شمس آقاجانی
آفریقا، ترکیه : بخشی از یک شعر بلند

گزارش سفر: «معناي عموميِ شير»

آفریقا، ترکیه : گزارش سفر
-----------------------------
آفـريقا
«معناي عموميِ شير»


خط استوا از شهرهاي زيادي مي‌گذرد


وقتي باريك‌تر شود


ساختمان‌ها، درياچه‌ها و پارك‌ها           و آدم‌هاي زيادي


                                              در دو طرف مي‌مانند


اين خط اگر باز هم باريك‌تر شود


همچنان از روي كسي رد خواهد شد


كه سال‌ها پيش گمش كردم


اين خاصيتِ عشق من است


(من اصلاً او را در دست نداشتم)


به آفريقا رسيدم


اگرچه اين بار هم تو را رد كردم


ولي اين هزار و يكصد دلارِ اضافه


زندگي‌ام را دگرگون مي‌كند.


 


 


در اين شهر تاريك


شير مي‌خواهم       با تمام معادل‌هايش در زبان فارسي


اين حق من است


اين زبان كه فقط دردسرهاش مال ما نيست


فرانسوي خودش مي‌داند كه حتي يك شبش را تحمل نكرد


خيلي سخت بود،


جز نفَس­ام ـ كه آن هم به سختي ـ چيزي بيرون نمي‌آمد


غالباً در مواقع اظطراري


شير مي‌خواهم


كه فهماندنش مشكل است.


 


 


در آسانسورِ هتل شرايتون


عشق، رفتار مختلطي دارد


بيرون كه مي‌روي،


              بوي زرافه مي‌گيرد


يا شير (در معناي عمومي‌اش)


                         و چيزهايي از اين قبيل


آسانسورِ هتل شرايتون،


مناسب‌ترين جا براي مردن است.


چه خوب كه در تقاطعِ با نازك‌ترين خط استوا مانده‌اي


كه باز هم از روي تو رد كردم


كه هرگز ترا نداشته‌ام.


 


 


در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه:


در اين شهر تاريك


ما همچنان شما را دوست داريم


حتي اگر اچ‌ آي ‌ويِ‌تان، مثبت باشد.




زيمبابوه
تابستان 1382


« نظر خوانندگان »
 
 
 اين سايت ماهی یکبار به روز مي شود و نقل مطالب آن به جز لينک مستقيم، تنها با اجازه نويسنده(ليلا صادقي) مجاز است