه ی استعاره» یا «استعاره ی شناختی در گفتمان و بیان» و مقاله ای که به دلیل انبوه تصاویر مهم کم کیفیت از مجموعه حذف شده است، به اعتبار نامش (که اگر اشتباه نکرده باشم مقاله ای بوده در باب) «استعاره و تبلیغات» نشان می دهد که موضوع هایش چگونه با زندگیِ زبانی، بیانی و انسانی، هم آمیختگی دارد. با همه ی این ها مجموعه ی مورد نظر که توسط استاد «فرزان سجودی» (که درس گفتارها و تالیف های مفیدشان در حوزه ی زبان شناسی و نشانه شناسی و … معرف حضور همگان می باشد) «تینا امراللهی» و «لیلا صادقی» به فارسی برگردان شده است، مجموعه ای ست که نویسندگانش اگر چه که گویا همگی پیرو نظریه ی شناختی هستند، اما باز هم تفاوت های بسیاری در رویکردهایشان مشخص و مشهود است، موضوعی که می تواند ما را با نمونه های فکری گوناگونی حول محور موردِ بحث آشنا سازد. همچنین در باب ترجمه ی اثر باید گفت، در کل ترجمه ای پویا و توانا دارد، پویا بودنش بیشتر به دلیل آن است که مترجمان رسم الخط و واژه برگردانی خاص خود را در آن به کار گرفته اند و توانایی اش بیشتر به آن دلیل است که در بیان مثال ها و نمونه ها خوب توانسته اند جایگزینی که معنا و مفهوم را به درستی انتقال دهد انتخاب نمایند. از این منظر می توان ترجمه ی مقاله های اول، پنجم، ششم، هشتم و دهم را، ترجمه های برجسته ی این کتاب معرفی نمود. اما بخشی از این کتاب که بی تردید برای اهالی شعر و ادبیات می تواند مورد توجه قرار گیرد، مقاله ی هشتم این کتاب است با عنوان « شعر و حوزه استعاره: به سوی نظریه شناختی در ادبیات» نوشته ی «مارگارت فریمن» همان کسی که معتقد است: «در تمام متون از استعاره استفاده می شود و استعاره در تمام مکالمات بشر هم بکار می رود». این مقاله ضمن ترجمه ی بسیار خوبی که دارد، از نظر نگارنده دریچه ی تازه ای را برای تماشای ادبیات و شعر از این زاویه گشوده است، دریچه ای که بی شک پی گیری آن شاید مسیری متفاوت را برای ادبیات دربرخواهد داشت. در پایان می توان نوشت کتاب استعاره و مجاز از آن سری کتاب هایی است که برای قشرهای مختلفی از پژوهشگران بخصوص آنها که بر روی موضوع هایی چون زبانشناسی روانشناسی و جامعه شناسی با رویکردی شناختی مطالعه و پژوهش می نمایند، کتاب تاثیرگذاری ست، از همان کتاب هایی که نخواندنش از دست دادن مطالبی ارزشمند است.

 

نقل مطلب از وبگاه "عجیب‌تر از بهشت"

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نام:

ایمیل: